تبلیغات
نامک - ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۶)

ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺳﻤﯽ م.ا (مِه)

درباره وبلاگ

بایگانی

دسته‌بندی

فهرست

‌پیوست

نویسندگان

ابر برچسب‌ها

لینک‌های روزانه

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
google-site-verification: google91dcd585aebc87c6.html


نویسنده :م. ا (مِه)
تاریخ:یکشنبه 7 شهریور 1395-10:14 ب.ظ

ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۶)


  ۴.۳.  رُنِسانس:¹ [فر.] در لغت از ریشه لاتینِ واژه «رِ - ناشی»² به معنی زایش و رویشی دوباره،
 و در اصطلاح به دورهﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﻳﺦِ ﺍﺭﻭﭘﺎ گفته میﺷﻮﺩ که از نیمۀ نخست سده چهاردهم میلادی تا میانهﻫﺎﯼ سده هفدهم میلادی، همراه با شکل‌گیری جنبش‌هایی فرهنگی، دینی و علمی، زمینه‌های مورد نیاز برای آغاز و ﺷﮑﻮﻓﺎﻳﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭه فرهنگ و تمدن ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ فراهم شد، تا به آنجایی که به ﺩﻭﺭان رکود و انزوای هزارسالۀ 'ﻗﺮﻭﻥ ﻭﺳﻄﯽ' ﭘﺎﻳﺎﻥ داد… 

 ﺍﺯ نیمۀ نخست سده چهاردهم میلادی، به دنبال پیشرفتﻫﺎﯼ کمی و کیفیِ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﺁﻣﻮﺯﺷﯽ در ﺍﺭﻭﭘﺎ و در پی آن، رشد و شکوفایی نسبی اندیشهﻫﺎ و آگاهیﻫﺎ، ﺑﻪ آرامی بستر مناسبی نیز برای ﺑﺮﺧﻮﺭد و ﺗﻘﺎبل اندیشهﻫﺎ و دیدگاهﻫﺎی گوناگون مهیا گشت؛ کشمکشﻫﺎﯼ اجتماعی و سیاسی میان دستهﻫﺎ و ﮔﺮﻭهﻫﺎ بالاگرفت، میان پادشاه آلمان و پاپ، ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﺎﻥ ﮐﻠﻴﺴﺎ و گروهﻫﺎﻳﯽ که خواهان آزادیِ اندیشه، پژوهش و ﺗﺘﺒﻊ، نوآوری و ابتکار، و رهایی از چارچوبﻫﺎﯼ تنگ و محدود باورهای خرافی و اوهام بودند…، و بدینﮔﻮﻧﻪ ﺟﻨﺒﺶﻫﺎﻳﯽ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ سرآغازی ﺑﺮ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ و ﮔﺴﺘﺮﺵِ ﺩﻭﺑﺎﺭه ﺗﻤﺪﻧﯽ شد ﮐﻪ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺑﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ، ﺍﺯ ﺟﻨﺒﺶ و ﺗﮑﺎﭘﻮ ﺑﺎﺯﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ….

  ۱.۴.۳.  جنبش فرهنگﭘﮋﻭﻫﺎﻥ:³ نخستین جنبش، نهضتی فرهنگی موسوم به «فرهنگﭘﮋﻭﻫﺎﻥ» بود که پیشوایان این نهضت، گرایش و توجه بسیار به فرهنگ نهفته در تمدنﻫﺎﯼ روم و یونان داشتند.
 این جنبش، نخست در ایتالیا و سپس در بخشﻫﺎﯼ دیگر اروپا (آلمان، فرانسه و انگلستان…) پاگرفت.

 از ﻣﻴﺎﻥِ انگیزهﻫﺎ و عواملی که سبب شد این ﺟﻨﺒﺶ، نخست در ایتالیا شکل گیرد، میﺗﻮﺍﻥ به مواردی چون نزدیکی به جایگاه و مقر پاپ ـ ماندگاری نسبی فرهنگ روم و یونانِ باستان در ایتالیا ـ و وجود بندرگاهﻫﺎﯼ ﻧﺸﺎﻥ و ﻣﻄﺮﺣﯽ چون «ونیز» و «ژن»⁴ در ﮐﺎﺭ بازرگانی، و ﭘﻴﻮﻧﺪ و ارتباط با ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ خاورزمین از ﺭﺍﻩ این ﺑﻨﺪﺭﻫﺎ اشاره کرد…. 

 «پترارک»⁵ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﭘﻴﺸﻮﺍی این جنبش ﺑﻮد که ﺩﺭ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ ﺑﭙﺎﺧﺎﺳﺖ. ﺍﻭ یک اندیشمند و ادیب ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ بود و به این باور ﺩﺍﺷﺖ که حقایق را باید به واسطه مشاهده، پژوهش و استدلال کشف کرد و از اینرو با روشِ اهل‌مدرسه که گفتهﻫﺎﯼ ﭘﻴﺸﻴﻨﻴﺎﻥ را بدون پژوهش و تحقیق و فقط به یاری منطق میﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻨﺪ، به ستیز برخاست. 
 ﻭﯼ در سال ۱۳۴۱ میلادی به پست شاعری در دانشگاه روم برگزیده شد و پس از چندی، ﺟﺎﻣۀ شکوه و ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﺭ «ﮐﺎﭘﻴﺘﻮﻝ»⁶ دﺭﺑﺮ ﮐﺮﺩ. او سپس با بازید از ﺑﺴﻴﺎﺭﯼ ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ به میان مردم رفت و با ایشان درباره آنچه بدان باور داشت به گفتگو نشست…، و بدینﺳﺎﻥ در میان مردم، ﺭﻭﺡ جنبشی ﻧﻮﻳﻦ به هر سوی پراکنده شد. ← ص ۲

ص ۲
 «کریزولوراس»⁷ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ ﻣﯽﺯﻳﺴﺖ و ﺯﺑﺎﻥ ﻳﻮﻧﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﯽﺩﺍﺩ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۹۳ ﻣﻴﻼﺩﯼ به فرمان ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭِ 'ﺭﻭﻡ‌ ﺷﺮﻗﯽ'، برای آموزش مردم، راهی شهر ﻭﻧﻴﺰ ﺷﺪ، پس از آن به ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ «ﻓﻠﻮﺭﺍﻧﺲ»⁸ رفت و ﺑﺎ پایه ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺑﻪ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺯﺑﺎﻥ و ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻳﻮﻧﺎﻧﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ. ﻭﯼ ﺩﺭ ﺍﺷﺎﻋﻪ و پراکندِ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻳﻮﻧﺎن ﺩﺭ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ ﻧﻘﺶ ﺑه ﺳﺰﺍﻳﯽ داشت، ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭﯼ ﺭﺍ پرورش داد و همچنین ﮐﺘﺎﺏﻫﺎﻳﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻳﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻻﺗﻴﻦ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍن کرد. 
 
 در سده پانزدهم میلادی، ﻓﺮﻫﻨﮓﭘﮋﻭﻫﺎﻥ بسیاری، پرورش یافتند و تربیت شدند که در این ﻣﻴﺎن، بزرگان و اشراف ایتالیا ﻧﻴﺰ از ﻋﻨﺎﺻﺮ و محرکهﻫﺎی این رویداد به شمار میﺁﻳﻨﺪ. آنان هر یک با همراهی و پشتیبانی مالی از فرهنگﭘﮋﻭﻫﺎﻥ، و برپایی آموزشگاهﻫﺎ و کتابخانهﻫﺎ در شهرهای خود، کوشش در بالا بردن و ارتقای جایگاه و موقعیت خوﻳﺶ، در میان مردم کردند و بدینﮔﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ بهبود و اعتلای این جنبش نیز ﻫﻤﺮﺍﻩ و ﺳﻬﻴﻢ ﺷﺪﻧﺪ. 

 مدرسه «مانتو»⁹ که در ابتدای سده پانزدهم میلادی، به سرپرستی «ویتورینو»¹⁰ در شهر مانتو ایتالیا برپا شد، یکی از آموزشگاهﻫﺎﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ و بنام در راستای اهداف جنبشِ فرهنگﭘﮋﻭﻫﺎﻥ به شمار میﺭﻓﺖ. برنامه کار این آموزشگاه بر پایه پرورش اندیشه، تن و روان بود که یونانیان باستان آن را «پرورش شایسته برای مردان آزاد» میﻧﺎﻣﻴﺪﻧﺪ.  
 در این آموزشگاه، پس از یادگیری زبان لاتین و تحصیل زبان یونانی، به بررسی و به مطالعه در زمینۀ تاریخ یونان، سخنوران و شاعران…، و در کنار این آموزشﻫﺎ به آموختن کتاب مقدس و نوشتهﻫﺎﯼ بزرگان و اولیای دین (به ویژه اوگوستین)¹¹ و همچنین با جورها و اقسام ورزشﻫﺎ (ﮐﺸﺘﯽ، ﺑﻮﮐﺲ، ﺷﻤﺸﻴﺮﺑﺎﺯﯼ…، ﺩﻭ) ﺑﻪ پرورش تن و روان پرداخته ﻣﯽﺷﺪ.

 درسال ۱۴۵۳ میلادی که 'روم‌ شرقی' به دست 'سلطان‌ محمد' پادشاه عثمانی سرنگون شد، قسطنطنیه در دست ترکان افتاد، و دانشمندان یونانی با کتابﻫﺎیی ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ ﮐﻮﭺ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛ آنگونه که ﺩﺭ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ، ﺷﻤﺎﺭ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎ و ﻧﺴﺦ ﺧﻄﯽ ﻳﻮﻧﺎﻧﯽ، ﻓﺮاﻭﺍﻥ شد و ﺳﭙﺲ کارهای برگردان و ترجمه ﺍﻳﻦ ﺷﺎﻫﮑﺎﺭﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺷﻴﻮﻩﻫﺎﯼ ﻧﻮ و ﺑﺮﺍﯼ دوره و ﻋﺼﺮ ﻧﻮﻳﻦ انجام گرفت.
 ﻧﻈﺮ ﺑﻪ ارزش و ﺍﻫﻤﻴﺖِ ﻧﻘﺸﯽ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕﻫﺎ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ نوسازی و ﺗﺠﺪﻳﺪ ﺣﻴﺎﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺩﺍﺷﺖ، تاریخﺩﺍﻧﺎﻥ، ﺳﺎﻝ ۱۴۵۳ ﻣﻴﻼﺩﯼ ﺭﺍ ﺳﺮﺁﻏﺎﺯ دورۀ مدرن ﻣﯽﺩﺍنند…. 

 جنبش فرهنگ‌پژوهان در اروپای‌ مرکزی و غربی و به ویژه در کشور آلمان نیز بر پایۀ بهبود حال جامعه بود، اما ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ بیشتر به جنبهﻫﺎﯼ رفتار و اخلاق گرایش داشت:
 
 بزرگترین پیشوای طریقتِ فرهنگﭘﮋﻭﻫﯽ در 'اروپای‌ مرکزی'، «اراسم»¹² بود. او چنین باور داشت که مبارزه با نادانی و جهلِ ﻣﺘﻌﺼﺒﻴﻦ مسیحیی را نباید به سوی ﺟﺪﺍﻳﯽ و تفرقه در کلیساها کشاند، که باید با ابزار زبان و ادبیان یونان و روم، و گواهی و ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ بر نوشتهﻫﺎﯼ بزرگان و اولیای دین، چنین دشواریﻫﺎ و موانع را از میان برداشت. 
 وی کتابﻫﺎﯼ چندی را برای آموختن زبانﻫﺎﯼ یونانی و لاتین نگاشت. کتاب مقدس را با متن یونانی و با  ریزبینی و دقت به زبان لاتین بازگردانی، ویرایش و تصحیح کرد و همچنین درباره 'آموزش و پرورش' کتابﻫﺎﯼ «پرورش کودکان»، «روش درست آموزش» و کتاب «درباره رفتار و ادب کودکان» را نوشت.  
 او در ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎ و آموزهﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ، 'آموزش و پرورش' را همگانی، و برای مرد و زن، توانگر و تنگدست، یکسان و بسته به میزان ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﯽ و استعداد افراد، ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﯽ و سفارش میﮐﺮﺩ.  

 «ژیمناز»ها،¹³ آموزشگاهﻫﺎﻳﯽ بودند که از سال ۱۴۵۳ میلادی در 'اروپای‌ مرکزی' برپا ﺷﺪ، و از تفاوتﻫﺎﻳﯽ که با دیگر ﺁﻣﻮﺯﺷﮕﺎﻩﻫﺎﯼ آن زمان داشت؛ یکی آن بود که ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺍﺭﺱ؛ ﻧﻪ به سرپرستی کلیساﻫﺎ، ﮐﻪ بدست شهرداریﻫﺎ اداره میﺷﺪﻧﺪ، و دیگر ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﻣﻮﺯﺷﮕﺎﻩﻫﺎ به جای آموزش زبان لاتینِ قرون وسطی، به یادگیری زبان و ادبیات یونان و ﺭﻭﻡ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ. 
 
مدرسۀ «سن پل»¹⁴ به سال ۱۵۰۹ میلادی در انگلستان، یکی ﺩﻳﮕﺮ از مراکز آموزشی نمونه و ﮐﺎﺭﺁﻣﺪ ﺩﺭ امر پیشرفت و توسعه جنبشِ فرهنگﭘﮋﻭﻫﯽ در اروپا بود که کارها و اقدامات ارزشمندی ﺭﺍ در ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﺑﺎ قشرهای روشنفکر و ﺭﻭﻳﮑﺮﺩ ﺑﻪ متن اصلی کتاب مقدس، انجام داد.
 از دیگر مدرسهﻫﺎ در انگلستان ﻧﻴﺰ، میﺗﻮﺍﻥ به ﺷﺒﺎﻧﻪﺭﻭﺯﯼﻫﺎیی؛ ﭼﻮﻥ «رگبی»¹⁵ (۱۵۶۷میلادی) و «هرو»¹⁶ (۱۵۷۱ میلادی) اشاره نمود….

ﺍﺯ میانهﻫﺎﯼ سده شانزدهم میلادی، ﺟﻨﺒﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓﭘﮋﻭﻫﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ رو به کاهش و سستی ﻧﻬﺎﺩ…، جستهﺟﺴﺘﻪ، روش پژوهش و تحقیق نیز، ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ به یادسپاری و تقلید ﺩاد، و ﮐﻮﺷﺶ ﭘﻴﺮﻭﺍﻥ ﺟﻨﺒﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓﭘﮋﻭﻫﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﻓﺮﻡ و ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ بیهوش و ﻳﮑﻨﻮﺍﺧﺖ زندگی، و نوسازی و تجدید حیات جامعه، کمﮐﻢ جای خود را به جنبشﻫﺎﯼ دیگری داد.  

   ۲.۴.۳.  جنبش دینی

_ ﺷﻬﺮﻳﻮﺭﻣﺎﻩ ۹۵، ㄠ

 


-------------------------------
n ¹. Renaissance
n ². re-nāscī
 
 n ³. Humanistes
 ﺍﻭﻣﺎﻧﻴﺴﺖﻫﺎ یا جنبش اومانیستﻫﺎ یا فرهنگ‌پژوهان. این واژه ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﻭﺍﮊۀ ﺭﻭﻡ ﻗﺪیم، هومَنیتاس «humanita» است، در معانی نزدیک: ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، دارا بودن منش و شخصیت توأم با دوستی و محبت، ﻭﻳﮋﮔﯽهای ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ، آداب خوب و اجتماعی، اشاره به شهروندان' روم باستان'….

n ⁴. Genova
n ⁵. Pétrarque  1304-1374 
n ⁶. Capitole
نیایشگاه و معبدی در روم، که گاه در آنجا ﺑﺎ ﺑﺮﭘﺎﻳﯽ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻭﻳﮋﻩﺍﯼ، ﺍﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪﺍﻥ و ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺭﺍ نیز ﮔﺮﺍﻣﯽ ﻣﯽﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. 

n ⁷. Chrysoloras  1350-1415 
n ⁸. Florence
n ⁹. Mantoue
در راه میانِ ونیز و میلان 

n ¹⁰. Vittorino / Victorin
n ¹¹. Augustinus / Saint Augustine  354-430 
n ¹². Erasme / Desiderius Erasmus  1466-1536 
n ¹³. Gymnas (School)l
n ¹⁴. Saint Paul
n ¹⁵. Rugby
n ¹⁶. Herrow



نظرها() 

دنبالک‌ها: > ﻭﺍﮊﻩﻧﺎﻣﻪ 

سارینا
دوشنبه 8 شهریور 1395 12:33 ب.ظ
سلام بهترین خوبین؟!؟
وب زیبایی دارید،ایشالا که همیشه موفق باشید.
میشه ازتون خواهش کنم از وب منم دیدن کنید و با هم تبادل لینک داشته باشیم
ممنونم و منتظرتونم
پاسخ م. ا (مِه) : درود
سپاس، پیروز باشید.