نامک • نام وبلاگ نامَک: نامه: ا. «پهـ. nãmak» نوشته، کاغذ نوشته‌شده، کتاب (فرهنگ عمید و دیگران) • موضوع وبلاگ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺩﺭ حوزه و ﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎﯼ ﺍﺩﺑﯽ • مدیر وبلاگ کنیه هنری: مِه نام: مهرداد امامی موسوی کار: دفترکار؛ نگارش و کشاورزی ـ تهران امضاء: ㄠ «همه ﺣﻘﻮﻕ ﺍﻳﻦ ﻭﺑﻼﮒ ﻣﺤﻔﻮﻅ ﺍﺳﺖ» http://naamak4meh.mihanblog.com 2020-07-08T22:51:29+01:00 text/html 2020-06-16T11:51:02+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) پسر خوب http://naamak4meh.mihanblog.com/post/198 این مطلب رمزدار است و از طریق فید قابل خواندن نمی باشد، جهت مشاهده متن مطلب با ورود به بلاگ رمز مطلب را وارد نمایید. text/html 2020-05-10T18:18:16+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) اقتصاد سوم http://naamak4meh.mihanblog.com/post/197 این مطلب رمزدار است و از طریق فید قابل خواندن نمی باشد، جهت مشاهده متن مطلب با ورود به بلاگ رمز مطلب را وارد نمایید. text/html 2020-04-11T18:29:26+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) دره http://naamak4meh.mihanblog.com/post/196 <font face="courier new, courier, monospace" size="4">&nbsp;</font>&nbsp;<div><font size="4" face="courier new, courier, monospace">&nbsp;بهار آنجاست، این روزها و شب‌ها، بر بالای دره شهر... و من بر این پایین، دور و نزدیک را می‌بینم، بهارِ زیبا و بی‌بهارِ زیبایی‌!</font><div><font face="courier new, courier, monospace" size="4"><br></font></div><div style="text-align: left;"><font face="courier new, courier, monospace" size="4">&nbsp;</font><font size="2" face="times new roman, times, serif">_ فروردین‌ماه ۹۹، ㄠ</font></div><div style="text-align: left;"><font size="2" face="times new roman, times, serif"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="2">&nbsp;----------</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="2">* میان زیبا و زیبایی تفاوت است...</font></div> </div> text/html 2020-03-04T17:42:26+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) واقع‌گرایی (۲۸) http://naamak4meh.mihanblog.com/post/195 این مطلب رمزدار است و از طریق فید قابل خواندن نمی باشد، جهت مشاهده متن مطلب با ورود به بلاگ رمز مطلب را وارد نمایید. text/html 2020-02-02T18:34:15+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) راه ۲ http://naamak4meh.mihanblog.com/post/194 <div style="text-align: left;"><br></div><div style="text-align: left;"><br></div><div style="text-align: left;"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="https://drive.google.com/uc?export=download&amp;id=1LVjUdommNFQHGkoO8FEO970DvYELpmLj" alt=""><font size="2" face="times new roman, times, serif">_ پیوستگی کوتاه‌نویسی و نگارگری،</font></div><div style="text-align: left;"><font size="2" face="times new roman, times, serif">بهمن‌ماه ۹۸،&nbsp; ㄠ</font></div> text/html 2019-12-22T20:06:54+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) واقع‌گرایی (۲۷) http://naamak4meh.mihanblog.com/post/193 <div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;• ابوعلی سینا:</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;ابوعلی حسین عبدالله سینا، زاده یکم شهریور ۳۵۹ هجری خورشیدی، روستای اَفشَنَه، بخارا،¹ حکیمی تام، دانشگری مسلمان، و فرزانه نام‌آوری از ایران‌زمین ²</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp; &nbsp;</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;دوران کودکی و نوجوانی ابوعلی سینا در روستای افشنه و سپس در شهر بخارا (هر دو در استان بخارا) سپری شد. در آن دوران، بخارا مرکز فرمانروایی دودمان سامانیان بود، و نیز یکی از مادرشهرهای فرهنگیِ مطرح و کارآمد در امر آموزش و پرورش به شمار می‌رفت. ³</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;بوعلی، هوش و ذکاوت سرشار و شگفت‌آوری داشت و پدر که به توانایی‌های فرزندش پی‌برده بود، در امر آموزش و پرورش وی، زیر نظر استادان کارآزموده و مجرب، از هیچ‌گونه کوششی، کوتاهی و دریغ نکرد؛ تا به آنجایی که بوعلی در پایان دوره نوجوانی، در علوم قرآنی، فقه و همچنین یادگیری فن پزشکی...، عالمی نامدار بود.</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;این عالم نامدار، چندی پس از فوت پدر، بنا را بر خانه‌بدوشی گذارد و در این راه با روی آوردن به حرفه پزشکی، گذران زندگی می‌کرد. ولی کارها و کارمایه‌های بوعلی، منحصر به پزشکی نبود بلکه آن کاری که وی در این خانه‌بدوشی کرد، کارستانی شد…. ⁴</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; و اما گزیده‌ای درباره کارها و اندیشه‌های ابوعلی سینا:</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;ابوعلی سینا در ابتدای فصل نخست از کتاب شفا،⁵ به تعریف 'منطق' می‌پردازد و منطق را علمی می‌نامد که می‌تواند به انسان یاری کند تا بداند که از میان آنچه در ذهنش می‌آید و درک می‌شود، کدام‌ها به یقین، و کدام‌ها به گمان و کدام‌ها به جهل (یا مغلطه) تعلق دارند. و در این تعریف، در حین بازگویی دیدگاه‌های خویش، ارکان این علم و شیوه‌های بکارگیری درست آنرا نیز برای رسیدن به نتایج صحیح، بطور ضمنی یاد می‌دهد... ⁶</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;تعریفی که سینا از منطق می‌کند، برابر با تعریف ارسطو از منطق است، با این تفاوت که ارسطو، منطق را یک وسیله و ابزاری می‌نامد و سینا آنرا علم...، که البته این مورد، چندان تفاوتی را ایجاد نمی‌کند، زیرا آنچه در لابلای گفته‌های سینا درک می‌شود آنست که وی معنی علم را بیشتر، نه آگاهی بلکه راه بدست آوردن آگاهی‌ها می‌داند، و لذا از این دید، علم، فعلِ دانش است که در زیرمجموعه‌ای از مجموعه‌ی دانش قرار می‌گیرد…. ⁷</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;مورد دیگر آنست که، ارسطو در کتاب 'کاتگوریای'، در شمار مقولات، 'جوهر' یا 'اوسیا' را نخستین مقوله از مقولات ده‌گانه⁸ برمی‌شمارد، و در کتاب 'متافیزیک' در تببین آن می‌گوید «جوهر، آن موضوعِ نخستینی است که محمولِ موضوع دیگری واقع نمی‌شود و این 'موضوع' می‌تواند؛ آتش، آب، خاک، هوا... (آغازه‌های آفرینش) باشد و یا خودِ 'چیستی' یا ماهیتِ کلی هستنده‌ها.» (متافیزیک. کتاب پنجم، فصل ۸، ۲۳ آ ۱۷ ۱۰)</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;ولی سینا، در بحث اجناس ده‌گانه، در تبیین جوهر می‌گوید «جوهر، آن هر چیزی است که وجودش ذاتاً در 'موضوع' نیست، یعنی: در محل قریبی‌ست که به فعل و بدون تقویم، قائم به خود باشد.»&nbsp; و در 'مسئله نخست از بخش إلهیات' می‌گوید «ممکن است چیزی در محلی وجود پیدا کند، و با این وصف جوهر باشد، ولی در موضوع نباشد. و آن در جایی است که آن محل متقوم به ذات (ذاتش) نباشد، و به وی محتاج باشد.» و در 'مقاله نخست از بخش طبیعیات' می‌گوید «حرکت در چیزی است که کم‌وبیش‌ پذیرد، پس هیچ حرکتی در جوهر نباشد، و کون و فساد جوهر به حرکت نیست، بلکه امری دفعی است.» و در 'سرمقاله‌ی پنجم از بخش طبیعات' درباره جوهر می‌گوید «نفس انسانی جوهری است غیرجسم» ← ص ۲</font></div><div style="text-align: right;"><br></div> text/html 2019-12-10T19:26:11+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) جهان ۲؟ http://naamak4meh.mihanblog.com/post/192 این مطلب رمزدار است و از طریق فید قابل خواندن نمی باشد، جهت مشاهده متن مطلب با ورود به بلاگ رمز مطلب را وارد نمایید. text/html 2019-11-14T13:18:42+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) واقع‌گرایی (۲۶) http://naamak4meh.mihanblog.com/post/190 <div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; • ابوالحسن خرقانی:</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; &nbsp;ابوالحسن علی جعفر خرقانی، زاده ۳۴۲ هجری خورشیدی در دهستان خَرَقان،¹ جوانمردی اُمی از پیران طریقت در ایران، و شیخی نامی از راهبان راستی در جهان</font></div><div style="text-align: center;"><i><font face="times new roman, times, serif" size="4"><br></font></i></div><div style="text-align: center;"><i><font face="times new roman, times, serif" size="4">شیخ رضی‌الله (خرقانی) از صوفی‌ای پرسید که</font></i></div><div style="text-align: center;"><i><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;«درویش کرا گوئیت؟» گفت «آنرا که از دنیا خیرش نبُوَد.»&nbsp;</font></i></div><div style="text-align: center;"><i><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;شیخ گفت «چنان نیست بل که درویش آن بُوَد که در دلش اندیشه نبُوَد،&nbsp;</font></i></div><div style="text-align: center;"><font face="times new roman, times, serif"><i><font size="4">و می‌گوید و گفتارش نبُوَد، و می‌بیند و دیدارش نبُوَد،&nbsp;</font></i><i><font size="4">و می‌شنود و شنوایی‌اش نبُوَد،&nbsp;</font></i></font></div><div style="text-align: center;"><i><font face="times new roman, times, serif" size="4">و می‌خورد و مزه طعامش نبُوَد، و حرکت و سکونش نبُود، و اندوه و شادی‌اش نبُوَد،</font></i></div><div style="text-align: center;"><i><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;درویش این بُوَد.» ²</font></i></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;درباره زندگانی این شیخ، و در باب بررسی پیرامون بینش و منش وی، ‌و‌ همچنین بر اساس علم‌ الاقوال، می‌توان به کتاب‌های ارزشمندی؛ چون طبقات‌الصوفیه، شیخ‌الاسلام ــ نفحات‌الانس، جامی ــ مرصادالعباد، نجم رازی ــ کشف‌المحجوب، هجویری ــ منطق‌الطیر و تذکرة‌الاولیا، شیخ عطار ــ و همچنین به کتاب نورالعلوم یا مجموعه سخنان وی، استناد و آغاز به پژوهش و تفحص کرد و اگرچه عرفان را، نه آغاز ا‌ست، نه پایان و نه پژوهش…</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; پژوهشی همانند با بیرون زدن از خانه، برای یافتن خانه! خانه‌ای‌ که هست، پس جستجویی در کار نیست؟ و جستجویی چون، همیشه و هر دم، گمشده‌ای هست! خانه، پس خواستنی در کار نیست؟</font></div><div style="text-align: center;"><i><font face="times new roman, times, serif" size="4">شبلی* گفته است «آن خواهم که نخواهم»</font></i></div><div style="text-align: center;"><i><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp;و وی (خرقانی) گفت «که این هم 'خواستی' است.» ³</font></i></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; خرقانی، از مشایخ بنامِ سده‌های چهارم و پنجم هجری‌ بود که در دوران گذار و پرآشوبی از تاریخ سرزمین ایران می‌زیست. در آن دوران، قطعه قطعۀ این خاک، و تکه تکۀ مردمانش چونان نعمات و گوشت‌هایی قربانی میان سرداران و حاکمان دست بدست می‌شد. در هر گوشه و کنار، به زیر درفشی برافراشته، مردمانی بینوا از آینده‌ای ناپیدا و تاریخی که ایشان را به فراموشی خواهد سپرد، سخن می‌گفتند…⁴</font></div><div style="text-align: right;"><font face="times new roman, times, serif" size="4">&nbsp; شیخ ما از اهالی و از مردمی پایین‌دست بود. با حرفه‌هایی چون پرورش دام و کرایۀ اموال روزگار می‌گذراند، و مصیب‌ مرگ یک فرزند (و شاید دو فرزند) را در کارنامه زندگانی خویش به همراه داشت.⁵ وی یک مسلمانِ دیندار و متدین بود. و در راهبی، به عارف نامدار «بایزید بسطامی» گرایش داشت که نزدیک به یکصد و اندی سال پیش از آن زمان، در بخش بسطام می‌زیست. شیخ ابوالحسن خرقانی، مرشدِ مریدان و سیدِ دوستداران بسیاری بود که پیوسته ایشان را به رسم جوانمردی،⁶ پرورش و حکمت می‌داد. در آن دوران، عارفان، فیلسوفان، دانشمندان و شاعران بزرگ و برجسته‌ای می‌زیستند که چند تن از اینان بر پایه گزارش‌های تأییدنشده، گاه و بی‌گاه به دیدار شیخ می‌شتافتند و وی را بزرگداشت می‌کردند. سلطان محمود غزنوی نیز در سرای شیخ، با او ملاقات داشت. شیخ‌الاسلام «خواجه عبدالله انصاری» نیز ارادت ویژه‌ای نسبت به او نشان می‌داد و قدری متأثر از وی بود: ← ص ۲</font></div></div><div style="text-align: right;"><br></div> text/html 2019-10-07T20:05:41+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) جهان ۱؟ http://naamak4meh.mihanblog.com/post/183 این مطلب رمزدار است و از طریق فید قابل خواندن نمی باشد، جهت مشاهده متن مطلب با ورود به بلاگ رمز مطلب را وارد نمایید. text/html 2019-09-10T14:20:05+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) کبود http://naamak4meh.mihanblog.com/post/182 <div><font size="4" face="courier new, courier, monospace"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="courier new, courier, monospace">&nbsp;گلدسته‌های سرخ روانه کنم، به رنگ کبود؛ به هیمنه تاریکی…، به شب‌ِغریبان سیاهپوش</font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="courier new, courier, monospace"><br></font></div><div style="text-align: left;"><font size="2" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">_ شهریورماه ۹۸، ㄠ</font></div> text/html 2019-07-26T07:47:41+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) واقع‌گرایی (۲۵) http://naamak4meh.mihanblog.com/post/181 <div><font size="4" face="times new roman, times, serif">&nbsp;</font></div><div><font size="4" face="times new roman, times, serif">&nbsp;• محمد زکریای رازی:</font></div><div><font size="4" face="times new roman, times, serif"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="4" face="times new roman, times, serif">لعمری، ما أدری، وقد آذن البلى /&nbsp; بعاجل ترحال، إلى أین ترحالی؟&nbsp;</font></div><div style="text-align: center;"><font size="4" face="times new roman, times, serif">وأیـن محـل الروح بعد خروجـــــه / من الهیكل المنحل، والجسد البالی؟&nbsp;</font></div><div style="text-align: left;"><font size="4" face="times new roman, times, serif">رازی¹&nbsp; &nbsp;</font></div><div><font size="4" face="times new roman, times, serif"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="times new roman, times, serif">&nbsp;محمد زکریای یحیی‌ آل رازی، زاده پنجم شهریور ۲۴۳ هجری خورشیدی،² ری قدیم، دانشمند نامی و بلندپایه ایرانی درحوزه‌های گوناگون دانش…؛ اندیشمندی که نزدیک به هفتصد سال، پیش از غربیان، آغازگر شیوۀ پژوهش‌ و بررسی بر پایه روش‌های‌ علمی، در ایران شد…</font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="times new roman, times, serif"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="times new roman, times, serif">&nbsp;پژوهش درباره شخصیت‌ها؛ گفتار، رفتار...، و این تحقیق در هر بابی که باشد، همواره و چنانچه به شیوه درست انجام گیرد، ناگزیر جوینده را به سوی بررسی و شناختِ انگیزه‌ها، زمینه‌ها، بستر و کنکاش در شرایط محیطی پیرامون وی رهنمون می‌دارد. زیرا اگرچه این بزرگان در اوج باشند، در صدر نشینند و یا از حیثی تعبیر به قله کوه‌ها شوند، باز باید دامنه‌هایی نیز باشند که قله‌ها بر آنها استوار گردند.</font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="times new roman, times, serif">&nbsp;مانایی اجتماعات به گونه شگفت‌آوری، بستگی به پیوند میان انسان‌ها دارد. اینکه برای این ماندگاری، تنها به بقای یک قوم و یا نژادی خاص بسنده کنیم، و اگرچه این قوم، شمارش بسیار باشد، باز هم و بی‌گمان، در آن هنگام که شرایط زیستی تغییر کند، آن اجتماع نیز از هم فروپاشد. زیرا همواره این تنوع ژنتیکیِ حاصل از پیوند میان اقوام است که خواهد توانست، آن اجتماع را به سوی سازگاری بَرد. و باز و دوباره باز جمعیت آنرا افزون کند. استعدادهای نوین را به پیشکش دهد، به فعل آورد تا سبب پیشرفت گردند. ³</font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="times new roman, times, serif">&nbsp;و روی دیگر این سکه، محتوایی است که سرشتش به فراتر از شرایط و شخصیت‌ها اشاره دارد؛ علتی که هیچ‌‌گونه فاعلی را نمی‌پذیرد و گویی هیچ‌گاه رخ نداده است، زیرا همیشه و همواره بوده است، و خواهد بود….</font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="times new roman, times, serif"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="times new roman, times, serif">&nbsp;در سال ۱۲۸ هجری خورشیدی، حکومتِ خودکامه امویان سرنگون شد (به یاری ایرانیان، ابومسلم خراسانی)، و دوران حکومت عباسیان فرارسید. عباسیان که می‌دیدند شرایط حاکم بر دوران، دیگر همانند گذشته‌ها نیست، پس به آرامی سیاست و شیوه حکمرانی خود را با وضع موجود، هماهنگ کردند. در این دوران، توانمندی و نفوذ ایرانیان از نظر نظامی، سیاسی و فرهنگی رو به فزونی گذاشت تا به آنجایی که در سال ۱۹۲ هجری خورشیدی، توانستند (بدست سردار ایرانی، طاهر)، پس از شکست دادن امینِ عباسی، مأمون را بر منصب خلافت نشانند. در زمان مأمون و سپس معتصم، شرایطی شبیه به دوره دوم قرون وسطی شکل گرفت، و مجالس گفتگو و مناظره در موضوع‌های گوناگون؛ مانند فلسفه، منطق، ادبیات و فقه برگزار شد...</font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="times new roman, times, serif">&nbsp;در واقع&nbsp; عباسیان از فرهنگ، دانش، سیاست، مدیریت و همچنین از توان نظامی دیگران، و به ویژه ایرانیان در راستای ماندگاری و حفظ حکومت خویش و دستیابی بر دارایی‌های آنها بهره‌ها بردند، ولی هیچ‌گاه نتوانستند از ضرورت رو به افزایش توان حکومت‌های تابع و به موازات آن، از روند کاهش چیرگی و استیلای خود بر سرزمین‌های دیگران جلوگیری کنند.</font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="times new roman, times, serif">&nbsp;با فرارسیدن سده سوم هجری خورشیدی، و روی کار آمدن حکومت نیمه‌مستقل طاهریان، دوران نوینی در تاریخ ایران آغاز شد! دورانی پرآشوب، همراه با دگرگونی‌ها و تحولاتی اساسی و اجتماعی، در زمینه‌های سیاسی، نظامی و کشورمداری، فرهنگ و اقتصاد... ←ص۲</font></div><div style="text-align: right;"><br></div> text/html 2019-07-16T17:42:17+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) آینده ساده؟ http://naamak4meh.mihanblog.com/post/180 این مطلب رمزدار است و از طریق فید قابل خواندن نمی باشد، جهت مشاهده متن مطلب با ورود به بلاگ رمز مطلب را وارد نمایید.