ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺳﻤﯽ م.ا (مِه)

درباره وبلاگ

بایگانی

دسته‌بندی

فهرست

‌پیوست

نویسندگان

ابر برچسب‌ها

لینک‌های روزانه

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
google-site-verification: google91dcd585aebc87c6.html


نویسنده :م. ا (مِه)
تاریخ:یکشنبه 9 آبان 1395-06:04 ب.ظ

ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۸)


 ۳-۴-۲  جنبش علمی:
 میان سالﻫﺎﯼ ۱۵۵۰ تا ۱۶۵۰ میلادی که دوران درگیریﻫﺎ و منازعات دینی در اروپا بود، جنبشی پای گرفت که در جستجو و شناخت واقعیت بر پایۀ روشﻫﺎﯼ تجربی و عقلانی بود.
 نگرها و نظرهای تنی چند چون رابله¹، مونتنی²، مولکاستر³ و میلتن⁴ در مورد ﺷﻴﻮﻩﻫﺎﯼ 'آموزش و پرورش' و ﺭﻭﺵﻫﺎﯼ درست یادگیری و آموختن بر پایۀ بازنگری و مشاهده، اندیشه و تفکر، سرآغازی ﺷﺪ بر پژوهش و بررسی بیشتر و ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ، درباره نوشتهﻫﺎﯼ پیشینیان ﺍﺯ ﺭﻭﻡ ﺗﺎ یونان، به ویژه در زﻣﻴﻨﮥ علوم طبیعی که از نظر شمار، اندک، و بیشتر آنها بر پایه حدس و گمان ﺑﻮﺩ تا بررسی و آزمایش. بدینسان رفتهﺭﻓﺘﻪ پی به کاستیﻫﺎ و معایب، نادرستیﻫﺎ و اشتباهاتِ روشﻫﺎ و گفتهﻫﺎﯼ پیشینان برده شد، تا به آنجایی که انگیزهﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺑﻎ و ﺍندیشمندان پدید آمد تا شیوۀ رایج اهل‌مدرسه (اسکولاستیک) را ﺑﻪ کناری گذارند و شالودۀ علوم را از نو بریزند…. 

 کپرنیک:⁵ ستارهﺷﻨﺎﺱ ﻧﺎﻣﯽ و روحانی بلندپایه لهستانی…
  بیش از هزاروسیصد سال ﻣﯽﮔﺬﺷﺖ که دیدگاه دانشمند یونانی، «بطلمیوس»⁶  درباره زمین، مرکزیت و ساکن بودن، و گردش دیگر اجرام آسمانی به دور آن، پذیرفته و مورد ﺗﺄیید بود (به ویژه در کلیساها و مگر در میان برخی از اندیشمندان).  
 کپرنیک، پی به نادرستی نظرﻳﮥ بطلمیوس برد و در این ﺑﺎﺭﻩ کتابی نگاشت، اما از ترس کلیسا، سی‌وشش سال آن را پنهان داشت و فقط در سال وفاتش بود که نوشتهﻫﺎﯼ خود را رسماً انتشار داد و آن را به پاپ هدیه کرد. کپرنیک در این کتاب، خورشید را ساکن و ثابت در مرکز جهان (منظومه شمسی) ﺧﻮﺍﻧﺪ که زمین و شماری از سیارهﻫﺎ به گرد آن میﭼﺮﺧﻨﺪ و از آن دریافت نور و حرارت میﮐﻨﻨﺪ…، ﺑﺪﻳﻦگونه گفتهﻫﺎ و عقاید ارسطو، در باب کیهان، میانگرا بودن زمین و حرکت چرخشی ستارگان (ارسطو؛ فوسیکا، و پریﺍﻭرانو) به چالش کشیده شد…. 

 تیکو براهه:⁷ دانشمند و ستارهﺷﻨﺎﺱ دانمارکی… 
  او که یک ﻧﺠﻴﺐﺯﺍﺩﻩ بود و ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ با نام ﻳﮏ ستارهﺷﻨﺎﺱ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻳﮏ ﮐﻴﻤﻴﺎﮔﺮ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪ، توانست با ۲۱ سال کار، پژوهش، نگریستن و مشاهده تیزبینانه؛ ﭘﯽریزی و تهیه جدولﻫﺎ، ﺗﻌﻴﻴﻦ و ﺗﺮﺳﻴﻢ اندازهﻫﺎ، فواصل و نقشه ﺳﻴﺎرهﻫﺎ و ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ زمان، زمینهﻫﺎ و مقدمات بایسته و لازم را ﺑﺮﺍﯼ پیشرفت علم ستارهﺷﻨﺎﺧﺘﯽ فراهم کند….  

 کپلر:⁸ دانشمند بزرگ آلمانی، ستارهﺷﻨﺎﺱ و ریاضی‌دان… 
  وی در سال ۱۶۰۹ میلادی، به اتکاء و استواری بر یافتهﻫﺎﯼ تیکو براهه ﺩﺭﺑﺎﺭه ﺣﺮﮐﺖ سیارهﻫﺎ، توانست درستی نظریۀ کپرنیک را ثابت کند و سه قانون معروف خود را در مورد حرکت و مدار بیضیﻭﺍﺭ سیارات وضع نماید….

 گالیله: ⁹ مخترع نامدار، ستارهﺷﻨﺎس و ﻓﻴﺰﻳﮏﺩﺍﻥ ایتالیایی…
  گالیله با تلسکوپی که نوآوری و ابداع کرد، توانست مشاهدات و بررسیﻫﺎﯼ زیادی درباره ماه، زهره… و مشتری انجام دهد که درﻧﻬﺎﻳﺖ منجر به کشفیاتی در علم ستارهﺷﻨﺎﺧﺘﯽ شد…. وی همچنین به دفاع از نظرﻳﮥ کپرنیک پرداخت که این کار سبب شد که در سال ۱۶۱۹ میلادی به روم فراخوانده شود و برای گفتهﻫﺎ و باورهای خود استغفار کند، اما پس از هفده سال، پاپِ دیگری بر مسند قدرت نشست و گالیله از نو به ابراز نظرهای خود پرداخت که برای دومین بار وادار به توبه شد و نیز تا پایان روزگارش زیر نظر بود.
 وی همچنین با آزمایش معروف خود، در بالای «برج پیزا» به اثبات رسانید که مقدار جرم اجسام، بستگی به میزان سرعت اجسام در سقوط آزاد ندارد…. ← ص ۲


 ص ۲
 نیوتن:¹⁰ دانشمند ﺑﺰﺭﮒ، فیزیکﺩﺍﻥ، ریاضیﺩﺍﻥ و ستارهﺷﻨﺎﺱ انگلیسی… 
  نیوتن توانست ﺑﺎ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺕ ﺭﻳﺎﺿﯽ، درستی نظریۀ کپرنیک و نظریۀ کپلر درباره حرﮐﺖ سیارهﻫﺎ، دنبالهﺩﺍﺭﻫﺎ و قوانینش را به اثبات رساند.
 وی ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺩﺭ ﺳﺎل ۱۶۸۷ ﻣﻴﻼﺩﯼ ﮐﺘﺎﺑﯽ نگاشت و ﺩﺭ ﺁﻥ ﮐﺘﺎﺏ، ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻋﻠﻢ ﻣﮑﺎنیک و ﻗﺎﻧﻮﻥ ﮔﺮﺍنش… ﺭﺍ کشف و بازنمود کرد و ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺮﻭ ﭘﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭ ﻋﻠﻢ ﻣﮑﺎﻧﻴﮏ ﮐﻼﺳﻴﮏ ﺷﺪ…، جزر و مد دریا، ماهیت نور، حساب دیفراسیل و انتگرال را تبیین کرﺩ که کارهای او رویهمرفته نتایج بسیار ارزشمند و ﻣﻬﻤﯽ در روند پیشرفت دانش داشت….

 پاراسلسوس:¹¹ ﻓﻴﻠﺴﻮﻑ، ﭘﺰﺷﮏ، ﮔﻴﺎﻩﺷﻨﺎﺱ و ﺳﺘﺎﺭﻩﺷﻨﺎﺱ سوﻳﺴﯽ (ﺳﻮﻳﺲ ﻗﺪﻳﻢ)… 
  ﻭﯼ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩی ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ «ﺑﺎﺳﻞ» ﺑﻮﺩ، در سال ۱۵۲۶ میلادی، برای نخستین بار پشینۀ قرون وسطی را درهم شکست و به زبان لاتین تدریس نکرد! 
 ﺍﻭ همچنین ﺩﺭ ﺁﻣﻮﺯﻩﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ از گفتهﻫﺎﯼ بقراط و جالینوس، سخت انتقاد میﮐﺮﺩ و میﮔﻔﺖ که پیکر آدمی از ترکیب عناصر شیمیایی ساخته شده است و لذا درمان نیز باید با مواد شیمیایی انجام شود….  

 اگریکولا:¹² دانشمند و پژوهشگر آلمانی: 
  ﺍﻭ علم شیمی را در استخراج کانیﻫﺎ و فلزات به کار برد…

 پالیسی:¹³ هنرمند و مهندس عمران، ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﯼ:
  ﻭﯼ شیمی را در کوزهﮔﺮﯼ و صنایع دیگر به کار برد…

  وسالیوس:¹⁴ پزشک آناتومیست بلژیکی-هلندی…
 او نخستین کسی بود که به شکافتن کالبد انسان پرداخت و برای همین موضوع از سوی دادگاه بازجویی شد…، کار او را معصیت دانستن و وی محکوم کردند که سفری به بیتﺍﻟﻤﻘﺪﺱ رود تا به این طریق گناه خود را پاک کند.
 همچنین یکی از شاگردان و پیروان وسالیوس موفق شد که دریچۀ قلب را کشف کند….

 بیکن:¹⁵ فیلسوف، نویسنده و سیاستمدار انگلیسی…
  بیکن از همان جوانی که به یادگیری علوم پرداخت، نسبت به علم، دلبستگی، شور و شوقی بی اندازه داشت، و با اینکه به کار سیاست نیز ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ بود و در این راه با کامیﻫﺎ و ناکامیﻫﺎﯼ بسیاری روبرو شد، اما هیچﮔﺎﻩ از پرداخت به علم دست نکشید و در این راه آثار گراﻧﻤﺎﻳﻪﺍﯼ نیز از خود به یادگار گذاشت.
 وی در نوشتهﻫﺎﯼ خود که نخست قرار بود شش کتاب باشد، اما عمرش امان نداد و فقط توانست دو کتاب و تعدادی پارهﻫﺎ و قطعات از چهار کتاب دیگر را از خود برجای گذارد؛ درباره نادرستیِ روشﻫﺎ، اصول و اهداف شناخت در قدیم، و رد آنها در کار شناختِ درست و کاربردی، سخن میﮔﻮﻳﺪ، سخن از آن علمی که باید در روندِ پیشرفت و به هدف چیرگی انسان بر طبیعت باشد.
 در کتاب «ارغنون نو»¹⁶ که در مخالفت با مجموعه نوشتهﻫﺎﯼ گردآوری‌شده از ارسطو در باب منطق، موسوم به «ارغنون»¹⁷ نگاشت، ضمن رد روش منطق ارسطو به بازنمود و شرح روش شناخت بر پایه مشاهده و تجربه، و روش استقراء پرداخته است.¹⁸ هر چند بیکن در علوم و صنایع هیچ کشف و یا اختراعی نکرد، اما او را به نام و با عنوان یکی از بنیادگذاران علوم نوین و ﺯﻣﻴﻨﻪﺳﺎﺯﺍﻥ پیشرفت علم بر پایۀ روشﻫﺎﯼ تجربی به شمار ﻣﯽﺁﻭﺭﻧﺪ….

 دکارت:¹⁹ ریاضیﺩﺍﻥ، فیلسوف و فیزیکﺩﺍﻥ فرانسوی… 
  دکارت آموزش ابتدایی را در فرانسه ﺩﺭ ﻳﮑﯽ ﺍﺯ مدارس «ﻳﺴﻮﻋﯽ»²⁰ به پایان ﺭﺳﺎﻧﺪ و در ﺳﻦ بیست سالگی بنا را بر جهانگردی نهاد…، نزدیک به بیست سال در کشور هلند روزگار گذرانید و سرانجام در پاییز سال ۱۶۴۹ به سوئد رفت و پس از یک سال اقامت، بر اثر بیماری ﺳﻴﻨﻪﭘﻬﻠﻮ در سن پنجاه‌وچهار سالگی درگذشت.
 او اندیشمند ﺑﺰﺭﮔﯽ بود که بیشتر زندگانی خود را وقف علم کرد. فقط با اهل دانش در رفت و آمد بود و مگر با اﻧﮕﺸﺖﺷﻤﺎﺭﯼ با دیگران مکاتبهﺍﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ. در کار مردم کنجکاوی و تفحص نمیﮐﺮﺩ و به امور سیاسی و دولتی نیز هیچﮔﻮﻧﻪ ﮔﺮﺍﻳﺶ و توجهی نداشت. تحقیقات علمی او بیشتر بر پایه اندیشه و تجربه ﻓﺮﺩﯼ بود، و نه به خواندن کتاب….
 از نوشتهﻫﺎﯼ او میﺗﻮﺍﻥ به کتاب «گفتار در روش راﻫﺒﺮﺩ عقل و جستجوی حقیقت در علوم»²¹، رسالهﻫﺎﯼ «تفکرات در فلسفه اولی»²² و «اصول فلسفه»²³ اشاره کرد.
 دکارت بر این باور بود که همۀ علوم را باید به اصول ریاضی درآورد و باﻳﺪ روش تحلیل را پیش گرفت؛ به این ترتیب که قضیۀ مشکل را به آسان و قضیۀ آسان را به آسانﺗﺮ و دنبال کردن این رویه تا رسیدن به ﻗﻀﻴﻪﺍﯼ که کاملا معلوم و روشن باشد و در تشریح نظر خود، چهار قاعده و اصل را که شهود ـ تحلیل ـ ﺗﺮﮐﻴﺐ ـ استقصاء هستند، پیشنهاد و وضع کرد.²⁴
 درباره کشفیات و اختراعات دکارت ﻧﻴﺰ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ از نوآوری و ابداع هندسه تحلیلی، تکمیل جبر و مقابله، و همچنین از کارها و تحقیقات او درباره انعکاس و انکسار نور و شیب زاویه تابش، ترکیب بلورهای عدسی برای ساخت دوربین نام برد. اندیشهﻫﺎﯼ دکارت تأثیر فراوان در کار پژوهش و تحقیق در عصر خود گذاشت و رویهمرفته کارها و تحقیقات بیکن و دکارت مانند مشعلی فروزان، راه پیشرفت و نوآوری را روشن و هموار ساخت و اروپا را به اوج رسانید….

 کمنیوس:²⁵ آموزگار، فیلسوف و نویسنده چک… 
 شماری از اندیشمندان، روش بیکن را در 'آموزش‌ و پرورش' بکاربستند که مهمﺗﺮﻳﻦ آنان کمنیوس بود. 
 وی در سال ۱۶۲۷ میلادی در شهر «لیسا» به پست سرپرستی آموزشگاه ژیمناز گمارده شد، در آنجا به مدت ۱۴ سال به کار بازسازی شیوۀ آموزش پرداخت و در این زمینه چندین کتاب ارزشمند نگاشت.
 رویهمرفته ﺍﺯ او با نام نخستین پیشوای اندیشمند و اصلاحگر فرهنگ در 'آموزش‌ و پرورش' بر پایۀ روشﻫﺎﯼ کاربردی و علمی در دورۀ مدرن اروپا ﻧﺎﻡ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ….  

 بدینسان ﺍﺯ سده شانزدهم میلادی، کار آموزش و پژوهش به شیوۀ نو آغاز شد و ﺩﺭ ﺍﻳﻦ میان، دانشمندانی برخاستند که با وجود شمار کم و همچنین دشمنی و مخالفت کلیسا، خود را از چارچوب بسته و محدود قرون وسطی آزاد ساختند، روش کهنه را دور ریختند و بدون ﺁﻧﮑﻪ بدانند کارها و کوششﻫﺎﯼ ﺍﻳﺸﺎﻥ به چه و به کجا میﺍﻧﺠﺎﻣﺪ، به دنبال واقعیتﻫﺎ گشتند و جهان را وام‌دار کارها و خدمات خود کردند….، ادامه دارد...

 

_ ﺁﺑﺎﻧﻤﺎه ۹۵، ㄠ  



---------------------------------
n ¹. François Rabelais  (1483-1553) French
n ². Michel Eyquem de Montaigne (1523-1592) French
n ³. Richard Mulcaster (1531-1611) England
n ⁴. John Milton (1608-1674) England
n ⁵. Nicolaus Copernicus (1473-1543) Poland
n ⁶. Klaúdios Ptolemaîos (100-170) Greco-Egyptian
n ⁷. Tycho Brahe (1546-1601) Danish
n ⁸. Johannes Kepler (1571-1642) German
n ⁹. Galileo Galilée (1564-1642) Italy
n ¹⁰. Sir Isaac Newton (1642-1727) England
n ¹¹. Paracelsus / Hohenheim (1493-1541) Swiss-German
n ¹². Georgius Agricola / Landmann (1494-1555) German
n ¹³. Bernard Palissy (1510-1588)  French
n ¹⁴. Andreas Vesalius (1514-1564) Belgium-Netherlands
n ¹⁵. Francis Bacon (1561-1626) England
n ¹⁶. Novum Organum 

¹⁷. اُرغَنون: معرب کلمه یونانی «organon» عنوان مجموعهﺍﯼست از آثار ارسطو در باب منطق.
 ارسطو، هیچﮔﺎﻩ گفتهﻫﺎ و نوشتهﻫﺎﯼ خود را درباره روشﻫﺎ و شیوهﻫﺎﯼ درست اندیشیدن، به شکل مجموعهﺍﯼ یکدست و با نام منطق، و از آن به عنوان مبحث و یا کتابی ﺟﺪﺍ و مستقل نام نبرد…، کتاب ارغنون در دورانی پس از سده ششم میلادی، توسط مفسران و پیروان ارسطو و از نوشتهﻫﺎﯼ او در باب مقولات، قضایا و داوری، قیاس، برهان، استدلال دیالکتیکی و استدلال سفسطی، برگرفته از شش کتاب ارسطو ﮔﺰﻳﻨﺶ و گردآوری شد و به نام اورگانکا (ارغنون) انتشار یافت: 
Katègoriai, Peri hermèneias, Analutika protera, Analutika hustera, Topika, Peri sofistikon elenxon 

¹⁸. گفتیﺳﺖ که ارسطو، افزون بر روش قیاس (در منطق) که مورد تأیید بیکن و دکارت ﻧﺒﻮﺩ، روش دیگری را نیز به نام «اپاگوگِه» یا استقراء، معرفی و ﺗﺸﺮﻳﺢ کرﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﯽﺳﺖ ﺩر ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖِ ﮐﻞ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ بررسی و برشمردن ویژگیﻫﺎﯼ اجزاء…، از اینرو روش استقراء، بیشتر از آنِ ارسطو است تا متأخران وی مانند بیکن و دکارت. 
 و دیگر اینکه در دانش نوین، قیاس ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭی ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺭﺩ، روشی ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ و ﻻﺯﻡ است، تا به آنجایی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﮑﻤﻴﻞ این روش، افزون بر گفتهﻫﺎﯼ ارسطو، ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺁﻥ پیوست و الحاق ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. 

n ¹⁹. René Descartes (1596-1650) French 

n ²⁰. Jésuites
یسوعیﻫﺎ ﻓﺮﻗﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﮐﺎﺗﻮﻟﻴﮏﻫﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭ ﺁﻥ «ﺍﻳﻨﺒﺎﺱ دولوایولا» (Ignace de Loyola) ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ و ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﭙﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ. ﻣﺮﺍﻡ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻗﻪ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺎﭖ ﺭﺍ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺬﻫﺐ ﭘﺮﻭﺗﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭﻧﺪ، و ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻫﺪﻑ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭﻳﺰﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ سرتاسر جهان ﺁﻣﻮﺯﺷﮕﺎﻩﻫﺎﻳﯽ ﺑﺮﭘﺎ ﮐﻨﻨﺪ تا ﻓﺮﻗﮥ ﮐﺎﺗﻮﻟﻴﮏ گسترده و فراگیر شود و بتوانند ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮﺩﺍﺭﯼ ﻭﺍﺩﺍﺭﻧﺪ….
 اساسنامهﺍﯼ برای ﻳﺴﻮﻋﯽﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ۱۵۵۸ و ﺁﻳﻴﻦﻧﺎﻣﻪ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۵۵۹ ﻣﻴﻼﺩﯼ ﻧﮕﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪ. ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻗﻪ ﻫﻤﺴﺎﻥ ﺑﺎ تشکیلات ﺍﺭﺗﺶ ﺑﻮﺩ….
  در آموزشگاهﻫﺎﯼ یسوعی افراد بسیاری آموزش دیدند که از بزرگان نامی جهان شدند (مولیر، کرنی، دکارت، ریشلیو، دیدرو…) و بدینگونه آموزشگاهﻫﺎﯼ آنان در سرتاسر اروپا و ﺟﻬﺎﻥ اهمیت و گسترش یافت، اما از آنجایی که در گذشت زمان، شیوۀ آموزش خود را با روند پیشرفت، همسو نداشتند، لذا از بیشتر کشورهای اروپایی رانده شدند و به ناچار، در سال ۱۷۷۳ پاپ فرقۀ آنان را منحل کرد و با اینکه در سال ۱۸۱۳ میلادی از نو به ایشان اجازه کار و فعالیت داده شد، دیگر مانند گذشته نتواﻧﺴﺘﻨﺪ در کار خود پیشرفت و رونق چشمگیری بدست آورﻧﺪ. 

n ²¹. Discours de Ia méthode Pour bien conduire 
n ²². Méditation touchant Ia philosophie premiére 
n ²³. Les principes da Is philosophie  

²⁴. در ﺑﺮﺭﺳﯽ و بازنمود گفتهﻫﺎ و نوشتهﻫﺎﯼ ﺩﮐﺎﺭت، آنها را میﺗﻮﺍﻥ بصورت ﻓﺸﺮﺩﻩ و ﮐﻮﺗﺎه در سه ﺑﺨﺶ شاخص از همدیگر جدا کرد: روش شناخت ﺩﮐﺎﺭﺕ ـ  جهانﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺩﮐﺎﺭﺕ ـ  اکتشافات علمی دکارت.
  ﺍﻟﻒ. ﺑﺨﺶ نخست: ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﺨﺶ ﺩﮐﺎﺭﺕ همانند بیکن در مردود دانستن روشﻫﺎﯼ شناخت پیشینان بر پایۀ روش منطق سخن میﮔﻮﻳﺪ؛ ﻗﻴﺎﺳﯽ که به هدف شناختِ موضوعی از گزارهﻫﺎﯼ کلیِ حاکم بر آن موضوع آغاز میﺷﻮﺩ که از دید وی نتایجی ﮐﻪ دست ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻫﻤﻴﺸﻪ نمیﺗﻮﺍﻧﺪ ﮔﻮﺍﻩ ﺑﺮ درستی و ﻳﺎ کارآمدی آن نتایج باشد. ﻟﺬﺍ در اینجا دکارت روشِ درست شناخت را در چهار مرحله بازگو میﮐﻨﺪ؛ مرحلۀ نخست «شهود» (Intuition) است که هیچ چیز را واقعیت ندانیم مگر آن که درستی آن برﺍﯼ ﻣﺎ با شهودِ عقلی آشکار شود. در واقع این مرحله، تعیین مسیر شناخت است که نخست باید با شک نسبت به وجود هر چیز آغاز شود (شک دکارتی) و در بقیۀ مراحل با شهود عقلی که در رتبهﺍﯼ بالاتر از مشاهدۀ حسی قرار دارد، دنبال شود تا درنهایت ﺑﻪ شناخت ﺭﺳﺪ و ﭘﺎﻳﺎﻥ ﻳﺎﺑﺪ…، در مرحلۀ دوم با استفاده ﺍﺯ نیروی عقل و ﺧﺮﺩ باید به ﮐﺎﺭ جداسازی و تفکیک هر موضوع به اجزایی پرداخت تا بتوان با تمرکز بیشتر و بهتر بر آن اجزاء، آنها ﺭﺍ بررسی نمود. این مرحله در واقع همان تجرید و سپس بررسی، و یا تجزیه و تحلیل در هر موضوع است که ﺍﺯ ﺁﻥ به عنوان مرحلۀ «تحلیل» (Analyse) ﻧﺎﻡ ﻣﯽﺑﺮﺩ، و همچنین بنابر دیدگاه دکارت، این تحلیل ﺑﺎﻳﺪ با بهرهﮔﻴﺮﯼ از ریاضیات انجام گیرد؛ اعدادی که در واقع نمادها و نشانهﻫﺎﻳﯽ از اجزاء در هر موضوع ﻫﺴﺘﻨﺪ...، در مرحلۀ سوم با استفاده از نیروی عقل و خرد باید به بازگردانی اجزاء به حالت ﮐﻠﯽ ابتدایی و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ حالتﻫﺎﯼ کلی ممکن دیگر اقدام ﺷﻮﺩ که همان مرحلۀ «ترکیب» (Synthése) است که لازم است با دقت انجام ﮔﻴﺮﺩ ﺗﺎ چیزی از قلم نیفتد. این مرحله در واقع همان استنتاج و سپس تعمیم است که بنابر دیدگاه دکارت باید همراه با محاسبات ریاضی انجام شود؛ روابط ریاضی که منجر به پاسخ میﺷﻮﻧﺪ و هر یک ﺍﺯ ﭘﺎﺳﺦﻫﺎ میﺗﻮﺍﻧﺪ نشانهﺍﯼ از واقعیتی کلیﺗﺮ باشد…، و مرحلۀ پایانی یا «استقصاء» (Enumération) مرحلهﺍﯼ ﺍﺳﺖ که باﻳﺪ ﺑﺎ یاری عقل و خرد، وجدان و شهود عقلی که در مرحلۀ نخست به آن اشاره شد، نسبت به ﺑﺮﺷﻤﺮﺩنِ ﮐﻠﻴﺎﺕ بدست‌آمده، ﺩﺍﻭﺭﯼ و نتیجهﮔﻴﺮﯼ نمود ﺗﺎ به شناخت رسید….
 ب. ﺑﺨﺶ دوم: ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﺨﺶ دکارت با ﺑﻬﺮﻩﮔﻴﺮﯼ از روشِ شناختی که این گونه معرفی کرد، به کار شناختِ جهان میﭘﺮﺩﺍﺯﺩ، ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺮﻭ ﺑﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﯼ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻥ ﺧﻮد ﻣﯽﻧﮕﺮﺩ ﺗﺎ ﺁﻥ ﭼﻴﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ اما هر ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ پیرامون خوﻳﺶ ﻣﯽﻧﮕﺮﺩ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﻳﺎ ﺁﻥ ﭼﻴﺰﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ آنها را ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ، و ﻳﺎ ﺧﻴﺮ! و ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺮﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﺷﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻟﺬﺍ در ﺍﻣﺮ جهانﺷﻨﺎﺧﺘﯽ به ﺟﺎﻳﯽ ﻧﻤﯽﺭﺳﺪ…، تا آنکه ﺩﺭ ﺣﻴﻦ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﺩﺭﮔﻤﯽ ﺑﻪ ﻳﮑﺒﺎﺭﻩ به جمله و یا عبارتی میﺭﺳﺪ که «ﻣﻦ ﻣﯽﺍﻧﺪﻳﺸﻢ ﭘﺲ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ.» (ﺍﺻﻞ ﮐﻮﮊﻳﺘﻮ) و اینجاست که ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﺟﻬﺎﻥﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ شناخت ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ «ﻣﻦ» ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭم…،  سپس به این نکته میﺍﻧﺪﻳﺸﺪ ﮐﻪ ﻣﺭﺍﺩ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﻦ، ﭘﻴﮑﺮ ﻣﺎﺩﯼ من است و ﻳﺎ ﺭﻭﺡ ﻣﻦ! و ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ که ﺍﻧﺪﻳﺸﮥ او که دال بر وجود او (منِ او) بوده است ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻣﺎﺩﻩ ﻧﻴﺴﺖ، ﭘﺲ به این نکته پی میﺑﺮﺩ که خودی که به وجودش آگاه شده است ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﻣﺎﺩﻩ ﻧﻴﺴﺖ…، و ﺍﺩﺍﻣه ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ چون بدینگونه وجودِ روح یا نفسِ من اثبات شد و اثبات شدنش بدون نیاز به اثبات شدنِ جسم من بود (زیرا برای من هنوز ثابت نشده است که جسم من وجود دارد) پس باید نفس من مقدم بر جسم من باشد…، و لذا هر آنچه در نفس من است؛ اگر در پیوند با جسمم نباشد و مستقل و جدا از جسمم باشد وجودش حتمی است و «جوهر و یا گوهره» من است، و ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻫﺮﻩ مقدم است بر هر آنچه در نفس من است ﮐﻪ در پیوند با جسمم ﺑﺎﺷﺪ (مانند محسوسات از چیزهای بیرونی).... 
 سپس دکارت در اینجا با سه برهان، موضوع را دنبال میﮐﻨﺪ: برهان اول: چون برای من ثابت شد که گوهره یا جوهر من وجودش حتمی و مقدم است، پس هر آنچه در این جوهر وجود دارد، وجودش حتمی است و لذا چون در جوهر من نیاز به شناخت خداوند وجود دارد، پس وجود خداوند، حتمی است و از جنس جوهر یا گوهره است…. برهان دوم (برهان وجودی): و چون جوهر من، نیازمند به شناخت خداوند ﺍﺳﺖ و نیازمندبودن نشانۀ متأخر بودن هر چیزی است، پس جوهر ﻧﺨﺴﺖ و اصیل، خداوند ﺍﺳﺖ که مقدم بر جوهر من است…. برهان سوم: و چون این حقایق برای من از طریق خردِ من ثابت شد، و اشتباه و خطای خرد و عقل، تنها در ﻣﻮﺍﺭﺩﯼﺳﺖ که در پیوند با محسوساتِ جسم ﺑﺎﺷﺪ، پس این حقیقت به یقین برای من ثابت شده است ﮐﻪ خداوند باید جوهر اصیل، صانع و کمال نامتناهی باشد که جوهر من نیازمند به اوست….  ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺮﻭ و درنهایت ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ همه ﭼﻴﺰﻫﺎ ﺑﺮ ﺳﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﻧﺪ؛ «ﺟﻮﻫﺮ ﻳﺎ ﮔﻮﻫﺮه ﺣﻘﻴﻘﯽ» ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻳﮑﯽﺳﺖ و ﻗﺎﺋﻢ ﺑﺬﺍﺕ ﺍﺳﺖ  ـ  «ﺟﻮﻫﺮ ﻳﺎ ﮔﻮﻫﺮه ﻧﺴﺒﯽ» ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺴﺒﺖ و ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﻮﻫﺮ ﺣﻘﻴﻘﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ  ـ  و «ﺣﺎﻟﺖﻫﺎ» ﻳﺎ ﻋﻮﺍﺭﺽِ ﺟﻮﻫﺮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﺴﻢ ﻫﺮ ﻣﻮﺟﻮﺩ، ﺩﺭ ﻧﺴﺒﺖ و ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﻮﻫﺮ ﺍﻭ ﭘﺪﻳﺪ ﻣﯽﺁﻳﺪ….
 ج. بخش سوم: ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﺨﺶ ﺩﮐﺎﺭﺕ به ﻧﻮﺁﻭﺭﯼ و کشفیات روی ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛ هندسه تحلیلی، تکمیل جبر و مقابله، و کارهای او در فیزیک مانند رابطه زوایه ﺗﺎﺑﺶ و ﺍﻧﮑﺴﺎﺭ…، و همگی ﺭﺍ بر اساس ﻧﺴﺨﮥ همان روشی ﻣﯽﭘﻴﭽﺪ و بدست ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ که در ابتداء به ﺑﺎﺯﻧﻤﻮﺩ آن پرداخت….
 ° ﻫﻤﺎنﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ گفته شد، مطالب فوق ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻓﺸﺮﺩﻩ و ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﻮﺩ، و همچنین ﺩﮐﺎﺭﺕ ﻣﻄﺎﻟﺒﯽ ﺑﺴﻴﺎﺭﯼ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨۀ ﺍﺧﻼﻗﻴﺎﺕ و ﻃﺒﻴﻌﻴﺎﺕ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻧﺒﺎﻟﮥ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. 

n ²⁵. John Amos Comenius (1592-1671) Moravia, Czech   

ــــــــــــــــــــــــــــــ
برخی منابع

 [۱] دورانت، ویل (۱۳۵۷)  "تاریخ فلسفه"  ترجمه: دکتر عباس زریاب خویی، تهران، ﭼﺎﭖ ﺳﻮﻡ، انتشارات شرکت سهامی کتابﻫﺎﯼ ﺟﻴﺒﯽ
 [۲] فروغی، محمدعلی (۱۳۴۴)  "سیر حکمت در اروپا" ۳ جلد، تهران، انتشارات زوار

N. [3] Raymont, Thomas (2006) "Modern Education Its Aims and Methods" [Paperback] London, RBs




نظرها() 

دنبالک‌ها: > ﻭﺍﮊﻩﻧﺎﻣﻪ 

نیایش
یکشنبه 9 آبان 1395 05:53 ب.ظ
وبلاگت خیلی حیفه اگر یه روز بالا نباشه ، برای این که این اتفاق نیفته دوست خوبم به سایت من سر بزن منتظرتم
پاسخ م. ا (مِه) : سپاس
تینا جوون
یکشنبه 9 آبان 1395 05:15 ب.ظ
سلامممممم نفسممممممممممم
خوبی عزیزممممممممم
وبت خیلی خوب بووووووووود خیلی
میخواستم بیای به وب منم سایت سر بزنی و با هم تبادل لینک داشته باشیم
می بینمت


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic