تبلیغات
نامک - ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۲)

ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺳﻤﯽ م.ا (مِه)

درباره وبلاگ

بایگانی

دسته‌بندی

فهرست

‌پیوست

نویسندگان

ابر برچسب‌ها

لینک‌های روزانه

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
google-site-verification: google91dcd585aebc87c6.html


نویسنده :م. ا (مِه)
تاریخ:پنجشنبه 3 تیر 1395-09:33 ب.ظ

ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۲)


 ۲. رئالیسم در هنر: آنچه در اروپا، در میانۀ سده نوزدهم میلادی، با نام و عنوان مکتب هنری رئالیسم شناخته و معرفی شد،¹ حاصل شکوفایی یک جنبش خودجوش هنری، همزمان با دوران جمهوری دوم ﺩﺭ فرانسه بود….²
 در این میان، «شارل شامفلوری»³ که یک نویسنده، منتقد و یکی از پیشگامان این نهضت هنری در آن دوران بود، نقش بسزایی را در شناسایی و شناساندن این پدیده تاریخی-فرهنگی به جامعه هنری فرانسه، ایفا کرد. او با نگاهی تیزبین و موشکاف، به نقد و بررسی آثار هنرمندان⁴ آن دوران پرداخت و توانست در مقام یک ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮﺩﺍﺯ، اصول و چارچوبی را برای رئالیسم تعریف کند…
 او رئالیسم را به مانند یک زایش (و نه تقلید) از ﻭﺍﻗﻌﻴﺖﻫﺎﯼ پیرامون، و کوششی به هدفِ نشان‌دادن ﻋﻴﻨﻴﺖ زندگی، جدا از ﻃﺮﺡﻫﺎ و ﺍﻟﮕﻮﯼﻫﺎﯼ مفهومی و ذهنی، و همچنین فاقد ﺁﺭﻣﺎﻥﻫﺎﻳﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ، و ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻳﺶﻫﺎﻳﯽ ساختگی، مطابق با قوانینِ تجربیِ حاکم بر زندگی که ﺭﻭﻳﮑﺮﺩ آن در درجه نخست به قشرهای پایین و میانی جامعه است، معرفی کرد….

 ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ به دنبال رخدادهای اقتصادی و سیاسی در اروپا، و ﺿﺮﻭﺭﺕﻫﺎﻳﯽ که در پی آن، نیازمند به برقراری مناسبات اجتماعی نوینی بود، ﺭﺋﺎﻟﻴﺴﻢ ﺟﻬﺎﻥﻧﻤﺎﻳﯽ شد از ﻭﺍﻗﻌﻴﺖﻫﺎﻳﯽ که شناخت آنها در این مسیر، برای ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ، اساس و پایه یک نگرشِ کارآمد و سودمندی تلقی ﻣﯽﺷﺪ…،
 ﭘﺮﺩﺍﺧﺖﻫﺎﻳﯽ همراه با تصاویری عینی، برگرفته از مناسبات فردی و گروهیِ ﺯﻧﺪﮔﯽﻫﺎﻳﯽ رایج و ساده، و نگرشی انتقادی، همپا با هنجارها و ناهنجارهای ریز و درشتی که در وجود هر فرد، زیستگاه، طبقات و قشرهای گوناگون اجتماع او در جریان بود. ← ص ۲ 


ص ۲
 و رﺋﺎلیسم که ﺑﺪﻳﻦﮔﻮﻧﻪ با نام یک جنبش هنری، برخاسته از شرایط اجتماعی آن دوران (ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ، ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺑﻮﺭﮊﻭﺍﺯﯼ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ، ﮐﺸﻔﻴﺎﺕ ﻋﻠﻤﯽ و ﭘﻴﺸﺮﻓﺖﻫﺎﯼ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺭﻧﺴﺎﻧﺲ...) شکوفا شد، ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻭﺍﮐﻨﺸﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﻫﻨﺮﯼ ﺭﻣﺎﻧﺘﻴﺴﻴﺴﻢ نیز ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺪﺕﻫﺎ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ، ﺑﺮ ﻗﻠﻤﺮﻭﯼِ ﻓﻀﺎﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ، فرمان ﻣﯽﺭﺍﻧﺪ.
 و همچنین جدا از شرایط آن دوران در کارنامه خود، ﮔﺬﺷﺘﻪای بس دورتر از دوران و ﺁﻳﻨﺪﻩای پس از آن دوران داشت که تا به حال دستخوش بسیاری از تغییرات و ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﯽها نیز بوده است؛ و نه تنها در حوزه هنر که بر بسیاری از ساختﻫﺎ و زیرساختﻫﺎﯼ فرهنگی و اجتماعی، مطرح در علومی چون فلسفه، حقوق، اقتصاد، ﺟﺎﻣﻌﻪشناختی و تاریخ نیز کارگر و تأثیرگذار شد…، از اینرو در دنبالۀ این گفتار، با بازگفتِ فشرده و کوتاهی از تاریخچه فرهنگ در اروپا، سپس در آسیا، و همچنین در این میان با بازنمود مقوله رئالیسم در فلسفه، به بررسی درباره ﺩﻳﺪﮔﺎﻩهای برخی از فیلسوفان، اندیشمندان و هنرمندان این سلک ﻣﯽپردازیم.

 ۳.  ﻓﺸﺮﺩﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﻳﺨﭽۀ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ:

_ ﺗﻴﺮﻣﺎﻩ ۹۵، ㄠ




----—-----------------------
  ¹. ﺳﺎﻝ ۱۸۵۰ ﻣﯿﻼ‌ﺩﯼ.  
ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻝ با عنوان ﻣﺒﺪﺍء ﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﺩﻭﺭه ﺭﺋﺎﻟﯿﺴﻢ، ﺑﻪ عللی ﭼﻮﻥ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻀﺎﯼ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﮐﻤﯿﺖ ﺁﺛﺎﺭ ﺭﺋﺎﻟﯿﺴﺘﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺭﯾﺦ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﻳﻦ ﺁﺛﺎﺭ، ﭘﺮﺷﻤﺎﺭ ﺷﺪ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ، ﻟﺬﺍ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺭﯾﺦ، ﺭﺋﺎﻟﻴﺴﻤﯽ و ﻳﺎ ﺁﺛﺎر ﺭﺋﺎﻟﻴﺴﺘﯽ ارزشمندی ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ، ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﻝ؛ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺭﻣﺎﻧﺘﯿﺴﯿﺴﻢ، ﻓﻀﺎﯼ ﺣﺎﮐﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ، ﺁﺛﺎﺭ ﺭﺋﺎﻟﻴﺴﺘﯽ، ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻗﺎﺑﻞ ﺩﺭﮎ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﯾﺎ ﺣﻤﻞ ﺑﺮ ﺑﯽﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﯾﮏ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﻣﯽﺷﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ، ﺍﯾﺪۀ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎﯼ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﻝ، ﺑﺮ ﭘﺎﻳه ﻫﻨﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ، ﻣﺤﺘﻮﺍﯾﯽ ﺭﺋﺎﻟﯿﺴﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺮﺥ ﻭ ﺳﯿﺎﻩ [۱].
  
 ². ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺩﻭﻡ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ، ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ۱۸۴۸ ﺗﺎ ۱۸۵۲ ﻣﯿﻼ‌ﺩﯼ.  
 ﻭﻗﺎﯾﻊ ﻣﻮﺳﻮﻡ ﺑﻪ «ﺑﻬﺎﺭ ﻣﺮﺩﻡ» ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۸۴۸ ﻣﯿﻼ‌ﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ، ﺩﺭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺑﻪ ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ «ﻟﻮﯾﯽ ﻓﯿﻠﯿﭗ» ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﺮﮐﻨﺎﺭﯼ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﺩﻭﺭه ﭼﻬﺎﺭﺳﺎﻟﮥ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺩﻭﻡ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺷﺪ. ﺍﯾﻦ ﺟﻨﺒﺶﻫﺎﯼ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﯽ ﮐﻪ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ همۀ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺳﺮﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩ، ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﺳﺮﯼ ﻣﺒﺎﺭﺯﺍﺕ ﺩﺍﻣﻨﻪﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ، ﺿﺮﻭﺭﺗﺎً ﻣﯽﺑﺎﻳﺴﺖ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﯽﻫﺎﻳﯽ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺩﺭ ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽِ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﺍﺭﻭﭘﺎ داده میﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺮﻭ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﺒﺶﻫﺎﯼ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﯽ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﺧﻠﻊ ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯﺍﺕ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﻋﯿﺎﻥ ﻭ ﺯﻣﻴﻦﺩﺍﺭﺍﻥ، ﺑﺮﭼﯿﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﺗﺒﻌﯿﺾ، ﺣﺬﻑ ﮐﺎﻣﻞ ﻓﺌﻮﺩﺍﻟﯿﺴﻢ، ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ ﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻣﯿﺎﻥ طبقات و همچنین قشرهای گوناگون اجتماعی ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭﻧﻬﺎﯾﺖ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎﯼ ﺑﻮﺭﮊﻭﺍﺯﯼ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﺩﺍﺭﯼ ﺷﺪ.

n ³. Jules Francois Félix Fleury-Husson (Champfleury   

⁴. ﻧﻘﺎﺷﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎنی مانند ﮔﻮﺳﺘﺎﻭ ﮐﻮﺭﺑﻪ (کُربه)، ﺍﺩﻭﺍﺭﺩ ﻣﺎﻧﻪ، ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻟﻮ ﻻ‌ﯾﯿﻦ…، ﻭ ﺍﻭﻧﻮﺭﻩ ﺩﻭ ﺑﺎﻟﺰﺍﮎ، ﻫﻨﺮﯼ ﻣﻮﺭﮔﺮ…. 
 ﺩﻭ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﺷﯽﻫﺎﯼ ﮔﻮﺳﺘﺎﻭ ﮐﻮﺭﺑﻪ: 
 ﺩﻓﻦ ﺩﺭ اورنان (اوغناُ) ۱۸۵۰م 
 پس از شام در اورنان ۱۸۴۸م
  ﮐﻮﺭﺑﻪ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﺒﻊ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻨﺮ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ، ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﮐﺎﺭ، ﺑﯽﻧﻈﻤﯽ و ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﺗﺼﺎﻭﻳﺮ مستقیم، ﺭﻧﮓﻫﺎﯼ ﺧﺸﻦ…، ﺭﺋﺎﻟﯿﺴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺭﺑﻪ ﮐﻤﺎﻝ ﺧﻂ ﻭ ﻓﺮﻡ ﺑﻮﺩ، ﮐﻮﺭﺑﻪ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﺍ در حکم ﻣﻮﺿﻮﻉ ﮐﺎﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ.


ــــــــــــــــــــــــــــــــ
 ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ
 
 [۱] ﺁﻧﺮﯼﺑﻞ، ﻣﺎﺭﯼ (۱۳۶۱) "سرخ و سیاه" ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﻋﺒﺪﷲ ﺗﻮﮐﻞ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﻧﻴﻠﻮﻓﺮ
 [۲] ﺑﺎﻟﺰﺍﮎ، ﺍﻭﻧﻮﺭﻩ ﺩﻭ (۱۳۸۷) "باباگوریو" ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﻡ.ﺍ ﺑﻪﺁﺫﻳﻦ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﻧﻴﻞ    

N [3]  Baldick, Ch. (1990) "Literary Terms"  New York, Oxford University Press Inc. 2001  
N [4] Evans, M. (1861) "SILAS MARNER" London, MacMillan Co. 2004



نظرها() 

دنبالک‌ها: > ﻭﺍﮊﻩﻧﺎﻣﻪ