ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺳﻤﯽ م.ا (مِه)

دربارۀ نقد

نویسنده :م. ا (مِه)
تاریخ:جمعه 15 خرداد 1394-09:20 ب.ظ


  ۱.  همسنجی و مقایسه معانی و مفاهیم واژۀ «نقد» در ﺯﺑﺎﻥﻫﺎﯼ فارسی، عربی و انگلیسی:
  ۱.۱.   ﺳﺮﻩ: ص. [فا.]  (سَ رَ) ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ، ﻧﯿﮑﻮ ﻭ خوب، ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ، ﺧﺎﻟﺺ، ﺑﯽﻋﯿﺐ، زر تمامعیار…، ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﺎﺳﺮﻩ.
  ۲.۱.  ﻧﻘﺪ: مـص. [ع.] ﺟﺪﺍﮐﺮﺩﻥ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺏ ﺍﺯ ﺑﺪ، ﺧﻼ‌ﻑ ﻧﺴﯿﻪ، ﻧﻘﺪﯼ…، ﺍﻟﻨﻘﺪ ﺍﻟﻔﻨﯽ: ﻓﺮﺁﯾﻨﺪﯼ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺩﺭ ﮐﺸﻒ ﻭ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻟﻐﺰﺵﻫﺎ، ﻋﯿﻮﺏ ﻭ ﻣﺤﺴﻨﺎﺕ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﺩﺑﯽ ﻭ ﻫﻨﺮی. 
  ۳.۱.  کریتیکال:¹ ص. [انگ.] ﺗﻮﺍﻥِ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺩﺭ ﭘﯿﺪﺍﮐﺮﺩﻥ ﺧﻄﺎ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ…، ﺍﺯ ﻭﺍﮊۀ یونانی «کریتیس»² ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ داور، قاضی، ﻗﻀﺎﻭﺕِ ﻣﻨﻄﻘﯽ، ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ، ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻭ ﺗﻔﺴﯿﺮ…، و ﺍﺯ ﺭﯾﺸۀ ﻫﻨﺪو ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﻭﺍﮊﻩ «کری»³ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻏﺮﺑﺎﻝ ﮐﺮﺩﻥ، ﺗﻤﯿﯿﺰ ﺩﺍﺩﻥ…
 کریتک:⁴ ا. [انگ]  ﺳﺮﻩﻧﻮﯾﺲ ﻭ ﻣﻨﺘﻘﺪ. ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭۀ ﻭﯾﮋﮔﯽﻫﺎ، ﮐﺎﺳﺘﯽﻫﺎ ﻭ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﯼ ﻫﻨری-اجتماعی ﺁﺛﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﺩﺍﻭﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ برداشت ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﺪ. 
 ریﻭﻳﻮ:⁵ مص.  ا. [انگ. میانه] به معنی بازبینی و مروری کلی در یک موضوع به جهت آمادگی بیشتر، پیش از به انجام رسیدن آن موضوع…، و در مفهومی خاص، به معنای نوشتن یک «گزارش انتقادی»⁶….

   در واقع فرآیند نقد همواره در پیوندی تنگاتنگ با کار پژﻭﻫﺶ ﺍﺳﺖ؛ اما معنا و کارکردی جدا از پژوهش دارد؛ به سخن دیگر، در هر پژوهشی، بسته به نوع و روش انجام آن پژوهش، ﻭﻳﮋﮔﯽﻫﺎﻳﯽ از یک موضوع آشکار ﻣﯽﺷﻮﺩ که به ﺧﻮﺩﯼﺧﻮﺩ و ﻓﯽﻧﻔﺴﻪ؛ نه خوب هستند و نه بد! نه پسند هستند و نه ناپسند…، ولی ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﭘﮋﻭﻫﺶ، چنانچه بخواهیم ﺍﻳﻦ ﻭﻳﮋﮔﯽﻫﺎی دانسته ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻴﻢ، و به خوب و یا بد بودن، به درستی و یا به نادرستی یک موضوع، به میزان ارزش، و به آثار، ﮐﻨﺶﻫﺎ و پیامدهای آن در شرایط گوناگون ﭘﯽﺑﺒﺮیم، به کار نقد میﭘﺮﺩﺍﺯﻳﻢ.
  و همچنین از سویی دیگر نیز ﻣﯽتوان گفت که نوع و جنس هر نقد، بسته به هدف و نوعِ ﺭﻭﺵ و متد بکاررفته در هر پژوهش، تعیین و مشخص ﻣﯽﮔﺮﺩد. ← ص ۲

ص ۲
   ۲.  روش ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻔﻪ:⁷ ﯾﮏ ﺭﻭﺵ پژوهش ﺩﺭ ﻣﻘﻮﻟﮥ ﺷﻨﺎﺧﺖ؛ ﻫﻤﺮﺍﺳﺘﺎ ﺑﺎ «ﺷﻴﻮﮤ ﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﺳﻘﺮﺍﻃﯽ»⁸ و «دیالکتیکِ پانتاخورای»⁹ منسوب به هراکلیتوس، همراه ﺑﺎ ﯾﮏ ﺩﯾﺪ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ، که با پس زدن ﻣﻘﺪﻣﺎﺕ، ﮔﺰﺍﺭﻩﻫﺎ، ﺣﮑﻢﻫﺎ ﻭ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺗﻌﯿﯿﻦﺷﺪﻩ در هر موضوع، ﮐﻮﺷﺶ ﺩﺭ ﭘﯿﺪﺍﯾﯽ ﻭ ﺁﺷﮑﺎﺭ نمودن هویت یک موضوع، بطن و درون آن پدیده را ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﺪﺍﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩﺍﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻭ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﯽست.
  در واقع این روش انتقادی به بررسی بحرانِ آن حرکتی ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﺩ که همواره در هر موضوع، سامانه و یا سیستمی، باعث تغییر و دگرگونی در اجزاء و ﺳﺎﺯﻩﻫﺎﯼ آن خواهد شد؛ ﺑه گوﻧﻪﺍﯼ که چنین سیستمی ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ برخوردار از ساختاری یکدست و ثابت باشد؛ روشی که به تدریج، به میزانی ارزش و اهمیت یافت و مورد توجه قرارگرفت که توانست به حیطۀ علوم دیگر نیز راه یابد و در آنجا با روشﻫﺎﯼ کاربردی و ﺩﻳﺪﮔﺎﻩﻫﺎﯼ دیگری نیز درهم آمیزد، و مبنایی بر برخی از ﻧﻈﺮﻳﻪﻫﺎ در علوم اجتماعی، ریاضیات و شناخت مسیرهای بحرانی، و بسیاری موارد دیگر شود. 

  ۳.  روش انتقادی در هنر: نقد در هنر، ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ نوع پژوهش، و همچنین بسته به نوع مخاطب، ﻭ ﯾﺎ ﻣﻮﺍﺭﺩی ﺩﯾﮕﺮ، ﺑﻪ ﺷﮑﻞﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﺵﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡﭘﺬﯾﺮ است، ﺍﻣﺎ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵِ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ؛ آنگونه ﮐﻪ ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻔﻪ به نام ﯾﮏ ﺭﻭﺵِ ﺷﻨﺎﺧﺖ، ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﮐﺎﺭﺁﻣﺪ ﻭ ﺳﻮﺩﻣﻨﺪ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻭ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ زمینۀ هنر و درنهایت در ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻭ ﻧﻘﺪ ﺁﺛﺎﺭ ﻫﻨﺮﯼ ﻧﯿﺰ، ﺳﻮﺩﺑﺨﺶ ﻭ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ ﺑﺎﺷﺪ؟! 
 ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ، ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻭ ﻣﺴﻠﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍین است ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ، ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪﻫﺎﯼ ﻓﻠﺴﻔﯽ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﺷﮑﻞگیری ﻣﮑﺎﺗﺐ ﻫﻨﺮﯼ، ﻭ ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﮑﺎﺗﺐ ﻫﻨﺮﯼ ﻧﯿﺰ، ﺩﺭ ﭘﯽﺭﯾﺰﯼ ﻭ ﭘﯿﺪﺍﯾﯽِ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎﯼ ﻓﻠﺴﻔﯽ، ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺰﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺮﻭ ﺑﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻨﺶِ ﻣﺘﻘﺎﺑﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭ نیز ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵِ شناخت ﻓﻠﺴﻔﯽ، ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﻨﺮ ﺭﺍﻩ ﯾﺎﺑﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﺭ ﭘﯽﺭﯾﺰﯼ ﻭ ﺷﮑﻞﮔﯿﺮﯼ ﭘﺎﯾﻪﻫﺎﯼ ﺷﻨﺎﺧﺖ، و درنهایت ﺑﺮﺭﺳﯽﻫﺎ ﻭ ﻧﻘﺪﻫﺎﯾﯽ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ، ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ ﻭ ﺳﻮﺩﺑﺨﺶ باشد.
 نخستین ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﺛﺮ ﺑه کارگیری ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ، آنست که ﺑﺎ ﭘﺲ ﺯﺩﻥ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ـ ﻧﻪ ﺭﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ـ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺷﻨﺎﺧﺖ، ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻧﮕﺮ ﻭ ﮐﻨﺸﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﻫﺮ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻭ ﯾﺎ ﭘﺪﯾﺪﺍﺭ ﺳﺎﺯﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﻫﻨﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﻭ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﯼ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺗﻌﯿﯿﻦﺷﺪﻩﺍﯼ نباشد، ﻭ ﭘﺮﺳﺶ اینست ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ؟!
  و اثر دیگر آن در نقد و بررسی آثار ﻫﻨﺮﯼﺳﺖ؛ آنگونه که با ﮐﻨﺎﺭگذاردن ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﻭ ﭘﺲﺯﺩﻥ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﯼ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﻓﯿﮑﺲ؛ از این پس دیگر، تنها ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎن (ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥِ ﭘﺎﻳﺒﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎ و ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﯼ ﭘﻴﺸﻴﻦ) نخواهند بود که بتوانند ﺑﺎ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﺎﻻ‌ﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﻧﻘﺪ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩﺍﯼ ﺭا انجام ﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﺪ، ﻓﺮﺍﮔﯿﺮ، ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﮕﺎﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ؛ ﺗﺎ به آن جایی ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ: ﻧﮕﺎﻩ ﯾﮏ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥِ کارآموز، ﺑﻪ ﯾﮏ ﺍﺛﺮ ﻫﻨﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ منزلۀ ﯾﮏ ﻧﻘﺪ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ در نظر گرفت….

_ از مقاله «اصول و مبانی نقد در کاربرد»،
خردادماه ۹۴، ㄠ





-------------------------
 
 n ¹. Critical
 n ². κριτής
 n ³. Krei
 n ⁴. Critic
 n ⁵. Review
n ⁶. Critical report
n ⁷. Critical Method in philosophy
 n ⁸. Socratic method
 ⁹. «همه چیز در گذر است.» تعبیری که افلاطون از اندیشه هراکلیتوس میکند. ر.ک. به قطعه ۹۱، دیالوگ کراتولوس، افلاطون

 ــــــــــــــــــــــــــــــــ
برخی منابع:
 
[۱] ﻣﻌﻴﻦ، ﻣﺤﻤﺪ. (۱۳۶۴) "ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﻴﻦ" ۶ جلد، ﺗﻬﺮﺍﻥ، انتشارات امیرکبیر
[۲] ﻋﻤﻴﺪ، ﺣﺴﻦ. (۱۳۶۳) "ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻴﺪ" ۲ جلد، ﺗﻬﺮﺍﻥ، انتشارات امیرکبیر 

  N [3]. AHD, Editors (2011) "American Heritage Dictionary of English Language" fifth Edition,  HMH publishing Co

 N [4] S.D.K. Editor (2008) "New Interpreter's Dictionary of the Bible" 5 Vols.; new Interpreter's Dictionary of the Bible 1863, Abingdon press



داغ کن - کلوب دات کام
نظرها()