تبلیغات
نامک - ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۴)

ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺳﻤﯽ م.ا (مِه)

درباره وبلاگ

بایگانی

دسته‌بندی

فهرست

‌پیوست

نویسندگان

ابر برچسب‌ها

لینک‌های روزانه

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
google-site-verification: google91dcd585aebc87c6.html


نویسنده :م. ا (مِه)
تاریخ:سه شنبه 12 مرداد 1395-09:53 ب.ظ

ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۴)


  ۲.۳.  روم باستان: ﺍﺯ ایلات و طوائفی مهمی که از دیرباز در  «ﺷﺒﻪﺟﺰیره ایتالیا» سکونت داشتند؛ یکی قبیله «لوسرس»¹ از قوم «اتروسک»² بود که خاستگاه آن هنوز مورد شک و تردید مورخان است، و آن دیگران، قبایل «رامﻧﻨﺲ»³ و «تیﺗﯽﻳﻨﺲ»⁴ از اقوام «لاتین»⁵ و «سابین»⁶ بودند که به گمان نزدیک از ﻧﻴﺎﻳﯽ هندو اروپایی باشند که در هزاره دوم پیش از میلاد، از شمال اروپا به 'ﺷﺒﻪﺟﺰﻳﺮه ایتالیا' آمدند، و همچنین ﮔﺮﻭﻩﻫﺎﯼ ﻳﻮﻧﺎﻧﯽﺗﺒﺎﺭی که ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ به ﮐﺮﺍﻧﻪﻫﺎﯼ جنوبی ﺍﻳﻦ ﺷﺒﻪﺟﺰﻳﺮﻩ کوچ کردند.
 سازمان داخلی این قبایل، بر پایه ﭘﺒﻮﻧﺪ خونی و نَسَبی استوار بود. ﺍﻳﻨﺎﻥ در آلاچیقﻫﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩﺍﯼ زندگی ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ و اقتصاد قبیلهﺍﯼﺷﺎﻥ بیشتر متمرکز بر ﮔﻠﻪﺩﺍﺭﯼ، پرورش حیوانات، ﺑﻬﺮﻩﺑﺮﺩﺍﺭﯼ از ﺟﻨﮕﻞﻫﺎ، ﻓﺮﺁﻭﺭﺩﻩﻫﺎﯼ زراعی، میوه و غلات ﻣﯽﺷﺪ…، ﺟﻨﮓﻫﺎ و ﺩﺭﮔﻴﺮﯼﻫﺎﯼ ایشان ﻧﻴﺰ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻗﻠﻤﺮﻭ و دستیابی بر ﺯﻣﻴﻦﻫﺎﯼ بیشتر، ﺍﻧﺪﻭﺧﺘﻪﻫﺎﯼ انبارها، ربودن زنان… ﺑﻮﺩ ﮐﻪ در داخل 'ﺷﺒﻪﺟﺰﻳﺮه ایتالیا' و میان اقوام ساکن رخ ﻣﯽﺩﺍﺩ…. 

 در سده هشتم (پیش از میلاد) قوم لاتین در کنار اقوام سابین و اتروسک، یک حکومت پادشاهی را در «رم بزرگ» بنیاد نهاد.
 پادشاه و یا «رکس»⁷ قدرتِ بی چون‌وچرا، و ﻳﺎ ﻳﮕﺎﻧﻪﺍﯼ نبود، بلکه هر شاه در کنار شورای پیرمردان، «سنکس»⁸ یا سنا، بر سازمان اجتماعی روم فرمانروایی ﻣﯽﮐﺮﺩ.  
 در این دوران ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﯼ سنگی جایگزین ﮐﻠﺒﻪﻫﺎﯼ چوبی شد و ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥﻫﺎ و ﮐﺎﺥﻫﺎﯼ بزرگی برپا گشت. صنعت سفال ارتقاء یافت، ﺁﻫﻦﮐﺎﺭﯼ پیشرفت کرد و ساخت افزارهای دفاعی و جنگی افزایش یافت…. 

 سپس در ﭘﺎﻳﺎﻥ سده ششم (پیش از میلاد) به ﺍﻧﮕﻴﺰﻩﻫﺎ و عواملی چند، پادشاهی در روم ملغی گشت و به جای آن، ﭘﺎﻳﻪﻫﺎﯼ یک حکومت جمهوری نوبنیادی ﭘﯽﺭﻳﺰﯼ شد که زودهنگام و قریبﺍﻟﻮﻗﻮﻉ بودن چنین روش کشورمداری در آن دوران، به منزله نقطه عطفی در تاریخِ ﻓﺮﻫﻨﮓ اروپا به شمار ﻣﯽﺁﻳﺪ…. 

 جمهوری روم از ﻧﻴﻤۀ سده سوم (ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻣﻴﻼﺩ) ﺩﺳﺖ ﺑﻪ یک رشته ﮐﺸﻮﺭﮔﺸﺎﻳﯽﻫﺎﯼ دامنهﺩﺍﺭﯼ ﺯد و رفتهﺭﻓﺘﻪ در گذر زمان توانست فرمانروایی خود را در بخشﻫﺎﯼ ﻭﺳﻴﻌﯽ از اروپا، 'حوضۀ مدیترانه' تا ﺳﺮﺯﻣﻴﻦﻫﺎﻳﯽ در شمال افریقا و 'آسیای‌ صغیر' گسترش دهد، و بدینﺳﺎﻥ اسباب برپایی یک امپراتوری بزرگ و نیرومندی مهیا شد….  ← ص ۲

ص۲
کشورگشاﻳﯽﻫﺎﻳﯽ که ﺑﺎ ﺧﻮﺩ، دگرگونیﻫﺎﻳﯽ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺩﺭ اقتصاد، سیاست و فرهنگِ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺩﺭﮔﻴﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺍﺷﺖ.
 مناسبات نوین اقتصادی، سیاسی و کنشﻫﺎﯼ دوسویه فرهنگی…، ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺩﺍﺭﺍﻳﯽﻫﺎ و ﺳﺮﻣﺎیهﻫﺎﯼ ﺩﻭﻟﺖﻫﺎﯼ ﭘﻴﺮﻭﺯِ ﺟﻨﮓ، و ﺑﺎﺯوان کاریِ ﺍﺭﺯﺍﻥ و ﮐﻢﺑﻬﺎﻳﯽ که برای بکارﺑﺴﺘﻦ این سرمایهﻫﺎ با خود به همراه داشت؛ ﺳﻴﻠﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﺩهﮔﺎﻥ و ﻏﻼﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻟﺸﮑﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﯼ ﺭﻭﻡ ﺳﺮﺍﺯﻳﺮ ﻣﯽﺷﺪ و ﺑﺎ ﺑﻬﺎﻳﯽ ﺍﻧﺪک ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﻣﯽﺭﻓﺘﻨﺪ… [2].  

 در پایان سده سوم (پیش از میلاد) روم بر همه 'شبهﺟﺰﻳﺮه ایتالیا' ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ. بر جزیره سیسیل که یونانِ بزرگش میﻧﺎﻣﻴﺪﻧﺪ، دست یافت و با یونانیﻫﺎ محشور گشت….

  در سده‌های دوم و اول (پیش از میلاد) اسپانی، ایلیری⁹ و مقدونیه، و همچنین همه شمال افریقا و مصر تا 'آسیای‌ صغیر'، گُل¹⁰ تا رود الب¹¹ و دانوب، به تصرف رومیﻫﺎ درآمد.
 روم که دیگر پس از چیرگی بر مقدونیه، ﺁﻣﻴﺰﻩﺍﯼ از فرهنگ هر دو سرزمینِ روم و یونان را با خود به همراه داشت، و در نیمۀ پایانی سده نخست (پیش از میلاد) ﮐﻪ امپراتوریﺍﺵ نیز ﻣﺤﻘﻖ گشت، دستآورد آن، فرهنگِ کلان و پرمایهﺍﯼ شد که در سرتاسر آن آب و خاک به هر سو رخنه کرد….
 
 سالﻫﺎﯼ میان ۲۷ پیش از میلاد تا ۱۹۲ میلادی، دوران طلایی امپراتوری روم شناخته ﻣﯽﺷﻮﺩ که در این دوران اسباب آسایش مردم، پیشرفت و آبادی کشور از هر سو فراهم بود…. 

 اما از اواخر این دوران، دشواریﻫﺎ و مصائب بسیاری برای رومیﻫﺎ پیش آمد. هجوم قبایل مهاجر، خیزاب و طغیان رودخانهﻫﺎ، قحطی و طاعون (سال ۱۶۶ میلادی) میان سربازان رومی که به سرداری «کاسیوس» به هدف ﭼﻴﺮﮔﯽ ﺑﺮ سوریه و ارمنستان و یورش به ایران رفته بودند، شیوع و گسترش یافت، واگیر شد، به روم راه یافت و ﺳﺒﺐ هلاکت بسیاری از مردمانش گردید….

 از پایان سده سوم میلادی، رفتهﺭﻓﺘﻪ پایهﻫﺎﯼ امپراتوری روم، رو به سستی و انحطاط نهاد. دیگر نشانهﻫﺎﻳﯽ از پرهیزکاری و فضیلت که از ویژگیﻫﺎی رومیﻫﺎﯼ نخستین بود به چشم نمیﺧﻮﺭﺩ. هوسرانیﻫﺎﯼ ﭘﯽدرپیِ زمامداران، افزایش بیگاری ﺑﺮﺩﻩﮔﺎﻥ و اسیران، ازدیاد بینوایان و مستمندان در شهرها، کم شدن موالید…، و درنهایت کاهش توان و قدرت دولت در سرپرستی، نظارت، اداره و کنترل کارها و امورات در بخشﻫﺎ و نواحی گوناگون امپراتوری….  

 در نیمۀ پایانی سده چهارم میلادی، امپراتوری روم ﺩﺭ دو بخش شرقی و غربی از هم جدا شد که هر یک از آنها، فرمانروای جداگانهﺍﯼ داشتند…. 

 در پایان سده پنجم میلادی، هجوم قبایل ژرمن، هون،¹² ویزیگوت،¹³…، به 'روم‌ غربی' و 'روم شرقی' افزایش یافت و همزمان، عشایری که در سپاه روم‌ غربی به خدمت بودﻧﺪ، درخواست مالکیت بر زمینﻫﺎﯼ بزرگی را کردند و چون خواسته آنها برآورده نشد، سر به شورش نهادند، امپراتور را ﺑﺮﮐﻨﺎﺭ کردند و به جای او یکی از ایلخانﻫﺎﯼ طوائف شمالی را بر مسند قدرت نشاندند. بدینﺳﺎﻥ روم‌ غربی منقرض شد، و درست پس از این هنگامه بود که به ناگاه، جریان رشد و توسعه فرهنگی نیز در بخش بزرگی از اروپا از حرکت بازایستاد و توقف هزارسالهﺍﯼ آغاز شد….

 رومیﻫﺎ ﻣﺮﺩمانی ﭘﻮﻳﺎ، ﮐﻮﺷﺎ و ﻓﻌﺎﻝ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺁﻧﺎﻥ پیشه خود را از روی کار و ﻋﻤﻞ ﻣﯽآموختند، ﺩﻭﺭﺍﻧﺪﻳﺶ، ﺟﻨﮕﺠﻮ و ﺳﻴﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ، و ﺩﺭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮﺩﺍﺭﯼ، ﺟﺪﻳﺖ و ﭘﺸﺘﮑﺎﺭ سرآمد ﺑﻮﺩﻧﺪ. 
 رومیﻫﺎ در بخش گستردهﺍﯼ از اروپا، اقوام و ملل پراکنده را در زیر لوای واحد و ﺩﺭﻓﺸﯽ یکسان، گردهم آوردند؛ آنگونه که زمینه و شرایط مورد نیاز برای یکی شدن ﺯﺑﺎﻥ، آیین، عادات و قوانین، ﺁﺩﺍﺏ و ﺭﺳﻮﻡ میان مردم ﺩﺭ پهنه گسترده آن ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﯽ فراهم ﺷﺪ. 
 حقوق و ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ-ﺳﻴﺎﺳﯽ حاکم بر سرزمینﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ در ﻣﺠﻤﻮﻋﻪهایی گردآوری و نگاشته کردند که هنوز نیز بسیاری از مواد و بندهای آن در تنظیم و تدوین قوانین حقوقی و سیاسی در اروپا (ایتالیا، اسپانیا، فرانسه…) و امریکا بکار گرفته میﺷﻮﺩ. 

 تکمیل الفبا، بسط و توسعه زبان لاتین، و رخنه و نفوذ الفاظ و واژهﻫﺎﯼ ﻻﺗﻴﻦ به دیگر زبانﻫﺎﯼ اروپایی؛ تا به آنجایی که اکنون ﺍﻳﻦ زبان به عنوان زبان علمیِ باخترزمین شناخته میﺷﻮﺩ و اصطلاحات علمی را از واژهﻫﺎﯼ زبان لاتین برمیﮔﻴﺮﻧﺪ. 
 در دوران ﻃﻼﻳﯽ ﺭﻭﻡ، امپراتورﺍﻥ، آموزشگاهﻫﺎ را ﺩﺭ پشتیبانی و حمایت خود ﻗﺮﺍﺭ دادند و ﺩﺑﻴﺮﺍﻥ را ﺑﺮﻣﯽﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻨﺪ تا در ایالات روم، مدارس عالی برپا کنند.
 ادبیات و فلسفه، رفتهﺭﻓﺘﻪ از موادی شد که بوسیله آن ممکن بود دارای رتبه و مقامی شد. 
 دبستانﻫﺎﯼ «لودوس»¹⁴ که برنامه ﺁﻣﻮﺯﺷﯽ آن از یونانیﻫﺎ گرفته شده بود؛ شامل خواندن، نوشتن و حساب ﺑﻮﺩ که از سن شش یا هفت سالگی آغاز ﻣﯽﺷﺪ و در دوازده سالگی به پایان میﺭﺳﻴﺪ. 
 ﺁﻣﻮﺯﺵﻫﺎﯼ متوسطه در خانه توانگران و به توسط دبیران خصوصی داده میﺷﺪ، اما پس از چندی، در شهرهای مهم امپراتوری، دبیرستانﻫﺎ برپا شد ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ویژه قشرهای پردرآمد و خاص بود. 
 رومیﻫﺎﻳﯽ که خواستار آموزش عالی بودند به آتن، «جزیره رودس»¹⁵ و ﺍﺳﮑﻨﺪﺭﻳﻪ میﺭﻓﺘﻨﺪ. 
 «وسپازین»¹⁶ که ﺍﺯ امپراتوران ﺩﺍﻧﺶﭘﮋﻭﻩ بود به سبب تأسیس کتابخانه صلح، موﺟﺒﺎﺕ ﺗﺸﮑﻴﻞ دانشگاه روم ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ. در دانشگاهﻫﺎﯼ رومی، ﮐﺎﺭِ پژوهش و تحقیق نبود و ﻋﻤﻮﻣﺎً فقط آنچه ﺭﺍ ﺍﺯ یونانیﻫﺎ در پزشکی، حقوق، معماری، ریاضی، صرف و نحو و سخنرانی ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ، ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ.

  ۳.۳.  قرون وسطی

_ ﻣﺮﺩﺍﺩﻣﺎﻩ ۹۵، ㄠ




----------------------
n ¹. Luceres
 n ². Etrusque
 n ³. Ramnenses / Romnes
 n ⁴. Titienses
 n ⁵. Latins
 n ⁶. Sabine
 n ⁷. Rex
n ⁸. Senex "Senate: Middle English senat, from Old French, from Latin senātus, from senex, sen-, old, an elder; see sen-in Indo-European roots." American Heritage

n ⁹. illyri / illyrians
 n ¹⁰. Gaule
 نام طایفه و کشوری در اروپا, نام طایفهﺍﯼ کهن که در گذشت زمان، فرانسه نامیده شد؛ گروهی از اینان در شمال ﺷﺒﻪﺟﺰﻳﺮه ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ.
 
n ¹¹. Elbe
 رودخانهﺍﯼ ﺩﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎﯼ ﺷﻤﺎﻝ ﻣﯽﺭﻳﺰﺩ.

 
 n ¹². Huns
n ¹³. visigoths
 n ¹⁴. Ludus
به معنی بازی

  n ¹⁵. Rdodes
n ¹⁶. Vespasian 


ــــــــــــــــــــــــــــــ
برخی منابع

 N [1] Monroe, P. (2009) "History of Education for the GREEK AND ROMAN Period"; A Test Book in the History of Education 1926, London, MacMillan Co. Ltd

  N [2] Mommsen, Th. (2004) "The History of ROME"  Translated by William Purdie Dickson, book IV [Online] The Project GUTENBERG Ebook, Available from: http://www.gutenberg.org/files/10704/10704.txt





نظرها() 

دنبالک‌ها: > ﻭﺍﮊﻩﻧﺎﻣﻪ