تبلیغات
نامک - ﻭﺍﮊﻩﻧﺎﻣﻪ

ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺳﻤﯽ م.ا (مِه)

درباره وبلاگ

بایگانی

دسته‌بندی

فهرست

‌پیوست

نویسندگان

ابر برچسب‌ها

لینک‌های روزانه

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
google-site-verification: google91dcd585aebc87c6.html




ﻭﺍﮊﻩﻧﺎﻣﻪ
 ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﻭﺑﻼﮒ ﻧﺎﻣﮏ
 ﺑﺮ ﭘﺎﻳﮥ ﮐﺘﺎﺏﻫﺎﯼ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ و ﻭﺍﮊﻩﻧﺎﻣﻪﻫﺎﯼ ﺁﺯﺍﺩ
  


 ﻭﺍﮊﻩ
 ﻧﻮﻉ ﻭﺍﮊﻩ
 ﺯﺑﺎﻥ
 ﺗﻠﻔﻆ  ﻣﻌﻨﯽ
 مدخلﻫﺎﯼ ﻓﺮﻋﯽ

 
 ﺍﺩﺏ ـ ا. [ع. / معـ.فا.] (اَ دَ) فرهنگ، دانش، هنر، معاشرت، معرفت، خوی خوش، روش پسندیده، شرم، حرمت….  || علم ادب: علمی ﺍﺳﺖ که با ﭼﻴﺮﮔﯽ بر آن، میﺗﻮﺍن درست و نیکو ﺳﺨﻦ گفت و نوشت. قدما آنرا شامل علوم صرف و نحو، لغت، اشتقاق، معانی، بیان، بدیع، عروض و قافیه دانستند.
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﺑﺎﺯﻧﻤﻮﺩ ﻓﺸﺮﺩﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻭﺍﮊﮤ ﮐﻠﻴﺪی ﺩر ﻧﮕﺎﺭﺵ

 ﺍﺩﺑﯽ ـ ص.ن [ع.فا.]  نوشتهﺍﯼ که موضوع آن ادب باشد، نوشتهﺍﯼ که با علمِ ادب بستگی داشته باشد.

 ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ـ ا. [ع.] (اَ دَ یّ) علوم و آثار ادبی… (نوشتاری و گفتاری)
 به باور بسیاری از صاحبﻧﻈﺮﺍﻥ، ادبیات گسترهﺍﯼﺳﺖ فراتر و ژرفﺗﺮ از آنکه بتوان با واژهﻫﺎ و عبارتﻫﺎ، چارچوب و یا مرز مشخصی را برای آن تعریف کرد.
 
 اسکولاستیک ـ ا. [فر.] «scolastique» به زبان انگیسی: اسکولاستیسیزم «scholasticism» روش اهل مدرسه، ﺭﻭﺵ ﻣﺪﺭﺳﻪﺍﯼ…، از واژۀ لاتین «scholasticus»  و واژۀ یونانی «skholastikos» ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺭﺱﺧﻮﺍﻥ، ﻳﺎﺩﮔﻴﺮﯼ، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ….
 روش اهلﻣﺪرﺳﻪ: یک ﺷﻴﻮﮤ تدریس و آموزش علوم به ویژه در مباحث دینی، و ﺭﻭﺷﯽ ﻣﻮﺭﺩ تأیید ﮐﻠﻴﺴﺎﻫﺎ ﺑﻮﺩ که میان استادان و شاگردان در خلال سدهﻫﺎﯼ یازدهم تا پانزدهم میلادی در بسیاری از آموزشگاهﻫﺎ و مدارس قرون وسطی، رواج داشت. این شیوۀ آموزشی، جایگزین ﺷﻴﻮﻩ و ﺭﻭﺍﻝ پیشین که از ابتدای دورۀ قرون وسطی، بر پایۀ اطاعت محض و بی چون‌وچرا ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ باورها، عقاید و احکام ﺑﻮﺩ، بکار گرفته شد، و روال ﮐﺎﺭ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩ از پرسشﻫﺎﯼ متنوع و گوناگونی که برای شاگردان در مباحث مختلف مطرح میﺷﺪ، و پاسخﻫﺎی استادان بر پایه  روش منطق و استدلالﻫﺎﯼ دیالکتیکی فلسفی…، تا بدینﮔﻮﻧﻪ پوشیدگیﻫﺎ و ابهامات ممکن برای همگان از میان رود.
 ر.ک  چکیدهﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۵)     > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۸)   

 ﺍﻭﻣﺎﻧﻴﺴﻢ ﻳﺎ ﻫﻮﻣﺎﻧﻴﺴﻢ ـ  ا.  [فر.]  «humanisme» انسانﺩﻭﺳﺘﯽ، اصول انسانیت، علوم انسانی، آموزش در علوم انسانی. ﻳﮏ ﮔﺮﺍﻳﺶ و جریانی فکری که تمرکز آن بر ارزشﻫﺎﯼ انسانی باشد. ﻧﺎﻡ ﮔﺮﺍﻳﺶ ﺣﺎﮐﻢ ﺩﺭ ﻳﮏ جنبش فرﻫﻨﮕﯽ ﻣﻮﺳﻮﻡ ﺑﻪ «ﻓﺮﻫﻨﮓﭘژﻭﻫﺎﻥ» ﺍﺳﺖ ﮐﻪ در ﺁﻏﺎﺯ دورۀ رنسانس ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ (نخست ﺩﺭ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ) ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ و ﺑﻪ ﺗﺮﻭﻳﺞ کار پژوهش در زمینۀ فرهنگ و تمدنِ کلاسیک یونان و روم میﭘﺮﺩﺍﺧﺖ. 
 از واژۀ فرانسۀ قدیم «humain»  و واژه‌ لاتینِ «hūmānus» و همچنین ﻭﺍﮊﮤ «humanitas» ﺩﺭ ﻣﻌﺎﻧﯽ: دارا ﺑﻮﺩﻥ ویژگیﻫﺎﯼ مثبت انسانی، کسب رفتار و فضایل فرهنگی و اجتماعی، چگونگی شکلﮔﻴﺮﯼ ویژگیﻫﺎﯼ لازم برای یک سخنران (کاربرد ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﺯ «سیسرون رومی»، سده نخست پیش از میلاد)  شهروندِ رومی….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۶)  

 
 ایده ـ ا. [فر.] «Idée» اندیشه، فکر، خیال، تصور، رای، مرام، باور، نیت، آرمان، سلیقه ادبی و صنعتی….  || ﺍﻳﺪﻩﺋﻮﻟﻮﮊﯼ: ﻋﻠﻢ ﺍﻓﮑﺎﺭ و ﻣﻌﺎﻧﯽ، ﻣﺴﻠﮏ ﺳﻴﺎﺳﯽ و ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﺑﺎﺯﻧﻤﻮﺩ ﻓﺸﺮﺩﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻭﺍﮊﮤ ﮐﻠﻴﺪﯼ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﺭﺵ

 ﺗﺼﻮﻑ ـ ﻣﺺ. [ع.] ( ﺕَ ﺹَ ﻭُّ) ﺻﻮﻓﯽ ﺷﺪﻥ، ﭘﺸﻴﻤﻨﻪﭘﻮﺵ ﺷﺪﻥ، ﺩﺭﻭﻳﺸﯽ…، و ﻧﺎﻡ ﻃﺮﻳﻘﺖ و ﻣﺴﻠﮏ ﺻﻮﻓﻴﻪ ﮐﻪ ﭘﻴﺮﻭﺍﻥ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﺯ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻫﺶﻫﺎﯼ ﻧﻔﺴﺎﻧﯽ دلالت ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ و ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺍﺩﯼﻫﺎﻳﯽ ﺭﺍ ﺑﭙﻴﻤﺎﻳﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺳﻠﻮﮎ، و ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﻴﻤﻮﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﻳﺎﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﭘﻴﺮ ﻳﺎ ﻣﺮﺷﺪ ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ….  || ﺻﻮﻓﯽ: ﻭﺍﺣﺪ ﺻﻮﻓﻴﻪ، ﻳﮏ ﺗﻦ ﺍﺯ ﺻﻮﻓﻴﻪ، ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﭘﻴﺮﻭ ﻃﺮﻳﻘﺖ ﺗﺼﻮﻑ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺻﻮﻓﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪ، ﺍﺑﻮﻫﺎﺷﻢ ﺻﻮﻓﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۶۰ ه.ق ﻭﻓﺎﺕ ﻳﺎﻓﺖ….
ر.ک ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ > ﻣﻘﻮﻟﮥ ﺷﻨﺎﺧﺖ (۳)    > ﺍﻓﺴﺎﻧﮥ ﺳﻴﻤﺮﻍ 


 ﺗﻤﺪﻥ ـ مص. [ع.] (تَ مَ دُّ) شهرنشین شدن، خوی شهری گزیدن و به اخلاق مردم آشنا شدن. زندگی اجتماعی، همکاری مردم با یکدیگر در امور زندگانی و فراهم ساختن اسباب پیشرفت و آسایش….
 برگردان واژۀ انگلیسی «civilization» به معنای تمدن، که به جامعۀ پیچیدهﺍﯼ اطلاق میﺷﻮﺩ که تسلط انسان بر محیط زیست طبیعی، باعث پدید آمدن شهرها و پیشرفت و توسعه شهرنشینی شود به گونهﺍﯼ که این پیشرفت همراه با تولید قشرهای اجتماعی، فرم ارتباط نوشتاری، توسعه فرهنگی و تخصصی شدن نیروی کار باشد…، واژه انگلیسی «civilize» دلالت بر دگرگونی زندگی بدوی به یک زندگی در جامعۀ پیشرفته و اهلی دارد، از واژه لاتین و«civilis» به معنای شهرنشینی.
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۳)    

جهانبینی ـ ا. (جَ) چگونگی نگرش نسبت به جهانِ هستی، دیدگاه ﺟﻬﺎﻥﺷﻨﺎﺧﺘﯽ…، ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻥِ ﻭﺍﮊﮤ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ «weltanschauung» و ﻭﺍﮊﮤ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﯽ «worldview» ﺩﺭ معنی و ﻣﻔﻬﻮﻡِ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ و ﺟﻬﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻳﮏ ﻓﺮﺩ و ﻳﺎ ﮔﺮﻭهی ﺑﺎﺷﺪ….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻣﻘﻮﻟﮥ ﺷﻨﺎﺧﺖ (۲) 

 ﺣﻖ ـ  ا. - مص. [ع.] (حَ قّ) یکی از نامﻫﺎﯼ خداوند، وجودِ ثابت، ﺍﻣﺮ ﻣﻘﺮﺭ، ﻋﺪﻝ، نصیب و بهره از چیزی، مال و ملک، شایسته و سزاوار، ضد باطل…، در ﺗﺼﻮﻑ و عرفان؛ بیشترین تأکید و دلالتِ واژۀ حق بر ﻣﻌﻨﺎﯼ «وجود ثابت» است؛ حقی که وجودیﺳﺖ که دستخوش دگرگونی و تغییر نیست و شناختِ ﺁﻥ، برابر با ﺍﺛﺒﺎﺕِ ﻳﮕﺎﻧﮕﯽﺍﺵ ﺍﺳﺖ….  || ﺣﻘﻴﻘﺖ: ﺍﻣﺮ ﻣﺴﻠﻢ، ﻭﺟﻮﺩ ﻣﺴﻠﻢ، ﻫﺴﺘﯽ، ﺻﺪﻕ و ﺩﺭﺳﺘﯽ…، در فلسفه؛ حقیقت، آن درستیﺳﺖ که بیرون از زمان و مکان ﺑﺎﺷﺪ و از اینرو درستیﺍﺵ، همیشگی است و لذا در معنا با واژۀ «واقعیت» به مفهوم آن درستی که رخدادیﺳﺖ که در زمان و مکان است و درستیﺍﺵ، همیشگی نیست، تفاوت دارد….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻣﻘﻮﻟﮥ ﺷﻨﺎﺧﺖ (۳) 

 ﺩﺍﻧﺶ ـ ا.ﻣﺺ (ﻥِ) «ﭘﻬـ. dãnisn»  ﺍﺳﻢ ﻣﺼﺪﺭ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ، ﺩﺍﻧﻨﺪﮔﯽ، ﺩﺍﻧﺎﻳﯽ، ﻓﻀﻞ…، ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻥِ ﻭﺍﮊﮤ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﯽ »knowledge» به ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺁﮔﺎﻫﯽﻫﺎ، ﺩﺍﻧﺎﻳﯽﻫﺎ، اطلاعات، ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﺩﺳﺖ ﺁﻳﺪ و در شکل و فرمی ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎﺑﺪ…
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻣﻘﻮﻟﮥ ﺷﻨﺎﺧﺖ (۲) 

  ﺭﺋﺎﻟﻴﺴﻢ ـ ا. [فر.] نام یک مکتب هنری، نام یک نظریه و آموزۀ فلسفی…. از واژۀ فرانسۀ قدیم «réel» به ﻣﻌﻨﯽ واقعی، از واژه‌های لاتین «rēs» و «reālis» ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺷﯽء.
 در هنر؛ نام یک مکتب هنریﺳﺖ که در میانۀ سدۀ نوزدهم میلادی در اروپا (نخست در فرانسه) پاگرفت، هنری به هدف نشان ﺩﺍﺩﻥ موضوعﻫﺎﯼ فردی و اجتماعی ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﯼ صادقانه، بدون تصنع و همچنین به دور از فضاهای ساختگی و غیرمحتمل و عناصر ﺷﮕﻔﺖﺁﻭﺭ و عجیب….  در فلسفه؛ نظریهﺍﯼ ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻔﻪ بر پایۀ پذیرش جهان فیزیکی با عنوان واقعیتی ﺭﺍﺳﺘﻴﻦ و ﻣﺴﺘﻘﻞ از تفکر و انتزاع، مخالف با نظریۀ «نومینالیسم»….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۲) 

 ﺭﻣﺎﻧﺘﻴﺴﻴﺴﻢ ـ  ا.   [انگ. Romanticism  ـ  فر. Romantisme  ـ  اﻳﺘﺎﻟﯽ. Romanticismo] ﻣﮑﺘﺐ و ﺳﺒﮏ ﻫﻨﺮﯼ ﺭﻣﺎﻧﺘﻴﮏ، یک مکتب هنری که در پایاﻧﻪﻫﺎﯼ سدۀ هجدهم میلادی در اروپا شکل گرفت و در ﻣﺪﺕ زمان نزدیک به پنجاه سال در اوج شکوفایی ﺑﻮﺩ. نام این مکتب برگرفته از واژۀ انگلیسیِ میانه و فرانسۀ قدیم «Romance» است، به معنی داستان عاشقانه (ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ)، از واژۀ لاتین عامیانه «Rōmānicē» و واژهﻫﺎﯼ «Rōmānicus» و «Rōmānus».  
 با آغاز سدۀ هجدهم میلادی و انقلاب صنعتی در اروپا، عصر روشنگری و رویکرد و توجه وافر به مقولۀ خردمداری، تفکر علمی، زندگیﻫﺎﯼ ماشینی و شهری، و ناگزیر در پی آن، کم بها شدن ارزشﻫﺎﯼ فردی، عواطف، ﻏﺮﺍﺋﺰ، دور شدن از طبیعت پیرامون، و خدشهﻫﺎ و ﺁﺳﻴﺐﻫﺎﻳﯽ که این رخدادها ﺑﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻋﺎﺩﯼ ﻣﺮﺩﻡ، در گذشت بیش از یک سده با خود ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺍﺷﺖ، در این زمان و در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺗﺮﺱ، ﺩﻟﻬﺮﻩ و ﻭﺣﺸﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﮔﺮﻳﺰ ﺍﺯ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﯼ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ﺁﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ، ﺟﺎﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻫﻨﺮﯼ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻣﺎﻧﺘﻴﺴﻴﺴﻢ ﻧﺎﻣﻴﺪه ﺷﺪ؛ ﻣﮑﺘﺒﯽ ﮐﻪ نه فقط در حوزه هنر و در ارج نهادن به طبیعت و توجه به آرمانﻫﺎ و عواطف انسانی…، بلکه در بسیاری از زمینهﻫﺎﯼ دیگر اجتماعی مانند آموزش و پرورش، و ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻧﻴﺰ توانست اثرهای ﺑﺴﻴﺎﺭ مهمی بر جای گذارد.
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۲)   

 ﺭﻧﺴﺎﻧﺲ ـ ا. [فر.] «Renaissance» نوزایی، تولدِ دوباره، بازگشت، دورۀ بازگشت به مسیر پیشرفت تمدن ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ از سدۀ چهاردهم تا نیمه سدۀ هفدهم میلادی که همراه با دگرگونیﻫﺎ و تحولات فرهنگی و دینی و علمی ﺑﻪ دورۀ قرون وسطی پایان ﺩﺍﺩ، ﺩﻭﺭﮤ ﮔﺬﺍﺭ ﺍﺯ ﻗﺮﻭﻥ ﻭﺳﻄﯽ ﺑﻪ ﻣﺪﺭن، ﺩﻭﺭه ﺍﺣﻴﺎﺀ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ و ﺻﻨﺎﻳﻊ و ﻋﻠﻮﻡِ ﻗﺪﻳﻢ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ….
 از واژۀ فرانسۀ قدیم «renaistre»، از ﻭﺍﮊﮤ لاتین ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ «renāscere» و ﺍﺯ واژه ﻻﺗﻴﻦ «rē - nascī» به معنی تولدِ دوباره، نوزایی
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۶) 
 

ﺳﺎﺯﻭﺍﺭﯼ ـ حا.مص. (~.) توانایی زیستی در ماندگاری نسل، توانایی زادوری و بقاء…، برگردان واژۀ انگلیسی «fitness» در علم ﺯﻳﺴﺖﺷﻨﺎﺳﯽ؛ به معنای سهم ژنتیکی یک فرد در خزانۀ ژنتیکی نسل آینده نسبت به متوسط جمعیت، بر پایۀ پژوهش و آزمایش بر روی فرزندان هر فرد در رسیدن به سن باروری سالم….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۱) 

 ﺳﺒﮏ ـ ﻣﺺ. [ع.] (ﺱَ ﺏْ) ﮔﺪﺍﺧﺘﻦ ﻓﻠﺰ و ﺑﻪ ﻗﺎﻟﺐ ﺭﻳﺨﺘﻦ…، ﺩﺭ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺍﺩﺑﯽ؛ ﺗﻠﻔﻴﻖ ﻭﺍﮊﻩﻫﺎ، ﺭﻭﺵ ﻳﺎ ﺷﻴﻮﻩ ﺧﺎﺹ ﮐﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﻳﺎ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻄﺎﻟﺐ و ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻃﺮﺯ ﺟﻤﻠﻪﺑﻨﺪی و ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﻝ ﺍﻟﻔﺎﻅ و ﺗﺮﮐﻴﺒﺎﺕ و ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺗﻌﺒﻴﺮ و ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻀﺎﻣﻴﻦ….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﺑﺎﺯﻧﻤﻮﺩ ﻓﺸﺮﺩﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻭﺍﮊﮤ ﮐﻠﻴﺪﯼ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﺭﺵ

  ﺳﺮﻭﺩﻩ ـ ص.مفـ. (سُ دِ دَ)  خوانده‌شده، گفته‌شده، شعر ساخته‌شده، شعر…

 سنا ـ ا. [فر.] «sénat» بالاترین شورای مشورتی و قانوﻧﮕﺬﺍﺭﯼ در بسیاری از کشورها، شورای سالخوردگان، شورای عیان…، از واژه‌های لاتین «senātus» و «senex» و همچنین از ریشۀ هندو اروپایی واژۀ «sen» به معنی سالخورده، ﺑﺰﺭﮒ….  || سِنِکس (senex) یا شورای سالخوردگان و بزرگان در روم باستان. کار و وظیفه این شورا تصمیمﮔﻴﺮﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﻫﺎ و امورات ﮐﺸﻮﺭ بود اما در موارد بسیار مهم، فقط حق بررسی ابتدایی را داشت. قدیمیﺗﺮﻳﻦ ﺗﺮﮐﻴﺐ این شورا، پاترها (pater) یا پدران خانوادهﻫﺎﯼ ﺍﻋﻴﺎﻥ و بزرگان بودﻧﺪ که به این خانوادهﻫﺎ «پاتریسین» میﮔﻔﺘﻨﺪ. در کل، تعداد اعضای ﺍﻳﻦ ﺷﻮﺭﺍ به سیصد نفر میﺭﺳﻴﺪ که بر پایۀ پیوند خونی با قبایل مهم، ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ….
 ر.ک  چکیدهﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۴) 

 
شناختن ـ ﻣﺺ.م  (شِ خْ تَ) «پهـ. šnãxtan» اشناختن، آشنا شدن، واقف شدن، دانستن، با کسی آشنایی داشتن، شناسیدن و اشناسیدن هم گفتهﺍﻧﺪ….  || ﺷﻨﺎﺧﺖ: ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﯽ، ﺁﺷﻨﺎﻳﯽ، ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ، ﻋﻠﻢ و ﻣﻌﺮﻓﺖ…، ﺩﺭ ﻋﺮﻓﺎﻥ؛ ﻣﻘﺎﻡ ﺳﻮﻡ ﺩﺭ ﻃﺮﻳﻘﺖ ﺳﺎﻟﮏ (شیخ عطار، ﻣﺼﻴﺒﺖﻧﺎﻣﻪ)، ﺩﺭ ﻓﻠﺴﻔﻪ؛ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻘﻠﯽ (neòsis) و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﮐﻠﯽ (katholou) ﺗﺎ ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺟﺰء (ﺍﺭﺳﻄﻮ، ﻣﺘﺎﻓﻴﺰﻳﮏ)
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻣﻘﻮﻟﮥ ﺷﻨﺎﺧﺖ 

 ﻋﺮﻓﺎﻥ ـ مص.م  [ع.] (عِ)  ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ، ﺧﺪﺍﺷﻨﺎﺧﺘﯽ….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻣﻘﻮﻟﮥ ﺷﻨﺎﺧﺖ (۳) 

 علم ـ مص. [ع.] (عِ لْ) یقین کردن، یقین، معرفت…، برگردان واژۀ انگلیسی «science» به معنای مشاهدۀ سیستماتیکِ ساختار و رفتارِ مواد و جهان فیزیکی بر پایه مشاهده، آزمایش و ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﮔﻴﺮﯼ، و ﺳﭙﺲ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﯼ و ﺗﺪﻭﻳﻦ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ و ﻧﻈﺮﻳﻪﻫﺎ….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻣﻘﻮﻟﮥ ﺷﻨﺎﺧﺖ (۲) 

 ﻗﺎﻟﺐ ـ ا. [ع.] (ﻝِ ﻝَ) ﻇﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ، ﻓﻠﺰ ﮔﺪﺍﺧﺘﻪ و ﻳﺎ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﻣﯽﺭﻳﺰﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ و ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺩﺭﺁﻳﺪ…، ﺩﺭ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺍﺩﺑﯽ؛ ﭼﺎﺭچوبی ﺍﺯ ﭼﻴﺪﻣﺎﻥ ﻭﺍﮊﻩﻫﺎ….
  ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻗﺎﻟﺐ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﺭﺵ

 ﮐﺎﻟﻮﻳﻨﻴﺴﻢ ـ ا. [فر.] (ﻝْ) «calvinism» یک جریان فکری و نگرشی اصلاحگر در مسیحیت، با عنوان شاخهﺍﯼ از مذهب پروتستان بر پایۀ آموزهﻫﺎﯼ ﮊﺍﻥ کالوﻳﻦ و پیروانش، مبتنی بر قدرت مطلق خداوند، و رستگاری برگزیدگان به واسطۀ ایمان ایشان…. 
 کالوین (۱۵۰۹ـ۱۵۶۴) از مردم فرانسه بود و چون در آن زمان، فرانسه جای مناسبی برای ﺑﻴﺎﻥ افکار و ترویج عقاید ﻭﯼ نبود، به کشور سویس رفت و در آنجا آموزشگاهﻫﺎﻳﯽ برپا کرد ﮐﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﮥ ﺁﻣﻮﺯﻩﻫﺎی ﺍﻭ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ و ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ…، و چون سویس پناهگاه ستمدیدگان بود و بسیاری از مردم اروپا به آنجا آمدو شد داشتند، پس با مرام و اندیشهﻫﺎﯼ خاص او آشنا شدند و در بازگشت به پراکند و اشاعۀ آنها نیز پرداختند….
 بدینﺳﺎﻥ در بسیاری از مناطق اروپا، ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎﯼ کالوین مطرح شد و پیروانی پیدا کرد: «اوگنوتﻫﺎ» در فرانسه، «پرسبیتیرینﻫﺎ» در اسکاتلند و «پیورتنﻫﺎ» در انگلستانِ مرکزی و سپس در امریکا…، و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ به هواداری از کالوﻳﻦ، در برخی از کشورها کلیساهایی برپا شد و از آن جایی که برآورد و ﺭﻭﻳﮑﺮﺩ ﺁﻣﻮﺯﻩﻫﺎﯼ ﻭﯼ بر ﺍﺻﻞ فرمانبرداریِ مردم از دولت انعکاس داشت و تعبیر به نوعی از شیوۀ کشورمداری ﺑﺮ ﭘﺎﻳﮥ ﺗﺌﻮﮐﺮاسی و اریستوکراسی میﺷﺪ، لذا بر جریانﻫﺎﯼ سیاسی ﻧﻴﺰ اﺛﺮ ﮔﺬﺍﺷﺖ، ﺑﺮﺩﺍﺷﺖﻫﺎﻳﯽ ﺍﺯ ﺁﻣﻮﺯﻩﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﺷﺪ و ﺗﺼﺮﻓﺎﺕ و تغییراتی ﭼﻨﺪ ﺩﺭ آنها ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻣﺪ.
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۷) 


 ﮔﻔﺘﺎﺭ ـ
ا.مص . «پهـ. guftãr» (ﮒُ) سخن گفتن، سخن….

 ﻣﻨﺪﺍﻳﯽ ـ ص.ن  [آرامی] (مَ  نْ)  منسوب به مذهب منداییان. از واژۀ آرامی «mandaya» به معنی دارا بودن دانش، و از ریشۀ «manda» یا «madda» در معنای دانش.
 منداییان یا پیروان ﺁﻳﻴﻦ مندایی، مردمانی هستند از بقایای اقوام سامی‌تبار سرزمین بابل، ساکن در حوضۀ ﻣﻴﺎﻧﺮﻭﺩﺍﻥ، و همچنین دیگر اقوام سامیِ مهاجری که در سدۀ نخست میلادی، از فلسطین به سرزمینﻫﺎﻳﯽ در ﮐﻨﺎﺭﻩﻫﺎﯼ رود فرات، حران، میاﻧﺮﻭﺩﺍﻥ و رود کارون، کوچ کردند. 
 مجموعه باورهای ﺍﻳﺸﺎﻥ در کتابی به نام «گینزه» گردآوری و ﺿﺒﻂ است و بنابر برخی از نوشتهﻫﺎﻳﺸﺎﻥ، اینان ﺍﺯ پیروان ﻳﺤﻴﯽ (ﭘﻴﺎﻣﺒﺮِ ﺗﻌﻤﻴﺪ‌ﺩﻫﻨﺪﻩ، ﻣﻌﻤﺪﺍﻥ) فرزند زکریا از نوادگان یعقوب ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ باشند! و همچنین برخی از ﺍﻳﻨﺎﻥ (ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺣﺮاﻥ) ﺧﻮﺩ را ﺍﺯ «صاﺑﺌﻴﻦ» ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ که بنابر روایت «ابنﺍﻟﻨﺪﻳﻢ» در کتاب «الفهرست»، ﻣﺬﻫﺐ ﺻﺎﺑﻴﻪ را از جهت در امان ماندن از تهدید مأمون خلیفه عباسی به کشتارشان، اختیار ﮐﺮﺩﻧﺪ. (ﺳﺪه‌های ﺩﻭﻡ و ﺳﻮﻡ ﻫﺠﺮﯼ) 
 جهانﺷﻨﺎﺧﺘﯽ مندایی بر پایه و اساس دوگانگی یا ثنویت است. دو عنصر؛ پاکی از جنس روح، و پلیدی از جنس ماده، و اسیری روح به جهت نفوذ ماده در روح که درنهایت با رهایی روح از قید ماده، این اسارت به پایان میﺭﺳﺪ…، و در این راه، یاریﺭﺳﺎﻧﯽ ارواح ناجی، ارزش و اهمیتِ آب در پاکی و طهارت، و غسل ﺗﻌﻤﻴﺪ ﺍﻳﺸﺎن توسط اشخاصی که روح ناجی در آنان حلول داشته است…، از اینرو محل گردآمدﻧﺸﺎﻥ ﻧﻴﺰ در نزدیکی رودخانهﻫﺎ و یا معابر ﺁﺑﯽ سدشده است و از این ﻧﻈﺮ است ﮐﻪ برخی، ایشان ﺭﺍ از ‌‍‌اهل «مغتسله» ﭘﻨﺪﺍﺷﺘﻨﺪ.
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۷) 

 ﻣﻪ ـ ا. (مِ) بخارآب پراکنده در هوای نزدیک زمین، بخاری که در هوای بارانی و مرطوب تولید ﻣﯽﺷﻮﺩ….

 ﻧﺎﻣﮏ ـ نامه: ا.  «پهـ. nãmak» (ﻡَ) نوشته، کاغذ نوشته‌شده، کتاب

 ﻧﻘﺪ ـ ﻣﺺ. [ع.] (ﻥَ) ﺳﺮﻩ ﮐﺮﺩﻥ، ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺏ ﺍﺯ ﺑﺪ، ﻇﺎﻫﺮ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻋﻴﻮﺏ ﻳﺎ ﻣﺤﺎﺳﻦ ﮐﻼﻡ….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﺩﺭﺑﺎﺭﮤ ﻧﻘﺪ 

 ﻧﮕﺎﺭﺵ ـ ا.مص. (ﻥِ) نوشتن.
 در مفهوم به هر گونه از نوشتن اشاره و دلالت دارد. در یک تعریف علمی: دانشیﺳﺖ برای نوشتن، مجموعه آگاهیﻫﺎﯼ شناخته‌شده و مورد پذیرش دربارۀ ماهیت، فنون و مهارتﻫﺎﯼ نوشتن؛ مهارتﻫﺎﻳﯽ که بخشی از آن در حوزۀ هنرهای زیبا، و برخی دیگر کاربردیﺳﺖ.

 ﻧﻮﺷﺘﺎﺭ ـ ا. (~.) آنچه نوشته شود، نوشته… (نثر و ﻧﻈﻢ) 

 ﻧﻮﻳﺴﻪ ـ ا.آ   ا.ﻣﺺ. (نِ سِ سَ) حروف چاپی، کاراکتر، الفبا، متن، ﺭﺳﺎﻟﻪ، نثر

 ﻭﺍﺝ ـ ا. «ﭘﻬـ. vãč» ﮔﻔﺘﺎﺭ، ﮐﻼﻡ، ﺳﺨﻦ، ﮐﻠﻤﻪ، ﺩﻋﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﺯﺭﺩشتیان ﺩﺭ ﺳﺮ ﺧﻮﺍﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ، ﺯﻣﺰﻣﻪ…، ﺩﺭ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺯﺑﺎﻥﺷﻨﺎﺧﺘﯽ: ﺁﻭﺍﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻥ ﮔﻔﺘﺎﺭﯼ….
  ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﺍﺯ ﻭﺍﺝ ﺗﺎ ﻭﺍﮊﻩ 

 ﻭﺍﮊﻩ ـ ا. «ﭘﻬـ. vãčak»  ﻟﻐﺖ، ﮐﻠﻤﻪ….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﺍﺯ ﻭﺍﺝ ﺗﺎ ﻭﺍﮊﻩ  

 ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ـ  مص.ﺟـ. [ع.]  (قِ یَّ)  امرِ واقع، کار انجام‌شده، وضعیت عینی، راستی و درستی رخدادی….  || واقِع: فرود آمده، پابرجا….  || ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ: رئالیسم.
 ر.ک ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۱)   
   > ﻭﺍﻗﻊﮔﺮﺍﻳﯽ (۲) 

 ﻫﺠﺎﺀ ـ
مص. [ع.] (هـِ) شمردن معایب دیگران، بدی کسی را گفتن…، و نیز به معنی تقطیع لفظ و بیان کردن حروف با حرکات. در علم عروض به هر پارهﮔﻔﺘﺎﺭ یا بخش، هجاء میﮔﻮﻳﻨﺪ…، بخش (ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ) برگردان واژۀ انگلیسی «segment» اﺳﺖ.
 ر.ک ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﺍﺯ ﻭﺍﺝ ﺗﺎ ﻭﺍﮊﻩ  
 
 ﻫﻨﺮ ـ ا. (هـُ نَ) «پهـ. hunar» ﭼﻴﺮﻩﺩﺳﺘﯽ، ﻣﻬﺎﺭﺕ، ﻓﻦ، ﭘﻴﺸﻪ، ﮐﺎﺭِ ﻧﻤﺎﻳﺎﻥ و ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ…، و ﺩﺭ ﺍﺻﻄﻼﺡ؛ ﻫﺮ ﻳﮏ ﺍﺯ ﻫﻨﺮﻫﺎﯼ ﺯﻳﺒﺎ… 
 ﺑﺮﺍﺑﺮﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﻭﺍﮊﮤ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﯽِ ﻣﻴﺎﻧﻪ و ﻓﺮﺍﻧﺴﮥ ﻗﺪﻳﻢ «art» و واژه ﻻﺗﻴﻦ «ars» ﺩﺭ ﻣﻌﺎﻧﯽ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻬﺎﺭﺕ، ﭘﻴﺸﻪﻭﺭﯼ، ﺻﻨﻌﺖ، ﻧﻴﺮﻧﮓ، ﮐﻨﺎﻳﻪﺁﻣﻴﺰ…، و ﺩﺭ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻫﻨﺮﯼ: ﺑﻬﺮﻩﮔﻴﺮﯼ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻭﯼ ﺍﺣﺴﺎﺱ و تخیل، و مهارت در ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ، ﺍﻳﺠﺎﺩ و بکاﺭﺑﺴﺘﻦ ﻧﻘﺶﻫﺎ، ﺻﺪﺍﻫﺎ، ﻭﺍﮊﻩﻫﺎ...، در نمود ﺯﻳﺒﺎیی.
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﺍﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎﯼ ﻫﻨﺮﯼ 

 ﻳﺴﻮﻋﯽ ـ  [ع.] (یَ سُ عِ) برگردانِ واژۀ فرانسوی «Jésuites»، ﺍﻧﺠﻤﻦ ﻋﻴﺴﯽ، ﻧﺎﻡ یک فرﻗﻪ ﻭ ﺍﻧﺠﻤﻦ مذهبی وابسته به کلیسای کاتولیک و پاپ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۵۳۴ میلادی در پاریس ﺗﻮﺳﻂ «ﺍﻳﻨﺒﺎﺱ دولویولا» اسپانیایی راهﺍﻧﺪﺍﺯﯼ و سپس توسط پاپ «پل سوم» در سال ۱۵۴۰ رسماً تأسیس شد.
 اساس فعالیت ایشان در ترویج و تقویت کاتولیکﻫﺎ و عدالت اجتماعی ﺍﺯ طریق ارتباط و خدمات به مردم ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﯼ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ است: در کار آموزش و پرورش و ﺍﻳﺠﺎﺩ مدارس و دانشگاهﻫﺎ با استادان کارآزموده و شایسته، با برنامهﻫﺎﯼ آموزشی منظم و عمیق و رایگان، ﺁﻣﻮﺯﺵ و ﺧﺪﻣﺎﺕ حرفهﺍﯼ، ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩﻫﺎ….
 ر.ک  ﭼﮑﻴﺪﻩﻫﺎ و ﻣﻘﺎﻟﻪﻫﺎ، > ﻭﺍﻗﻊ ﮔﺮﺍﻳﯽ (۸)