ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺳﻤﯽ م.ا (مِه)

درباره وبلاگ

بایگانی

دسته‌بندی

فهرست

‌پیوست

نویسندگان

ابر برچسب‌ها

لینک‌های روزانه

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
google-site-verification: google91dcd585aebc87c6.html


نویسنده :م. ا (مِه)
تاریخ:دوشنبه 9 اردیبهشت 1398-07:25 ق.ظ

واقع‌گرایی (۲۴)


 • دین اسلام:
 اسلام در لغت به معنی تسلیم و اطاعت، داخل شدن در صلح و دوستی…، و در معنای خاص، نام دینی‌ که پیامبرش ابوالقاسم محمد (ص) است؛ مردی از شجره چهل‌ونهم¹ از تبار حضرت آدم (ع) که در سال دهم پیش از هجرت (سال سوم پس از مبعث)، برابر با سنه ۶۱۱ میلادی، در سرزمین حجاز، شهر مکه، رسالتش را آشکار کرد.²
 و رسالتِ آشکار، در راستای اصول این دین است. و اصول دین اسلام، نخست، باور به توحید یا یگانگی خداوند، که همان جهان‌شناختی این دین است. و دوم، باور به نبوت یا باور به لزوم اطاعت مردم از فرمان‌های خداوند (از طریق پیامبران) که همان شکل‌گیری مناسبات فردی و اجتماعی این دین است. و سوم، باور به معاد که بر اساس ضرورت وجودیِ امر پاداش و جزا استوار شده است. و دیگری اصل عدل³ و همچنین اصل امامت که باور به این دو اصل را شیعیان، مستفاد از دین اسلام و کتاب آسمانی قرآن کریم می‌دانند...،⁴ و شیعه، از مذاهب این اسلام، و این مذهب: شریعت و طریقت، عقل و کلام، آیین و عدالتِ امیر…، که در پایانه‌های سده نهم هجری خورشیدی (سده‌های پانزدهم و شانزدهم میلادی) مذهب رسمی ایران شد.

 و اما لب کلام:
 پذیرش دین اسلام در ایران، در سده نخست هجری، پیش از هجوم اعراب به ایران (بطور نامحسوس)، و پس از این یورش‌ها (بطور محسوس)، گام به گام رخ داد…، و سپس این دین، بار دیگر در سده‌های نهم تا دوازدهم هجری خورشیدی، با گسترش جنبش‌های شیعه‌گری و آنگاه با استقرار پادشاهی صفوی، و اینبار در پیوند با مذهب شیعه، پذیرفته شد.
 و آنچه را در این باره می‌توان گفت آنست که، در دوران پادشاهی (امپراتوری) صفوی، ایرانیان در اوج توان و قدرت نظامی، سیاسی و کشورمداری بودند، و لذا چنانچه میان ایشان و دین اسلام و مذهب شیعه، همبندی و پیوستگی وجود نداشت، به سادگی می‌توانستند به همان‌گونه که سرزمین خویش را پس‌گرفتند، از این دین نیز رویگردان شوند. ولی آنچه رخ داد، پذیرشی دوباره بود؛ پذیرشی که اینبار، نه در حضیض قدرت، بلکه در اوج توانمندی و سربلندی ایشان رخ داد. اسلام و تشیعی که ملیت، مرز و کرانه‌‌ای نمی‌شناخت، و تنها با آن منش و هویتِ آزادگی و عدالت‌جویی که از دوران باستان در سرشتِ نیاکان این آب‌وخاک جریان داشت، هماهنگ بود. و به نظر از اینرو بود که پدران ما،  مانایی، بقای و پیشرفت تمدن ایران‌زمینِ خویش را در این پیوند دیدند.  ← ص ۲
ص ۲ 
 ولی افسوس، این دین و مذهب که می‌توانست سبب از میان رفتن بیداد و بهره‌کشی، ناتوانی‌ها و رویهمرفته عامل سالاری و شکوفایی بیشتر در همه زمینه‌های اجتماعی آن تمدن باشد، و چون دشمن استثمارگران بود، پس در گذر زمان، بدست اینان سربه‌نیست شد و به درونِ پوست، لاک و رویه‌اش فروافتاد، و آنهم آنرا با خرافات و واپسگرایی‌‌‌ها درآمیختند، تا نام، چهره و آوازه‌اش نیز دستاویزی برای غفلت و دوری عموم مردم از واقعیت‌های اجتماعی، و انحراف کشور از روند پیشرفت در راستای کامجویی‌های ایشان باشد..، بدینسان استثمار حاکم شد و پیامدش مگر، تهیدستی و رنجوری، ناتوانی در اداره کشور، وابستگی‌های سیاسی و اقتصادی، باج دادن‌ها و تمنا برای زیستن، کوچک شدن کشور و وطن‌فروشی را به همراه نداشت...
 اما دیگر، این زمان، هنگامه اطاعت از فرمان‌های خداوند است؛ زمانه پرداخت به ارزش‌ها، ماهیت، محتوا و برقراری مناسبات فردی و اجتماعی سالم، منطبق بر روح و شرایط هر دوران، و در نسبت با شاخص‌های علمی، و درنهایت، پیشرفت این تمدن….


 • محمد زکریای رازی:

_ اردیبهشت‌ماه ۹۸، ㄠ




--------------
 ¹. ر.ک  سیرت رسول‌‌الله، ابن‌هشام، جلد اول، ص ۱۸

 ². سوره حجر، ۹۴ و ۹۵
   سوره شعرا، ۲۱۴ و ۲۱۵

 ³. ر.ک  واژه‌نامه ۳

 ⁴. در واقع هر یک از اصول دین اسلام، جدا از دیگر اصول نیست، به عبارت دیگر، هر اصل، نشاندهنده و گواه همۀ اصول این دین است... shia 




نظرها() 

دنبالک‌ها: واژه‌نامه ۳ 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic