ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺳﻤﯽ م.ا (مِه)

درباره وبلاگ

بایگانی

دسته‌بندی

فهرست

‌پیوست

نویسندگان

ابر برچسب‌ها

لینک‌های روزانه

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
google-site-verification: google91dcd585aebc87c6.html


نویسنده :م. ا (مِه)
تاریخ:سه شنبه 12 بهمن 1395-10:04 ب.ظ

واقعﮔﺮﺍیی (۱۱)


   ۱-۱-۳  فلسفه در چین باستان:
   • لائو دْزوْ:¹
  «لی دَن»² ملقب به لائودْزو (لائو تزو / لائو تسه…) فیلسوف و بنیادﮔﺬﺍﺭ دبستان دائو (دائویسم / تائویسم) است که در سده ششم پیش از میلاد، در دورۀ «دودمان جو»³ همزمان با کنفوسیوس، دیگر فیلسوف نامی و برجستۀ چینی ﻣﯽﺯﻳﺴﺖ.⁴ 
 در اعتبار تاریخی و همچنین از حقایق زندگانی وی آگاﻫﯽﻫﺎﯼ چندان مورد پذیرش؛ مگر سرگذشت کوتاهی در کتاب «شیﺟﯽ»⁵ وجود ندارد، اما در دورانی میان سده‌های ﭼﻬﺎﺭﻡ تا سوم پیش از میلاد، گلچینی از گفتهﻫﺎ و سخنان او در کتابی به نام «دائو د جینگ»⁶ در دو بخشِ «دائو» و «د» به کوشش پیروانش گردآوری شد که مطالب آن گویای دیدگاه و اصولِ عقاید او و همﺍﻧﺪﻳﺸﺎﻥ⁷ وی است.  

 در زبان چینی، «جینگ»⁸ به معنی کتاب مقدس، دیرینه، از طریق، آموزه، کانال، پیچ و تاب…، «د»⁹ به معنی پارسایی، فضیلت، اصول اخلاقی، خوبی، مهربانی…، و «دائو»¹⁰ به معنای راه، جاده، اصل، حقیقت، و سخن گفتن… است، و لذا عبارت «دائو د چینگ» در مفهومی کلی باید به معنای «کتاب (آموزه) راه پارسایی» ﺑﺎشد….¹¹
 با این وجود و از آنجا که در این کتاب، دائو به معنا و مفهومی خاص و ژرف، و آنچه مد نظر لائودزو و همﺍﻧﺪﻳﺸﺎﻥ ﻭﯼ بوده، آمده است و همچنین "د" نیز به منزلۀ آن پارسایی و فضیلتی شناخته میﺷﻮد که در هماهنگی با دائو نمود میﻳﺎبد، از اینرو در برگردان ﻧﺎﻡ ﺍﻳﻦ ﮐﺘﺎﺏ به حذفِ محفوظ نیز میﺗﻮﺍن گفت: «طریقت دائو» 

  اما در اینکه دائو، به آن معنا و مفهوم خاص و آنچه که مورد نظر لائودزو و شاگردانش بوده است، چیست! و در آنکه چگونه این فضیلت و پارسایی در پرتوی هماهنگی با دائو، نمود میﻳﺎبد! نخست به بررسی کوتاهی در ضمن برخی از سخنان وی در کتاب دائو د چینگ میﭘﺮدازیم: 

 «… همگان میﺷﻨﺎسند زیبایی را به [نام] زیبا، [زیرا پیش از آن] زشتی بوده است، 
 میﺷﻨﺎﺳﻨﺪ خوبی را به [نام] خوب، [زیرا پیش از آن] بدی بوده است. 
 پس، بود و نبود، در [همدیگر] زایش، 
 دشواری و آسانی، به [همدیگر] تبدیل، 
 بلند و پست، [به همدیگر] بسته 
 بالا و پایین، [با همدیگر]  آمیخته،
 نوا و آوا، در هم 
 پیش و پس، در پی همدیگر.
 [و] بدینگونه مرد پارسا چیزها را به حال خود رها میﮐﻨﺪ (وو وِی)¹²؛ 
 پرورش یافتن بدون بکاربستن واژهﻫﺎ…» 

 «دائویی که بتوان از آن سخن گفت، دائو [حقیقی] نیست. 
 نامی که بتوان نامید، نام جاودانی نیست…»¹³  ← ص ۲


ص۲
 «… بود ﺁﻣﻴﺰﻩﺍﯼ، پیش از آن که آسمان و زمین پدیدار شوند،
  تنها پابرجا، خاموش تنها.
  یکسان، به هر جا روانه، بدون خسته شدن. 
  میﺗﻮﺍن مادر جهانش نامید. 
  نامش را نمیﺩﺍﻧﻢ، بنامیدش دائو.»

 «… بالای آن درخشان نیست،
  پایینش تاریک نیست،
  بی حد و بی نام.» 
 
 و دربارۀ "د":
 «د، دربرگیرندۀ همۀ بازتاب دائو است…
 اگرچه ژرف و تاریک است، از درون ذات است، 
 ذاتش واقعی و پایگاهی پابرجا در حقیقت دارد» [۱].

 «د  فرا رتبه، کنشگر نیست و "وو وی" و بی هدف است،   
  د  فرو رتبه کنشگر است و هدف دارد.»  

 جهان از دیدگاه لائودزو، جهانیﺳﺖ جاری، بر بستر حرکت و دگرگونی و در تضادی میان بودن و شدن. جهانی که انسان را در خود دارد؛ انسانی که در پیوند با آگاهی طبیعی و ذاتی که در درون خود نسبت به این حقیقت دارد، خودبخود با جهان، هماهنگ است.
 در واقع هسته اصلی و همه راز و رمز دستگاه جهانﺷﻨﺎختی لائودزو، در پیوند انسان با آگاهی درونی خویش ﻧﺴﺒﺖ به حقیقتِ خود و جهان، نهفته است؛ آگاهی همیشگی که در درون انسان، خودبخود جاریﺳﺖ و پیوند با آن، در هماهنگی با خود و جهان ﺗﺤﻘﻖ ﻣﯽیابد؛ آنگونه که غفلت و دوری از آن، برابر میﺷﻮد با سردرگمی، گمراهی و ناآگاهی؛ آن ناآگاهی که ﺑﺎ سعی و کوشش، و تفکرِ تجریدی و بهرهﮔﻴﺮی از واژهﻫﺎ، از میان نمیﺭﻭﺩ، زیرا ماهیتِ تجرید همانا، و ایستایی و سکون همان…؛  
 برای نمونه، چنانچه بخواهیم درباره یک گلِ رز، تفکر، مطالعه و بررسی کنیم، نخست باید تصور و انتزاعی از آن گل در ذهن داشته باشیم تا بتوانیم آن را مورد بررسی قرار دهیم و این همان مقدمه تجرید است که بدینگونه، ﻣﻮﺿﻮﻉِ شناخت (گل رز) ﺍﺯ جایگاه طبیعی ﺧﻮﺩ جدا میﺷﻮﺩ و بیﮔﻤﺎﻥ ﻧﻴﺰ با کوشش، تلاش، تفکر و آزمایش میﺗﻮﺍنیم به اطلاعات و آگاهیﻫﺎی بسیاری درباره آن گل دست یابیم…، اما با این روش، هیچﮔﺎﻩ نخواهیم توانست آن گل رز را در حین زندگی و حرکت طبیعی خود درک کنیم که لزوم این گونه از شناخت و آگاهی؛ درک ذاتی در عینِ احساس زندگی است! که با تجرید دست نمیﺩﻫﺪ و ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻮﺷﺸﯽ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ بیﺣﺎﺻﻞ خواهد بود…، این اصلیﺳﺖ که درباره شناختِ خود و خودشناختی ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ نیز صادق است که چنانچه با این روش (تجرید) بخواهیم به شناخت خود برسیم؛ همیشه و همیشه، خودِ واقعیِ ما یک گام از ما، پیش خواهد بود…، از اینرو تنها و تنها راه برای شناختِ اصیل، کنارگذاردن راهﻫﺎ و روشﻫﺎست زیرا این شناخت، خودبخود دست میﺩهد و هدف و عمدی در کار نیست، لذا به عدم انجام و رها کردن کارها به حال خود تعبیر شده است که در زبان چینی به آن «وو وی» میﮔﻮﻳﻨﺪ و در دائویسم با عنوان ماهیتِ "د" و بنیان طریقت دائو شناخته میﺷﻮﺩ.  
 
 و اما دربارۀ رئالیسم، اینکه آیا ردپا یا نشانهﺍﯼ از وجود رئالیسم  فلسفی در دائویسم دیده میﺷﻮﺩ و یا نه! و ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺳﺎﺳﺎً ﺁﻳﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ به آنگونه ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ و مقایسه ﺩﻳﺪﮔﺎﻩﻫﺎی ﻓﻠﺴﻔﯽ ﻏﺮبی ﺭﺍﻳﺞ ﺍﺳﺖ، ﺑﻴﻨﺶهای ﻓﻠﺴﻔﯽ ﺷﺮﻗﯽ ﺭﺍ نیز ﺗﺒﻴﻴﻦ کرد! نخست باید به بررسی کوتاهی درباره ویژگیﻫﺎ، تفاوتﻫﺎ و ﺷﺒﺎهتﻫﺎی فلسفه شرق و فلسفه غرب پرداخت… ادامه دارد



_ بهمنﻣﺎﻩ ۹۵، ㄠ




--------------------
 
n ¹. Lǎozǐ 
لائودْزوْ، لقب این فیلسوف با سیستم نوشتاری پین یین، مطابق با تلفظ چینیان. تلفظ «ǎo» بصورت «آوْ» و تلفظ «z» بین آواهای «د» و «ز» بصورت «دْز»، و تلفظ «ǐ» بین «ای» و «او» است.  ||  لائوْ (Lǎo) در زبان چینی به مانند یک صفت و یا پیشوندیﺳﺖ در معانی؛ بزرگی، پدری، پیری، نشانۀ احترام و محبت…، و دْزوْ (zǐ) گاه به عنوان پسوندی اسم‌ساز در معنای استاد.
 همچنین در دیگر سیستمﻫﺎی نوشتاری لاتین، این لقب بصورتﻫﺎی «Lao Tzu / Lao Tze / Tse» و… نوشته میﺷﻮد. در سیستم نوشتاری وِید-جایلز حرف «T) «T بدون اپاستروف) «د» تلفظ میﺷﻮﺩ. 

n ². Li Dān 
 در زبان چینی، نخست نام‌خانوادگی و سپس نام نوشته میﺷﻮد. 

n ³. Zhōu Wángcháo 
 دورۀ 'دودمان جو' (تلفظ «zh» در سیستم پین یین «ج» است.)

 ⁴. برخی از تاریخﺷﻨﺎﺳﺎﻥ، زمان زندگی لائودزو را میان سدهﻫﺎﯼ ﭼﻬﺎﺭﻡ تا سوم پیش از میلاد (دوران جنگ ایالتﻫﺎ) ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ. 

n ⁵. Shǐjì / shih chi
  شـیﺟﯽ / ﺷﻴﻪجی، و یا کتاب «ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖﻫﺎﯼ تاریخی»، اثر سوما ﭼﻴــﻦ / ﺳﻮﻣﺎ چیاِن (Sīmǎ Qiān ـ تلفظ «q»: «چ» با نوک زبان)، دانشمند و مقامی در دربار امپراتور «وو دی» از دورۀ 'دودمان هان' است که در سده‌های دوم و اول پیش از میلاد میﺯﻳﺴﺖ. این کتاب در واقع دورنماییﺳﺖ از سرگذشت سرزمین چین، از زمان دوران افسانهﺍﯼ امپراتور «هوانگ دی» (امپراتور زرد) تا دوران تاریخی امپراتور «وو دی».
 
n ⁶. Dào Dé Jīng / Tao Te Ching   

 ⁷ .  دربارۀ دائو و همچنین راه و روش و مسلک آن، نگرها و ﺑﺮﺩﺍﺷﺖهایی از فیلسوفان دیگری نیز وجود دارد، اما آنچه با نام دائویسم ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ میﺷﻮﺩ، بیشتر بر پایۀ دیدگاهﻫﺎﯼ لائودزو، و جونگ جو (Zhuāng Zhōu / Chuang Chou)؛ فیلسوف و گسترشﺩﻫﻨﺪﮤ دائویسم، و ﻫﻢﺍﻧﺪﻳﺸﺎﻥ و شاگردان اینان است. کتاب دائو د چینگ؛ نه ﻓﻘﻂ بر پایۀ آموزهﻫﺎی لائودزو بلکه بر اساس تعالیم جونگ جو نیز گردآوری شده است. 

n ⁸. Jīng 
جینگْ
 
n ⁹. Dé 
دِا
 
n ¹⁰. Dào 
دائوْ 

¹¹ .  ترجمهﻫﺎی گوناگونی از عبارت دائو د چینگ شده است؛ مانند کتاب مقدسِ فضیلت اخلاقی، کلاسیکِ دائو و فضیلت، کتاب راه زندگانی (هنر) و…

  n ¹². wú wéi

n ¹³. Dào kě dào, fēicháng dào
 عین عبارت لائودزو در ابتدای کتاب دائو د چینگ. این عبارت بصورت دیگری نیز برگردان شده است: "دائویی که سخن بگوید، دائویی جاودانی و ازلی نیست." 

ـــــــــــــــــــ
برخی منابع

[۱] جوجای و وینبرگﺟﺎﯼ (۱۳۵۴)  "ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﭼﻴﻦ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ" ﺗﺮﺟﻤﻪ: ع. ﭘﺎﺷﺎﺋﯽ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﻣﺎﺯﻳﺎﺭ  

 N [2] Li Dān (2003)  "Dào Dé jīng"  Translated by Roger T. Ames &. David L. Hall, in English and Mandarin Chinese, Random house publishing Group



نظرها() 

دنبالک‌ها: ﻭﺍﮊﻩﻧﺎﻣﻪ ۲ 



ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو