ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺳﻤﯽ م.ا (مِه)

درباره وبلاگ

بایگانی

دسته‌بندی

فهرست

‌پیوست

نویسندگان

ابر برچسب‌ها

لینک‌های روزانه

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
google-site-verification: google91dcd585aebc87c6.html


نویسنده :م. ا (مِه)
تاریخ:جمعه 10 دی 1395-11:28 ب.ظ

ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۱۰)


  ۱-۳  چین باستان:
 چین ﺳﺮﺯﻣﻴﻨﯽﺳﺖ ﺑﺎ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮﻳﻦ ﮐﻮﻩﻫﺎ، ﺣﺎﺻﻠﺨﻴﺰﺗﺮﻳﻦ ﺩﺷﺖﻫﺎ، ﺟﻨﮕﻞﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ، ﺑﻴﺎﺑﺎﻥﻫﺎ، ﮐﻮﻳﺮﻫﺎ…، ﺷﮑﻞﮔﺮﻓﺘﻪ از قومیتﻫﺎﻳﯽ گوناگون: ﻫﺎﻥﻫﺎ، ﮊﻭﺍﻧﮓﻫﺎ، ﻣﻨﭽﻮﻫﺎ، ﺍﻭﻳﻐﻮﺭﻫﺎ، ﺗﺒﺘﯽﻫﺎ …، ﺑﺎ ﺟﻤﻌﻴﺘﯽ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺑﻪ ۱.۴ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩ ﻧﻔﺮ، ﻭﺳﻌﺘﯽ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺑﻪ ۹.۶ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﮐﻴﻠﻮﻣﺘﺮﻣﺮﺑﻊ در موقعیت جغرافیایی ۱۸ تا ۵۴ درجه شمالی و ۷۳ تا ۱۳۵ درجه شرقی….
 تاریخ چین از هزارۀ پنجم پیش میلاد با پیدایی ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎﯼ «ﻳﺎﻧﮓﺷﺎﺋﻮ»¹، «ﻟﻮﻧﮓﺷﺎ»² و «ﻫﻤﻮﺩﻭ»³ ﺩﺭ ﺣﺎﺷﻴﮥ ﺩﺭﮤ «رﻭﺩ ﺯﺭﺩ»⁴ و ﺣﺎﺷﻴﮥ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺩﺭﮤ «رﻭﺩ ﻳﺎﻧﮓﺗﺴﻪ»⁵ جان گرفت؛ ﺗﺎﺭﻳﺨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻴﻤﮥ ﻧﺨﺴﺖ ﻫﺰﺍﺭﮤ ﺩﻭﻡ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻣﻴﻼﺩ، ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ «ﻋﺼﺮ ﺑﺮﻧﺰ» (ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﻮﺍﺣﯽ) ﺑﺎ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ «ﺩﻭﺩﻣﺎﻥ ﺷﺎﻧﮓ»⁶ آغاز شد،⁷ و در نیمۀ پایانی هزارۀ اول (پیش از میلاد) با ﺑﻨﻴﺎد ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭی ﺩﺭ ﺩﻭﺭﮤ «ﺩﻭﺩﻣﺎﻥ ﭼﻴﻦ» ﺷﮑوفا گشت؛ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩﻫﺎ و ﺳﻠﺴﻠﻪﻫﺎﯼ ﻣﺘﻤﺎﺩﯼ ﺗﺎ ﺳﺪه ﺑﻴﺴﺘﻢ ﻣﻴﻼﺩﯼ ﺩﻭﺍﻡ ﺩﺍﺷﺖ و ﺑﺎ خاتمه ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﯽ «ﺩﻭﺩﻣﺎﻥ ﭼﻴﻨﮓ»⁸ و ﭘﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭﯼ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ دﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۱۲ ﻣﻴﻼﺩﯼ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﮔﺮﻓﺖ…، و ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۹ ﻣﻴﻼﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ تأﺳﻴﺲ ﺣﮑﻮﻣﺖ 'ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ‌ ﺧﻠﻖ‌ ﭼﻴﻦ' ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ.  

 ﭼﻴﻦ ﺑﺎ ﭼﻨﻴﻦ ﭘﻴﺸﻨﮥ ﺗﺎﺭﻳﺨﯽ، ﻭﺳﻌﺖ ﺁﺏ و ﺧﺎﮎ، ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺟﻤﻌﻴﺖ و ﺩﺭ ﭘﯽ ﺁﻥ، تأﺛﻴﺮﺍﺕ و ﮐﻨﺶﻫﺎﯼ ﺩﻭﺳﻮﻳﮥ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻳﮕر ملل و ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺩﺍﺷﺖ، ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻭﻳﮋﻩﺍﯼ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ؛ آنگونه ﮐﻪ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﺭﺑﺎﺭه ﺗﺎﺭﻳﺦ، ﻓﺮﻫﻨﮓ، زبان و ﺷﻴﻮﮤ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺪﺍﻧﻴﻢ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺎﺭِ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎ، ﺁﺭﺍء و ﺩﻳﺪﮔﺎﻩﻫﺎﯼ ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻔﺮﺩ، ژرﻑ و بسیار تأﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭ ﺍﻳﻦ انبوه ﭘﺮﺷﻤﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ، ﺭﻫﻨﻤﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ.  

 و اما درباره چینیان: ما بیشتر از راه ترجمه و برگردان متون و ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎی ایشان، ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﺩﺍﺷﺖِ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ، ﮐﻮﺷﺶ ﺩﺭ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ و ﺩﻳﺪﮔﺎﻩﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ؛ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻤﺮﺍﻫﯽﻫﺎﻳﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍه ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﺫﻫﻦ ﺷﺮﻗﯽ؛ ﮔﻨﮓ، ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ و ﻧﺎﻣﻔﻬﻮﻡ ﺟﻠﻮﻩﮔﺮ ﺷﻮﺩ! 
 در واقع زبان هر قومی، ریخت و ﻓﺮﻡ آن به میزان بسیار زیادی میﺗﻮﺍﻧﺪ گویای محتوا و چگونگی نگاه و نگرش آن مردم نسبت به جهان پیرامون خود باشد؛ نگاه و نگرشی که در همه لایهﻫﺎﯼ زندگی فردی و گروهی آن مردم در جریان است، و جریانی که در فرهنگ و فراتر از یک فرهنگ در ﻫﻤﮥ سطوحِ مناسبات اجتماعی هر جامعه نمود دارد. ← ص ۲

ص ۲ 
 زبان چینی (زبانﻫﺎ ﻳﺎ ﮔﻮﻳﺶﻫﺎ) ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩه ﺯﺑﺎﻥﻫﺎﯼ چینی-تبتی⁹ ﺍﺳﺖ، و از ﻧﻈﺮ ریختﺷﻨﺎﺧﺘﯽ¹⁰ ﺩﺭﮔﺮﻭﻩ زبانﻫﺎﯼ ﺗﮏﻫﺠﺎﻳﯽ¹¹ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ. ﺯﺑﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﺎﺭﯼ (ﺧﻂ) ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ «ﻭﺍﮊﻩﻧﮕﺎﺭ»¹² است.

 ﺑﻄﻮﺭﮐﻠﯽ یکی از شاخصﻫﺎﯼ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻳﮏ ﺯﺑﺎﻥ، ﺗﻮﺍﻥِ ﺑﺎﺯﺑﻴﻨﯽ و ﺗﺤﻠﻴﻞ، و ﻳﺎ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺗﺠﺮﻳﺪﯼ ﺁﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﻪ ﺳﺨﻨﯽ ﺩﻳﮕﺮ، ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖِ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺧﻮﺩ، به ﺁﮔﺎﻫﯽﻫﺎ، اطلاعات و ﺩﺍﻧﺶ ﺑﻴﺸﺘﺮی ﺩﺳﺖ ﻳﺎﻓﺘﻨﺪ و ﺩﺭ ﭘﯽ ﺁﻥ، ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﻳﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺁﮔﺎﻫﯽﻫﺎﯼ ﻧﻮﻳﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻬﺮهﻭﺭﯼ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺟﻬﺖ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺁﻥ ﺩﺍﻧﺶ؛ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﯽ، ﺟﺪﺍﺳﺎﺯﯼ، ﺑﺎﺯﺑﻴﻨﯽ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﻳﮑﯽ ﺍﺯ مهمﺗﺮﻳﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎ «ﺯﺑﺎﻥ» ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ و ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺯﺑﺎﻧﯽ توان و قابلیت چنین ﭘﻴﺸﺮفتی ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍ ﺑﻮﺩ، ﺗﻮﺍنست ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ باشد و ﻫﻤﮕﺎﻡ ﺑﺎ آن ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺧﻮﺩ بکار ﺍﻓﺘﺪ، به گونهﺍﯼ که به هر اندازه، ﺩﺭ هر ﺯﺑﺎﻧﯽ ﭼﻨﻴﻦ توانایی و ﻗﺎبلیتی بیشتر ﺑﻮﺩ، ﮐﺎﺭﺁﻳﯽ ﺁﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭﺍﮊﻩ، ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ، تجرید و تعمیم ﻣﻮﺿﻮعﻫﺎ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩﺗﺮ میﺷﺪ؛ توانایی و به تبع آن، گنجایشی که میزان آن را میﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ با بررسی در ﻓﺮﻡ نوشتاری هر زبان جستجو کرد. 

 زبانﻫﺎﻳﯽ که دارای فرم نوشتاری الفبایی¹³ هستند، ﺯﺑﺎﻥﻫﺎﻳﯽاند ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﺟﺪﺍﺳﺎﺯﯼ و ﺳﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻮﺿوعﻫﺎ و ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭﺍﮊﻩﻫﺎ ﺭﺍ و ﻳﺎ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﯽ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺗﺠﺮﻳﺪﯼ و قابلیت ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ بالایی دارند، زیرا در این گونه از زبانﻫﺎ، واژهﻫﺎ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺍﺯ ویژگیﻫﺎﯼ جداشده از پیچیدگیﻫﺎی جهان هستی، ﺳﺎﺧﺘﻪ می‌شوند و آنگاه بر اشیاء و رویدادها دلالت می‌کنند، و این در حالتی است که زبانﻫﺎﻳﯽ که واجد فرمﻫﺎﯼ نوشتاری ﺗﺼﻮﻳﺮﯼ¹⁴ و ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻧﮕﺎﺭ¹⁵ و ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﯼ ﻭﺍﮊﻩﻧﮕﺎﺭ هستند، زبانﻫﺎﻳﯽﺍﻧﺪ که عموماً ﻣﻮﺿﻮعﻫﺎﯼ ﺗﻔﮑﺮﯼ، ﮐﻤﺘﺮ ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖﻫﺎﯼ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎن نمود می‌یابند، زیرا واژهﻫﺎ ﺍﺯ ویژگیﻫﺎﯼ سیستماتیک در جریان، ﺳﺎﺧﺘﻪ می‌شوند و آنگاه بر اشیاء و رویدادها دلالت می‌کنند، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﺑﺎﻥها؛ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭﺍﮊﻩ و ﺗﻮﺍﻥ ﺗﺠﺮﻳﺪﯼ آنها ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻟﻔﺒﺎﻳﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ مردمانی که با این گونه از زبانﻫﺎ زندگی ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻃﺒﻴﻌﯽ ﺧﻮﺩ ﻧﺰﺩﻳﮏﺗﺮﻧﺪ و برایشان دشوار نیست که اشیاء را نیز ﺟﺪﺍﻧﺸﺪﻩ ﺍﺯ ﺣﺮﮐﺖ و بصورت رویداد ببینند.  
 و همچنین در زبانﻫﺎﯼ صرفی نسبت به زبانﻫﺎﯼ تکﻫﺠﺎﻳﯽ (ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺯﺑﺎﻥ ﭼﻴﻨﯽ)، در واقع سنتِ صرف و نحو، تعیین میﮐﻨﺪ که چه تجربهﺍﯼ را باید فیکس و ثابت دانست و کدامیک را باید از اعمال نامید؛ ﺍﻳﻨﮑﻪ گاه چنین سنتی چقدر میﺗﻮﺍﻧﺪ دلبخواهی، محدود و گاه دور ﺍﺯ واقعیت ﻃﺒﻴﻌﯽ باشد، زمانی آشکار ﻣﯽﺷﻮد که برای نمونه، برایمان این پرسش پیش آید که «آیا چه اتفاقی برای گل رزِ شکفته افتاد، این گل شکفته به کجا رفت در آن زمان که پژمرده شد؟!» در صورتی که ﻃﺮﺡِ ایندست ﭘﺮﺳﺶﻫﺎ، ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﻴﺰﻳﮑﯽﺳﺖ ﺯﻳﺮﺍ در جهان، هیچ چیزی ثابت و جدا از دیگری نیست و در واقع دلالت همگی اجزاء بر رویدادهاییﺳﺖ که ﺑﻪ ﻫﻢ پیوستهﺍﻧﺪ و صرف شدنی ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ. 
 ﺍﻟﺒﺘﻪ این ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺫﻫﻦ ﺷﺮﻗﯽ ﺑﻪ ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ، و ﻳﺎ ذهن ﻏﺮﺑﯽ ﺑﻪ ﺩﻳﺪِ ﮐﻠﯽ ﻳﺎ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻥ ﻧﮕﺮﯼ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﻧﺪﺍﺭد؛ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺻﺮﻓﺎً از باب ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺮ ﻗﻮﻣﯽ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﮥ شگفتﺁﻭﺭﯼ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﮔﻮﻳﺎﯼ ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﺩﺭﻧﻬﺎﻳﺖ ﻧﺸﺎﻧﺪﻫﻨﺪﮤ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻇﺮﻓﻴﺖﻫﺎ، ﻗﺎﺑﻠﻴﺖﻫﺎ، و ﺷﻴﻮۀ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ، ﺗﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﻬﺘﺮ و ﺑﺎ ﺩﻳﺪ ﺑﺎﺯﺗﺮﯼ ﺑﺘﻮﺍﻧﻴﻢ ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭه ﺑﺎﻭﺭﻫﺎی آن ﻣﺮﺩﻡ و ﺩﻳﺪﮔﺎﻩﻫﺎﯼ ﺍﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯیم.

   ۱-۱-۳ فلسفه در چین باستان:
    • لائو دزو:

_ ﺩﻳﻤﺎﻩ ۹۵، ㄠ



---------------------------
n ¹. Yangshao Culture  5000BC—3000BC
n ². Lung-shan / longshan culture  3000BC—1900BC
n ³. Hemudu 5500BC—3300BC
n ⁴. Huánghé
n ⁵. Yangtze / Chángjiãng
  n ⁶. Shang / Yin  1027BC—1766BC
 
  ⁷. البته تاریخ کلی چین شامل یک دورۀ تاریخی-ﺍﻓﺴﺎﻧﻪای ﺑﻪ ﻧﺎﻡ «سلسله شیا» نیز هست که زمان آن میان سالﻫﺎﯼ ۲۲۰۵ تا ۱۷۶۶ پیش از میلاد، و پایهﮔﺬﺍﺭ آن معروف به «یو بزرگ» امپراتور نیمه‌افسانهﺍﯼ چین ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ بوده است که مطابق با افسانهﻫﺎﯼ چینی بر سیلابﻫﺎ فرمان میﺭﺍﻧﺪ و پس از حفر تونل در ۹ کوه و ایجاد ۹ دریاچه،  ۹ رودخانه جدید را با هدایت و نظارت خود به جریان درآورد… [۱].

n ⁸. Ch'ing / Ts'ing
n ⁹. Sino-Tibetan
n ¹⁰. Morphology
n ¹¹. One syllable Language
 در زبان چینی، واژهﻫﺎ غالباً ﺗﮏﻫﺠﺎﻳﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﺑﺎﻥ، ﺍﻓﻌﺎﻝ ﺻﺮﻑ ﻧﻤﯽﺷﻮﻧﺪ، و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻧﻮﻉ ﺿﻤﺎﻳﺮ و ﺻﻔﺎﺕ و ﻗﻴﻮﺩ ﻧﻴﺰ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﺤﻞ ﺟﺎﻳﮕﻴﺮﯼ ﺩﺭ ﻋﺒﺎﺭﺍﺕ، و ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﻟﻔﻆﻫﺎﻳﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻫﺎی ﻭﻳﮋﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺭﺍﺕ، ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽﮔﺮﺩﻧﺪ….

  n ¹². Logograms
  ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﮐﻼﺳﻴﮏ ﭼﻴﻦ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ «ﺩﻭدﻣﺎﻥ ﺟﻮ» (ﺩﺭ ﺩﻭﺭﮤ ﺳﺎﻟﻨﺎمۀ ﺑﻬﺎﺭ و ﭘﺎﻳﻴﺰ) ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ و ﺯﺑﺎﻥ ﭼﻴﻨﯽ در طی ﺩﻭﺭﺍﻥﻫﺎ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ دگرگونیﻫﺎﻳﯽ ﮔﺸﺖ (ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍز ﺳﻨﺘﯽ به ﺳﺎﺩه ﺭﺳﻤﯽ)؛ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﯽﻫﺎ ﺩﺭ نوع ﺯﺑﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﺎﺭﯼ ﻳﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺧﻂ ﭼﻨﻴﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﺮﺩ و ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺧﻂ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻧﮕﺎﺭ (ideogram) به ﺧﻂ ﻭﺍﮊﻩﻧﮕﺎﺭ (logogram) ﺩﺍﻧﺴﺖ. 
 ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺧﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﺎﺭﺵ ﻭﺍﮊﻩﻫﺎ ﺍﺯ هشت ﻋﻼﻣﺖ ﺍﺻﻠﯽ (ﻋﻼﺋﻢ ﻳﺎ ﺧﻄﻮﻁ مانند: ﻋﻼﻣﺖ héng ﺑﺼﻮﺭﺕ: — و ﻋﻼﻣﺖ shù ﺑﺼﻮﺭﺕ: l) ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﻼﺋﻢ ﺩﺭ ﺷﮑﻞﻫﺎﯼ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﻧﻴﺰ ﺗﺮﺳﻴﻢ ﻣﯽﮔﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ، ﻋﻼﺋﻢ ﻓﺮﻋﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽﺁﻳﻨﺪ. ﻭﺍﮊﻩﻫﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﮐﻴﺐ ﺍﻳﻦ ﻋﻼﺋﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ (ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭﺍﮊۀ ﺩﻫﺎﻥ: 口) ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﮑﻞ ﻭﺍﮊﻩﻫﺎﯼ ﺳﺎﺧﺘﻪ‌ﺷﺪﻩ، ﻋﻤﻮﻣﺎ ﮔﻮﻳﺎﻳﯽ ﺩﻭ ﺟﻨﺒﮥ ﺗﻠﻔﻈﯽ و ﻣﻌﻨﺎﻳﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺭﻭﻳﺖ ﺷﮑﻞِ ﻭﺍﮊﻩ، ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺁﻳﺪ. 
 همچنین در نیمۀ سده بیستم میلادی، رسماً خط تلفظی «پین ﻳﻴﻦ» (pinyin) بر پایۀ حروف الفبای لاتین، به زبان چینی وارد شد ﮐﻪ نوآوری و ابداع این خط تلفظی برای ﭼﻴﻨﻴﺎﻥ برای آسان شدن ارتباط ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻬﺎﻥ، و ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ آن ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﭼﻴﻨﯽ، ﺑﻪ علت ﻭﺟﻮﺩ ویژگی آوﺍﻳﯽ (Phonetic script) ﺩﺭ این زبان بوده است.
 زبان نوشتاری چینی بر پایۀ سیستم تلفظ پین ﻳﻴﻦ، ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ۲۱ همخوان (۱۸ ساده و ۳ مرکب) و ۵ واﮐﻪ است ﮐﻪ واکهﻫﺎ در ترکیب، تعداد زیادی مصوتﻫﺎﯼ مرکب را ﻧﻴﺰ میﺳﺎﺯﻧﺪ.
 در این سیستم، تلفظ صحیح هر واکه همراه با ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭ آهنگ ﺯﺑﺎﻧﯽ ﺑﺮ روی واکهﻫﺎ ادا میﺷﻮﺩ که به ترتیب عبارت است از:
 ۱. کشیده: –  
 ۲. اوج: /
 ۳. فرود و اوج: v  
 ۴. ﻓﺮﻭﺩ: \

  n ¹³. Alphabets
n ¹⁴. Pictograms
n ¹⁵. Ideograms


ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی منابع

 [۱] فِلِمر، والتر (۱۳۸۸) 
"تمدن چین باستان" ترجمه: فرزانه کریمی، تهران، مؤسسه انتشارات قدیانی




نظرها() 

دنبالک‌ها: واژهﻧﺎﻣﻪ ۲ 

شراره
شنبه 11 دی 1395 12:02 ب.ظ
سلام عزیز خوبی؟ مطالب وبلاگتو دیدم بسیار زیبا بود معلومه که وقت گذاشتی .من یه پیشنهاد داشتم که واسه وبلاگ جفتمون خوبه اونم اینکه به وب سایت منم سر بزنی و باهم تبادل لینک داشته باشیم از این به بعد مثل دو تا دوست خوب واسه هم میشیم بعد از اینکه لینک کردی خبرم کن تا با افتخار لینکت کنم


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو