نامک • نام وبلاگ نامَک: نامه: ا. «پهـ. nãmak» نوشته، کاغذ نوشته‌شده، کتاب (فرهنگ عمید و دیگران) • موضوع وبلاگ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺩﺭ حوزه و ﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎﯼ ﺍﺩﺑﯽ • مدیر وبلاگ کنیه هنری: مِه نام: مهرداد امامی کار: دفترکار؛ نگارش و کشاورزی ـ تهران امضاء: ㄠ «همه ﺣﻘﻮﻕ ﺍﻳﻦ ﻭﺑﻼﮒ، ﻣﺤﻔﻮﻅ ﺍﺳﺖ.» http://naamak4meh.mihanblog.com 2019-09-13T03:11:57+01:00 text/html 2019-09-10T09:50:05+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) کبود http://naamak4meh.mihanblog.com/post/182 <div><font size="4" face="courier new, courier, monospace"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="courier new, courier, monospace">&nbsp;گلدسته‌های سرخ روانه کنم، به رنگ کبود؛ به هیمنه تاریکی…، به شب‌ِغریبان سیاهپوش</font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="courier new, courier, monospace"><br></font></div><div style="text-align: left;"><font size="2" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">_ شهریورماه ۹۸، ㄠ</font></div> text/html 2019-07-26T03:17:41+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) واقع‌گرایی (۲۵) http://naamak4meh.mihanblog.com/post/181 <div><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;</font></div><div><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;• محمد زکریای رازی:</font></div><div><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">لعمری، ما أدری، وقد آذن البلى /&nbsp; بعاجل ترحال، إلى أین ترحالی؟&nbsp;</font></div><div style="text-align: center;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">وأیـن محـل الروح بعد خروجـــــه / من الهیكل المنحل، والجسد البالی؟&nbsp;</font></div><div style="text-align: left;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">رازی&nbsp; &nbsp;</font></div><div><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;محمد زکریای یحیی‌ آل رازی، زاده پنجم شهریور ۲۴۳ هجری خورشیدی،² ری قدیم، دانشمند نامی و بلندپایه ایرانی درحوزه‌های گوناگون دانش…؛ اندیشمندی که نزدیک به هفتصد سال، پیش از غربیان، آغازگر شیوۀ پژوهش‌ و بررسی بر پایه روش‌های‌ علمی، در ایران شد…</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;پژوهش درباره شخصیت‌ها؛ گفتار، رفتار...، و این تحقیق در هر بابی که باشد، همواره و چنانچه به شیوه درست انجام گیرد، ناگزیر جوینده را به سوی بررسی و شناختِ انگیزه‌ها، زمینه‌ها، بستر و کنکاش در شرایط محیطی پیرامون وی رهنمون می‌دارد. زیرا اگرچه این بزرگان در اوج باشند، در صدر نشینند و یا از حیثی تعبیر به قله کوه‌ها شوند، باز باید دامنه‌هایی نیز باشند که قله‌ها بر آنها استوار گردند.</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;مانایی اجتماعات به گونه شگفت‌آوری، بستگی به پیوند میان انسان‌ها دارد. اینکه برای این ماندگاری، تنها به بقای یک قوم و یا نژادی خاص بسنده کنیم، و اگرچه این قوم، شمارش بسیار باشد، باز هم و بی‌گمان، در آن هنگام که شرایط زیستی تغییر کند، آن اجتماع نیز از هم فروپاشد، زیرا همواره این تنوع ژنتیکیِ حاصل از پیوند میان اقوام است که خواهد توانست، آن اجتماع را به سوی سازگاری بَرد، و باز و دوباره باز جمعیت&nbsp; آنرا افزون کند، استعدادهای نوین را به پیشکش دهد، به فعل آورد تا سبب پیشرفت گردند. ³</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;و روی دیگر این سکه، محتوایی است که سرشتش به فراتر از شرایط و شخصیت‌ها اشاره دارد، علتی که هیچ‌‌گونه فاعلی را نمی‌پذیرد و گویی هیچ‌گاه رخ نداده است زیرا همیشه و همواره بوده است، و خواهد بود….</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;در سال ۱۲۸ هجری خورشیدی، حکومتِ خودکامه امویان سرنگون شد (به یاری ایرانیان، ابومسلم خراسانی)، و دوران حکومت عباسیان فرارسید. عباسیان که می‌دیدند شرایط حاکم بر دوران، دیگر همانند گذشته‌ها نیست، پس به آرامی سیاست و شیوه حکمرانی خود را با وضع موجود، هماهنگ کردند. در این دوران، توانمندی و نفوذ ایرانیان از نظر نظامی، سیاسی و فرهنگی رو به فزونی گذاشت تا به آنجایی که در سال ۱۹۲ هجری خورشیدی، توانستند (بدست سردار ایرانی، طاهر)، پس از شکست دادن امینِ عباسی، مأمون را بر منصب خلافت نشانند. در زمان مأمون و سپس معتصم، شرایطی شبیه به دوره دوم قرون وسطی شکل گرفت، و مجالس گفتگو و مناظره در موضوع‌های گوناگون؛ مانند فلسفه، منطق، ادبیات و فقه برگزار شد...، در واقع&nbsp; عباسیان از فرهنگ، دانش، سیاست، مدیریت و همچنین از توان نظامی دیگران، و به ویژه ایرانیان در راستای ماندگاری و حفظ حکومت خویش و دستیابی بر دارایی‌های آنها بهره‌ها بردند، ولی هیچ‌گاه نتوانستند از ضرورت رو به افزایش توان حکومت‌های تابع و به موازات آن، از روند کاهش چیرگی و استیلای خود بر سرزمین‌های دیگران جلوگیری کنند…</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;با فرارسیدن سده سوم هجری خورشیدی، و روی کار آمدن حکومت نیمه‌مستقل طاهریان، دوران نوینی در تاریخ ایران آغاز شد! دورانی پرآشوب، همراه با دگرگونی‌ها و تحولاتی اساسی و اجتماعی، در زمینه‌های سیاسی، نظامی و کشورمداری، فرهنگ و اقتصاد... ←ص۲</font></div><div style="text-align: right;"><br></div> text/html 2019-07-16T13:12:17+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) آینده ساده؟ http://naamak4meh.mihanblog.com/post/180 این مطلب رمزدار است و از طریق فید قابل خواندن نمی باشد، جهت مشاهده متن مطلب با ورود به بلاگ رمز مطلب را وارد نمایید. text/html 2019-06-17T07:22:25+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) دوری http://naamak4meh.mihanblog.com/post/179 <div><font size="4" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif"><br></font></div><div><font size="4" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">&nbsp;بهره‌گیری درست از خرد، تلمباری از گمان‌هاست و این یعنی،&nbsp; دوری از بدگمانی…، بهره‌گیری درست از زبان، کوهی از واژه‌هاست، و این یعنی، دوری از ناشنوایی…، و بهره‌گیری درست از خویش، آمیزه‌ای از زندگی‌هاست و این یعنی، دوری از نامردی‌….</font></div><div><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif"><br></font></div><div><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif"><br></font></div><div style="text-align: left;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">&nbsp;_ زادروزت شادباد،</font></div><div style="text-align: left;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">نامه به ***،&nbsp;</font></div><div style="text-align: left;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">خردادماه ۹۸،&nbsp; ㄠ</font></div><div><br></div> text/html 2019-06-13T05:40:42+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) تپه http://naamak4meh.mihanblog.com/post/178 <div><font size="4" face="courier new, courier, monospace"><br></font></div><div><font size="4" face="courier new, courier, monospace">&nbsp;ریزه‌های خاک در کنار تپه‌های پایین شهر ریخت می‌گیرند؛ گرد، لوز، تخت، و پس از باران‌های بهاری…، اینان با ما چندان ناساز نیستند، زیرا نفس می‌کشند، و پس از ربودن جان‌ها</font></div><div><br></div><div><br></div><div style="text-align: left;"><font size="2" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">_ خردادماه ۹۸، ㄠ&nbsp;</font></div> text/html 2019-04-28T22:25:46+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) واقع‌گرایی (۲۴) http://naamak4meh.mihanblog.com/post/177 <div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;• دین اسلام:</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;اسلام در لغت به معنی تسلیم و اطاعت، داخل شدن در صلح و دوستی…، و در معنای خاص، نام دینی‌ که پیامبرش ابوالقاسم محمد (ص) است؛ مردی از شجره چهل‌ونهم¹ از تبار حضرت آدم (ع) که در سال دهم پیش از هجرت (سال سوم پس از مبعث)، برابر با سنه ۶۱۱ میلادی، در سرزمین حجاز، شهر مکه، رسالتش را آشکار کرد.²</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;و رسالتِ آشکار، در راستای اصول این دین است. و اصول دین اسلام، نخست، باور به توحید یا یگانگی خداوند، که همان جهان‌شناختی این دین است. و دوم، باور به نبوت یا باور به لزوم اطاعت مردم از فرمان‌های خداوند (از طریق پیامبران) که همان شکل‌گیری مناسبات فردی و اجتماعی این دین است. و سوم، باور به معاد که بر اساس ضرورت وجودیِ امر پاداش و جزا استوار شده است. و دیگری اصل عدل³ و همچنین اصل امامت که باور به این دو اصل را شیعیان، مستفاد از دین اسلام و کتاب آسمانی قران کریم می‌دانند...،⁴ و شیعه، از مذاهب این اسلام، و این مذهب: شریعت و طریقت، عقل و کلام، آیین و عدالتِ امیر…، که در پایانه‌های سده نهم هجری خورشیدی (سده‌های پانزدهم و شانزدهم میلادی) مذهب رسمی ایران شد.</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;و اما لب کلام:</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif"><font size="4">&nbsp;پذیرش دین اسلام در ایران، در سده نخست هجری، پیش از هجوم اعراب به ایران (بطور نامحسوس)، و پس از این یورش‌ها (بطور محسوس)، گام به گام رخ داد…، و سپس این دین، بار دیگر در سده‌های نهم تا دوازدهم هجری خورشیدی، با گسترش جنبش‌های شیعه‌گری و آنگاه با استقرار پادشاهی صفوی، و اینبار در پیوند با مذهب شیعه، پذیرفته شد.</font></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif"><font size="4">&nbsp;و آنچه را در این باره می‌توان گفت آنست که، در دوران پادشاهی (امپراتوری) صفوی، ایرانیان در اوج توان و قدرت نظامی، سیاسی و کشورمداری بودند، و لذا چنانچه میان ایشان و دین اسلام و مذهب شیعه، همبندی و پیوستگی وجود نداشت، به سادگی می‌توانستند به همان‌گونه که سرزمین خویش را پس‌گرفتند، از این دین نیز رویگردان شوند. ولی آنچه رخ داد، پذیرشی دوباره بود؛ پذیرشی که اینبار، نه در حضیض قدرت، بلکه در اوج توانمندی و سربلندی ایشان رخ داد. اسلام و تشیعی که ملیت، مرز و کرانه‌‌ای نمی‌شناخت، و تنها با آن منش و هویتِ آزادگی و عدالت‌جویی که از دوران باستان در سرشتِ نیاکان این آب‌وخاک جریان داشت، هماهنگ بود. و به نظر از اینرو بود که پدران ما،&nbsp; مانایی، بقای و پیشرفت تمدن ایران‌زمینِ خویش را در این پیوند دیدند.&nbsp; ← ص ۲</font></font></div></div> text/html 2019-03-27T11:34:00+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) یشم http://naamak4meh.mihanblog.com/post/175 <div style="text-align: right;"><font size="4" face="courier new, courier, monospace"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="courier new, courier, monospace">&nbsp;داستان در سیزده‌هزار سال پیش، از شبی آغاز شد که در تاریکی، پای مردی به یک تخته‌سنگ گرفت. بر زمین افتاد، دردی به درونش آمد و اندکی بماند و برفت. مرد نمی‌دانست که این درد از چه آمد و به کجا رفت…، پس اندیشید و چنین یافت که این درد، درون تخته‌سنگ است! و آنگاه که به میان خویشان بازگشت، آنچه شد را بازگو کرد و آنانی که باور نداشتند، هنوز نیز نمی‌دانند، خانۀ درد کجاست!&nbsp;</font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="courier new, courier, monospace">&nbsp;تخته‌سنگی به رنگ ارغوان، کمی یشم، انگار، آدمکی که در خویش خزیده است، سخن نمی‌داند؛ یعنی، همۀ سروده‌های جهان آنجاست! </font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="courier new, courier, monospace"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="courier new, courier, monospace"><br></font></div><div style="text-align: left;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">_ فروردین‌ماه ۹۸، ㄠ</font></div> text/html 2019-03-24T12:46:48+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) دانه http://naamak4meh.mihanblog.com/post/174 <div><font size="4" face="courier new, courier, monospace"><br></font></div><div><font size="4" face="courier new, courier, monospace">&nbsp;مانند دانه‌های افتاده، در ماه فروردین! بی‌گمان از این پس، پرنده‌ی باریک سیر شود؛ و پیش‌ از این، مُرد.</font></div><div><font size="4" face="courier new, courier, monospace"><br></font></div><div style="text-align: left;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">_ فروردین‌ماه ۹۸، ㄠ</font></div> text/html 2019-03-14T06:19:21+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) سربسته http://naamak4meh.mihanblog.com/post/173 <div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">سخنانی چند از موضوع‌هایی پراکنده، در روزهای واپسین سال ۹۷</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;۱. دانسته‌های آدمی در برابر نادانی‌ها وی، بسیاربسیار اندک است،</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;به گفتۀ عزیزی از رفتگان اینجانب: «جمله‌ی 'به معلومات ما اضافه شد' عبارتی است که دلالت بر معنی اشتباهی دارد، و به جای آن، بهتر است که بگوییم: "از مجهولات ما کاسته شد"، زیرا معلومات هر یک از ما، بسی ناچیزتر از آن است که بتوان، آنرا در حساب آورد.»</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;وی گهگاه زیرلب سخنی¹ را بازگو می‌کرد: ارزش مرد به علم است و ارزش علم به مال</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;۲. نقطه، خط، صفحه و حجم، مفاهیمی هندسی هستند: هر حجم از شمار بسیاری از صفحه‌ها، و هر صفحه از شمار بسیاری از خط‌ها، و هر خط از شمار بسیاری از نقطه‌ها پدید می‌آیند، و این یعنی، حجم دارای سه بعد، صفحه دارای دو بعد، و خط دارای یک بعد است.&nbsp;</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;</font><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">در هندسه اقلیدسی، نقطه را می‌توان بی‌بعد دانست و چنانچه این بعدی را نشانی از بی‌نهایت بدانیم، پس: هر خط، هر صفحه و هر حجم، باید از شمار بی‌نهایتی از بی‌نهایت پدید آمده باشد، و همچنین از سوی دیگر، عرض خط و پهنای صفحه نیز، باید بی‌نهایت باشد، و لذا در کل، شاید بتوان اینگونه نتیجه گرفت: هر خط، هر صفحه و هر حجم، بی‌نهایت است؛ به عبارت دیگر، یک خط یک متری و یا یک صفحه یک مترمربعی و یا یک حجم یک مترمکعبی، در عینی که دارای اندازه و بعد هستند، در همان حین، بی‌بعد و بی‌نهایت است…، مع الوصف نکته اینجاست که&nbsp;</font><span style="font-family: verdana, arial, helvetica, sans-serif; font-size: large;">در هندسه اقلیدسی، هنگام بررسی دربارۀ بی‌بعدی نقطه، همواره با تناقضات و پارادوکس‌هایی روبرو می‌شویم؛ مانند، بی‌نهایت، تعداد ندارد، و یا اینکه بی‌نهایت، بخش و یا جزیی از چیزی نیست، و یا امکان خطا در محاسبات روتین هندسی…، و لذا یا، درستی بررسی ما، و یا اساس و درستی این هندسه به زیر پرسش می‌‌رود، و از اینرو با استناد به چنین هندسه‌ای، نمی‌توان به صحت نتایج این بررسی، اطمینان کرد!</span></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;ولی در هندسه‌های نااقلیدسی که به واقعیت جهان نزدیک‌ترند، وضع، متفاوت است، در آنجا فضا انحنا دارد و لذا <u>نقطه را می‌توان دارای بعد دانست</u>!&nbsp;و این نکته، بسیار مهم است…،</font><font size="4" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">&nbsp;</font></div><div style="text-align: right;"><br></div><div style="text-align: right;"><font size="4" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">در واقع، این مفاهیم هندسی (نقطه، خط، صفحه…) برای ساده‌ کردن موضوع، واکاوی، تجزیه و یادگیری بهتر، نوآوری و تعریف شده‌اند، و لذا این به آن معنا نیست که هر یک از این تعاریف، هویت داشته باشد؛ برای نمونه، جانداران و یا انسان‌هایی هستند که محیط پیرامون خویش را بصورت دوبعدی یا صفحه می‌بینند، ولی آنچه وجود دارد، صفحه نیست، بلکه دست‌کم، دارای سه بعد است....</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;۳. در مقوله زمان و مکان، مکان فقط به مفهوم جای و محل نیست، بلکه مکان، ابعاد است و لذا هر هستنده‌ای، فارغ از محل خویش نیز، یک مکان است زیرا ابعاد دارد، ابعادی که وجودشان با زمان، عجین شده است؛ آنگونه که در جهان هستند‌ه‌ها، زمان و مکان یک واقعیت درهم‌تنیده (فضازمان) است و چنانچه در شرایطی، زمان محو شود، پس جهان، دیگر، جهان هستنده‌ها نیست….</font></div><div style="text-align: right;"><br></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;۴. به درستی روشن نیست که چرا بسیاری از مدیران و صاحبان واحدهای اقتصادی، نقش حاکمان را ایفا می‌کنند زیرا به نظر، مدیر کسی است که کار را می‌داند و می‌داند افراد و چیزهای مورد نیاز را چگونه در راستای آن کار قرار دهد، بچیند و اداره کند، و همچنین صاحبان نیز مالکان سرمایه هستند، و لذا ارزش اقتصادیِ سرمایۀ صاحبان و&nbsp; همچنین ارزش کار مدیران، همانند ارزش کار و خدمات دیگر کارکنان، در ارزش 'خروجی کار' مسطور می‌شود، در صورتیکه بسیاری از اینان خود را مالکان تمام‌قدِ کار یا کالای خروجی، ارزش اضافی و استغفرالله، خدای دیگرِ کارکنان می‌دانند…،&nbsp;</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;به گمان نزدیک، در جهان، اقتصاد سرمایه‌داری؛ آنگونه که غربیان تعریف و عمل کرده‌اند، رو به زوال است، و قطعاً&nbsp;</font><span style="font-family: verdana, arial, helvetica, sans-serif; font-size: large;">این وظیفه نمایندگان مردم است که با تدوین و تصویب طرح‌ها، اساسنامه‌ها و تعاریف عدالت‌محور، بنیاد یک اقتصاد سالم و خداپسند را در ایران پی‌ریزی کنند….</span></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;۵. در زمان 'جنگ‌ جهانی دوم'، در اردوگاه‌های اسیران، مسابقه‌های فوتبال میان اسیران و سرپرستان اردوگاه‌ها برگزار می‌شد، و بدین ترتیب، میل به ستیز و گرایش به دشمنی‌ها و جنگ‌های خانمانسوزی که در وجود آنان نسبت به یکدیگر جاری بود را جامۀ صلح و دوستی پوشاند؛ به عبارتی دیگر: ضرورت جنگ ولی در صلح! صلحی که فراتر از اروپا، پیامی جهانی شد؛ فوتبال اروپا، امریکای‌ لاتین، آسیا…،</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;به گفتۀ برخی از کارشناسان، سبک و سیاق فوتبال ما بسیار بیشتر از آنکه شبیه به اروپایی‌ها باشد، نزدیک به فوتبال 'امریکای‌ لاتین' است، و چنانچه این گفته، درست باشد، پس بر روال و شیوه اروپایی، نمی‌توان به پیشرفت‌های زیادی رسید، و چه بسا آینده درخشان در گرو استفاده ما از مربیان موفق امریکای‌ لاتین؛ مانند برزیل، آرژانتین… باشد. (؟)</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: left;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">_ نامه‌ای برای بازدیدکنندگان گرامی این وبلاگ،</font></div><div style="text-align: left;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">اسفندماه ۹۷، ㄠ</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">----------------------</font></div><div style="text-align: right;"><font size="2" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">¹.&nbsp;مرا به تجربه معلوم شد در آخر حال / که قدر مرد به علم است و قدر علم به مال&nbsp;</font></div><div style="text-align: right;"><font size="2" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">و یا:&nbsp;</font></div><div style="text-align: right;"><font size="2" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">مرا به تجربه به معلوم شد در آخر سال / که قدر مرد به علم است و قدر علم به مال</font></div><div style="text-align: right;"><font size="2" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">به تجربه معلوم شد مرا در آخر کار / که قدر مرد به علم است و قدر علم به مال</font></div><div style="text-align: left;"><font size="2" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">جلال‌الدین دوانی،&nbsp;</font></div><div style="text-align: left;"><font size="2" face="verdana, arial, helvetica, sans-serif">از حکیمان ایرانی سده نهم هجری خورشیدی</font></div><div><br></div> text/html 2019-02-22T02:52:32+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) واقع‌گرایی (۲۳) http://naamak4meh.mihanblog.com/post/172 <div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;• آیین مزدک:¹&nbsp;</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;میان سال‌های ۴۹۵ تا ۵۲۴ میلادی، در ایران یک جنبش مذهبی و مردمی، به پیشوایی مردی با نام مزدک، پاگرفت. در آن دوران، دین زردشت، رسمیت داشت، و مزدک نیز، عالمی زردشتی بود با این وصف که مرام او، با گرایشی که به مانویت و با نگرشی مردمی که به دشواری‌ها، کمبودها و شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حاکم بر ایران داشت، قرائتی دیگر از دین زردشت شد!&nbsp;</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;از نیمۀ دوم سدۀ پنجم میلادی، به دنبال درگیری‌های مرزی، شکست‌ها، ناکامی‌ها و در پی آن، غرامت‌هایی که ایران ناگزیر به پرداختش بود، خزانۀ دولت خالی شد، با اینهمه، اشراف، روحانیون مغ و مالکان بزرگی که بخشِ کلانی از ثروت و قدرتِ جامعه را در انحصار خود داشتند، حاضر به پرداخت خراج و مالیات نبودند…، پس مصائب مردم، بیش و بیشتر شد، و تبعیض، بهره‌کشی، گرسنگی، قحطی و خشکسالی بر سرزمین ایران سایه گسترد، و درست در این میان بود که مزدک بپاخاست…</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;در آموزه‌ها و تعالیم مزدک؛ نور دانا است و تاریکی، نادان، و رهایی نور از بند تاریکی، با جهاد انسان‌ها رخ می‌دهد…، مزدک به پیروان خویش می‌آموخت که جامه‌های سخت و خشن پوشند، نفس را سرکوب کنند و پرهیزکار باشند، از آزار به دیگران دوری جویند و بدانند که اهورامزدا، برای همگان، نعمات مادی را به نسبتی یکسان، گسترد و لذا تملک، تصرف و غصب آنها، سرآغازی بر نابرابری، فقر، گرسنگی و بیداد خواهد شد…</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;در واقع آیین مزدک، بسیار بیشتر از آن مواردی که در مبانی و اصول جهان‌شناختی‌اش به همراه داشت، یک مسلک اجتماعی و سیاسی بود که پیروانش مردمی تهیدست و ستمدیده بودند، یک فلسفه سیاسی ملهم از مذهب، یک گفتاوردی در راستای هویت ایرانی در برابر جور، دست‌اندازی و بهره‌کشی...، یک نبردی نابرابر با عیان، اشراف، مالکان بزرگ و مغان توانگری که منافع خویش را دستخوش زیان دیدند…، و سرانجامی که به گونۀ دردناکی به خون کشیده شد…،² و اگرچه در پس این رخدادها، گروهی از وقایع‌نویسان، مزدکیان را به هرج‌ومرج و غارتگری، چه و چه متهم ساختند ولی این چه و چه که گفته‌اند، شاید و شاید، قیاس مع الفارقی باشد که منطبق بر شرایط و واقعیت های آن دوران نبوده است…³</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="4">&nbsp;نکته اینجاست که، برای شکل‌گیری تاریخ (تاریخ انسان‌ها)، نیاز است که آدمی زندگی کند و برای زندگی، نیاز است که برخوردار از توانی برای زیستن شود، که انسان‌ها در این باب، عموماً تعارفی ندارند! پس بر هر اجتماع و یا بر هر طبیعت ــ زیرا هر دو از یک قماش‌اند ــ موضوعِ بقاء، حاکم است؛ نیرویی که به آدمی می‌گوید چگونه زندگی کن، و واقعیت‌ها و رویدادها را چگونه ببین! و در واقع، ابژه را چگونه (چه شکل) ببین! پس توجه به این موضوع، در تحلیل و چگونگی شکل‌گیری سوژه‌ها در روایت‌های تاریخی (مانند دیدگاه‌های مثبت و منفی درباره مزدک)</font><span style="font-family: verdana, arial, helvetica, sans-serif; font-size: large;">&nbsp;اهمیت بسیار دارد… ← ص ۲&nbsp;</span></div> text/html 2019-02-15T04:14:59+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) آزمایش چهار؟ http://naamak4meh.mihanblog.com/post/171 این مطلب رمزدار است و از طریق فید قابل خواندن نمی باشد، جهت مشاهده متن مطلب با ورود به بلاگ رمز مطلب را وارد نمایید. text/html 2019-01-15T11:49:21+01:00 naamak4meh.mihanblog.com م. ا (مِه) پلکان http://naamak4meh.mihanblog.com/post/168 <div style="text-align: right;">&nbsp;<font face="courier new, courier, monospace" size="4">باد زمستانی، خیابان را تکان می‌دهد، از پلکان کوچه! اینک روحِ من سخت است و زندگی‌ام تنها، بر این سستی روان شود.</font></div><div style="text-align: right;"><font face="courier new, courier, monospace" size="4"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="courier new, courier, monospace" size="4"><br></font></div><div style="text-align: left;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">_ دیماه ۹۷، ㄠ</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2"><br></font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">-----------------------------</font></div><div style="text-align: right;"><font face="verdana, arial, helvetica, sans-serif" size="2">* واژه روان، ایهام دارد.</font></div>