ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺳﻤﯽ م.ا (مِه)

درباره وبلاگ

بایگانی

دسته‌بندی

فهرست

‌پیوست

نویسندگان

ابر برچسب‌ها

لینک‌های روزانه

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
google-site-verification: google91dcd585aebc87c6.html


نویسنده :م. ا (مِه)
تاریخ:پنجشنبه 23 اسفند 1397-02:19 ب.ظ

سربسته


سخنانی چند از موضوع‌هایی پراکنده، در روزهای واپسین سال ۹۷

 ۱. دانسته‌های آدمی در برابر نادانی‌ها وی، بسیاربسیار اندک است،
 به گفتۀ عزیزی از رفتگان اینجانب: «جمله‌ی 'به معلومات ما اضافه شد' عبارتی است که دلالت بر معنی اشتباهی دارد، و به جای آن، بهتر است که بگوییم: "از مجهولات ما کاسته شد"، زیرا معلومات هر یک از ما، بسی ناچیزتر از آن است که بتوان، آنرا در حساب آورد.»
 وی گهگاه زیرلب سخنی¹ را بازگو می‌کرد: ارزش مرد به علم است و ارزش علم به مال

 ۲. نقطه، خط، صفحه و حجم، مفاهیمی هندسی هستند: هر حجم از شمار بسیاری از صفحه‌ها، و هر صفحه از شمار بسیاری از خط‌ها، و هر خط از شمار بسیاری از نقطه‌ها پدید می‌آیند، و این یعنی، حجم دارای سه بعد، صفحه دارای دو بعد، و خط دارای یک بعد است. 
 در هندسه اقلیدسی، نقطه را می‌توان بی‌بعد دانست و چنانچه این بعدی را نشانی از بی‌نهایت بدانیم، پس: هر خط، هر صفحه و هر حجم، باید از شمار بی‌نهایتی از بی‌نهایت پدید آمده باشد، و همچنین از سوی دیگر، عرض خط و پهنای صفحه نیز، باید بی‌نهایت باشد، و لذا در کل، شاید بتوان اینگونه نتیجه گرفت: هر خط، هر صفحه و هر حجم، بی‌نهایت است؛ به عبارت دیگر، یک خط یک متری و یا یک صفحه یک مترمربعی و یا یک حجم یک مترمکعبی، در عینی که دارای اندازه و بعد هستند، در همان حین، بی‌بعد و بی‌نهایت است…، مع الوصف نکته اینجاست که در هندسه اقلیدسی، هنگام بررسی دربارۀ بی‌بعدی نقطه، همواره با تناقضات و پارادوکس‌هایی روبرو می‌شویم؛ مانند، بی‌نهایت، تعداد ندارد، و یا اینکه بی‌نهایت، بخش و یا جزیی از چیزی نیست، و یا امکان خطا در محاسبات روتین هندسی…، و لذا یا، درستی بررسی ما، و یا اساس و درستی این هندسه به زیر پرسش می‌‌رود، و از اینرو با استناد به چنین هندسه‌ای، نمی‌توان به صحت نتایج این بررسی، اطمینان کرد!
 ولی در هندسه‌های نااقلیدسی که به واقعیت جهان نزدیک‌ترند، وضع، متفاوت است، در آنجا فضا انحنا دارد و لذا نقطه را می‌توان دارای بعد دانست! و این نکته، بسیار مهم است…، 

در واقع، این مفاهیم هندسی (نقطه، خط، صفحه…) برای ساده‌ کردن موضوع، واکاوی، تجزیه و یادگیری بهتر، نوآوری و تعریف شده‌اند، و لذا این به آن معنا نیست که هر یک از این تعاریف، هویت داشته باشد؛ برای نمونه، جانداران و یا انسان‌هایی هستند که محیط پیرامون خویش را بصورت دوبعدی یا صفحه می‌بینند، ولی آنچه وجود دارد، صفحه نیست، بلکه دست‌کم، دارای سه بعد است....

 ۳. در مقوله زمان و مکان، مکان فقط به مفهوم جای و محل نیست، بلکه مکان، ابعاد است و لذا هر هستنده‌ای، فارغ از محل خویش نیز، یک مکان است زیرا ابعاد دارد، ابعادی که وجودشان با زمان، عجین شده است؛ آنگونه که در جهان هستند‌ه‌ها، زمان و مکان یک واقعیت درهم‌تنیده (فضازمان) است و چنانچه در شرایطی، زمان محو شود، پس جهان، دیگر، جهان هستنده‌ها نیست….

 ۴. به درستی روشن نیست که چرا بسیاری از مدیران و صاحبان واحدهای اقتصادی، نقش حاکمان را ایفا می‌کنند زیرا به نظر، مدیر کسی است که کار را می‌داند و می‌داند افراد و چیزهای مورد نیاز را چگونه در راستای آن کار قرار دهد، بچیند و اداره کند، و همچنین صاحبان نیز مالکان سرمایه هستند، و لذا ارزش اقتصادیِ سرمایۀ صاحبان و  همچنین ارزش کار مدیران، همانند ارزش کار و خدمات دیگر کارکنان، در ارزش 'خروجی کار' مسطور می‌شود، در صورتیکه بسیاری از اینان خود را مالکان تمام‌قدِ کار یا کالای خروجی، ارزش اضافی و استغفرالله، خدای دیگرِ کارکنان می‌دانند…، 
 به گمان نزدیک، در جهان، اقتصاد سرمایه‌داری؛ آنگونه که غربیان تعریف و عمل کرده‌اند، رو به زوال است، و قطعاً این وظیفه نمایندگان مردم است که با تدوین و تصویب طرح‌ها، اساسنامه‌ها و تعاریف عدالت‌محور، بنیاد یک اقتصاد سالم و خداپسند را در ایران پی‌ریزی کنند….

 ۵. در زمان 'جنگ‌ جهانی دوم'، در اردوگاه‌های اسیران، مسابقه‌های فوتبال میان اسیران و سرپرستان اردوگاه‌ها برگزار می‌شد، و بدین ترتیب، میل به ستیز و گرایش به دشمنی‌ها و جنگ‌های خانمانسوزی که در وجود آنان نسبت به یکدیگر جاری بود را جامۀ صلح و دوستی پوشاند؛ به عبارتی دیگر: ضرورت جنگ ولی در صلح! صلحی که فراتر از اروپا، پیامی جهانی شد؛ فوتبال اروپا، امریکای‌ لاتین، آسیا…،
 به گفتۀ برخی از کارشناسان، سبک و سیاق فوتبال ما بسیار بیشتر از آنکه شبیه به اروپایی‌ها باشد، نزدیک به فوتبال 'امریکای‌ لاتین' است، و چنانچه این گفته، درست باشد، پس بر روال و شیوه اروپایی، نمی‌توان به پیشرفت‌های زیادی رسید، و چه بسا آینده درخشان در گرو استفاده ما از مربیان موفق امریکای‌ لاتین؛ مانند برزیل، آرژانتین… باشد. (؟)

_ نامه‌ای برای بازدیدکنندگان گرامی این وبلاگ،
اسفندماه ۹۷، ㄠ


----------------------
¹. مرا به تجربه معلوم شد در آخر حال / که قدر مرد به علم است و قدر علم به مال 
و یا: 
مرا به تجربه به معلوم شد در آخر سال / که قدر مرد به علم است و قدر علم به مال
به تجربه معلوم شد مرا در آخر کار / که قدر مرد به علم است و قدر علم به مال
جلال‌الدین دوانی، 
از حکیمان ایرانی سده نهم هجری خورشیدی




نظرﻫﺎ() 

نوع مطلب : ﻧﺎﻣﻪﻫﺎ 



  • تعداد صفحه‌ها :3
  • 1  
  • 2  
  • 3